به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام و المسلمین ناصر قیلاوی زاده ، استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع) و قائم مقام وپژوهشگر مرکز اسلامی ( پژوهشکده شهید صدر) در گفت و گوی اختصاصی عنوان کرد: برای درک چگونگی بازتعریف دوگانه آموزش نظری و تربیت میدانی در فلسفه تعلیم و تربیت توسط واقعه میناب ، ابتدا باید مفهوم «مقاومت» را در منظومه فکری امامین انقلاب بهدرستی بشناسیم. معمولاً مقاومت را محدود به جهاد سخت و فعالیتهای نظامی میدانیم، اما در نگاه رهبر معظم انقلاب، مقاومت یک «اصل هویتی» و «نرمافزار تمدنساز» است، نه یک تاکتیک مقطعی. تمدن نوین اسلامی که غایت انقلاب اسلامی است، بیش از آنکه بر کشورگشایی یا تحمیل فرهنگی استوار باشد، بر ارائه یک سبک زندگی الهی به بشریت بنا میشود؛ و مقاومت شالوده این سبک زندگی است.
وی ادامه داد: رهبر انقلاب بارها هشدار دادهاند که ملتی که هویت خود را از دست بدهد، در مشت بیگانگان ذوب میشود. غرب امروز با نظام فرهنگی و آموزشی مهاجم و با هدف هویتزدایی، بهدنبال تحمیل سبک زندگی مادی است. در برابر این پروژه، مقاومت یعنی دفاع از مرزهای عقیدتی، شخصیتی و فرهنگی انسان.بنابراین وقتی از «تربیت مقاومتی» سخن میگوییم، از قلب تمدنسازی حرف میزنیم. مقاومت چارچوبی ارائه میدهد که در آن انسان نه مصرفکننده منفعل، بلکه کنشگر آگاه و مؤمن میشود.
قیلاوی زاده افزود: بر این اساس واقعه میناب پیام روشنی داشت: رشد حقیقی انسان از مسیر «ایستادگی بر حق» میگذرد؛ حتی با وجود هزینه. در الگوی کلاسیک تربیت، آموزش نظری مقدم بر کنش عملی است؛ اما در تربیت مقاومتی، میدان و تجربه زیسته، محل اصلی رشد و تکمیل معرفت است. همانگونه که شهید مطهری تأکید دارد، تربیت با نظریه کامل نمیشود؛ باید آزادی عمل و فرصت تجربه در میدان واقعی فراهم شود.
در میناب نیز همین اتفاق افتاد: میدانی شکل گرفت که نهتنها دانشآموزان بلکه خانوادهها، شهر و جامعه پیرامون را رشد داد و تربیت کرد. رفتار خانوادههای شهدا، صبر و آگاهی آنها و ایستادگی شهر میناب، یک «مکتب تربیتی» را رقم زد؛ مکتبی که میتوان آن را «مکتب میناب» نامید.
قیلاوی زاده با تاکید بر" نخ تسبیح " بودن هویت مقاومت در ساحت های سند تحول بنیادین، افزود: در ظاهر میتوان تصور کرد که هویت مقاومت ساحت هفتم تربیت باشد؛ اما واقعیت این است که مقاومت «در عرض» سایر ساحات نیست، بلکه «نخ تسبیح» آنهاست. ساحات سند تحول شامل اعتقادی، اجتماعی، زیستی، اقتصادی، زیباشناختی و علمیفناورانهاند. اما هویت مقاومتی عامل معنادهنده و جهتدهنده به همه این ساحات است.اگر علم و فناوری بدون هویت مقاومت باشد، در مسیر تمدن اسلامی حرکت نمیکند. اگر هنر و زیباشناسی از هویت ایرانی ـ اسلامی جدا شود، در برابر هجوم فرهنگی غرب شکننده خواهد بود. در حوزه اقتصاد، اجتماع، بدنمندی و زیست نیز همین قاعده برقرار است.بنابراین مقاومت نه یک بخش اضافه، بلکه بنیانی است که تمام ابعاد تربیت را بهسوی هدف تمدن نوین اسلامی همسو میکند.
قیلاوی زاده در ادامه با مقایسه " شهروند جهانی منفعل " و " مجاهد آرمان گرا" عنوان کرد: در گفتمان لیبرالی، «شهروند جهانی» جزئی از یک ماشین مادی است؛ هویت او در نقش اقتصادیاش تعریف میشود. انسان در این مدل، بیشتر یک ابزار است تا یک موجود دارای هویت، معنا و رسالت.اما الگوی تربیت اسلامی که در واقعه میناب جلوه کرد، از نوع دیگری است: الگوی «مجاهد آرمانگرا». در این الگو، انسان با آگاهی تاریخی و هویت ایمانی خود به کنش فعال تبدیل میشود. واقعه میناب بهخوبی نشان داد که یک مدرسه میتواند به خاک تربیتکننده تبدیل شود؛ جایی که نوجوانان و خانوادهها، مسئولیتپذیری، ایثار و مقاومت را در عمل معنا میکنند.
وی افزود: یکی از آثار برجسته این واقعه، «آگاهی تاریخی» بود که در جامعه ایجاد شد. مردم درک کردند که در نبرد حق و باطل کجا ایستادهاند. از سوی دیگر «اراده معنوی» بهوجود آمد؛ ارادهای که انسان را از منفعتطلبی فردی به مسئولیتپذیری جمعی میبرد. نمونه روشن آن مادرانی بود که گفتند خون فرزندان ما رنگینتر از خون بچههای میناب نیست؛ این یعنی تربیت برای ایثار، نه صرفاً رفاه.این واقعه همچنین روایت جدیدی از «مدرسه» ساخت: مدرسه نه فقط محل آموزش و نمره، بلکه بستر هویتسازی و رشد انسانی است. مدرسه میناب تبدیل به نقطه عطفی در روایت تمدنی ملت ایران شد.
قیلاوی زاده در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به نسبت " ارداده و "آگاهی تاریخی" دانش آموزان میناب با ذکترین مقاومت افزود: دکترین مقاومت دو رکن اساسی دارد: اراده متکی بر ایمان و آگاهی تاریخی و هویتی.اراده یعنی حرکت در مسیر حق بدون توقف، و آگاهی تاریخی یعنی فهم جایگاه خود در جبهه حق و باطل. واقعه میناب هر دو رکن را بهصورت عینی و اجتماعی نمایان کرد. خانوادهها و مردم استان در کنار سوگ، به یک «فهم تاریخی» رسیدند که این واقعه بخشی از نبرد تمدنی است. همین آگاهی، اراده را زنده کرد؛ ارادهای که در رفتارهای اجتماعی، حضورهای مردمی و شکلگیری حرکتهای فرهنگی قابل مشاهده بود.این تجربیات نشان داد که مقاومت صرفاً یک شعار نیست؛ یک «واقعیت تربیتی» است که در میدان شکل میگیرد. به همین دلیل میتوان گفت میناب نهتنها یک حادثه امنیتی یا انسانی نبود، بلکه یک «تجربه تربیتی ارتقاءدهنده» بود؛ تجربهای که هویت مقاومتی را در وجود مردم زنده و تقویت کرد.
وی ادامه داد: واقعه میناب نشان داد که تربیت فراتر از کتاب و سند و نظریه است. تربیت مقاومتی یعنی رشد انسان در میدان واقعیت، یعنی ساختن هویت در بستر تجربه مشترک. این واقعه به ما آموخت که مقاومت یک ساحت مجزا نیست، بلکه جوهرهای است که همه ساحات تربیت را به سمت قله تمدن اسلامی هدایت میکند. میناب برای مردم ما آگاهی تاریخی آفرید، اراده مؤمنانه پرورش داد و تصویری جدید از مدرسه، جامعه و هویت ایرانی ـ اسلامی ارائه کرد.
انتهای پیام/