به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر و تنوعبخشی به سبد تأمین انرژی کشور یکی از ضرورتهای راهبردی برای ایران است. در دولت چهاردهم تا پایان سال گذشته به ظرفیت منصوبه 4525 مگاواتی در نیروگاههای تجدیدپذیر رسیدیم.
در شرایطی که در یک سال اخیر سه جنگ تحمیلی را پشت سرگذاشتهایم و تأمین پایدار انرژی یکی از مهمترین دغدغههای حال و آینده کشور است؛ در میزگردی با عنوان "ظرفیتهای و چالشهای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران" با حضور "سید هاشم اورعی" استاد دانشگاه شریف و رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران و "محمود کریمی" عضو هیئت مدیره انجمن ساتکا به بررسی سهم تجدیدپذیرها در تأمین انرژی حال و آینده کشور و بازبینی روند توسعه آن پرداختهایم.
مشروح بخش اول این میزگرد، در ادامه ارائه میشود.
تسنیم: با توجه به شرایط جنگی که پیش آمده، این پرسش مطرح میشود که وضعیت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر چگونه خواهد بود. به هر حال با یک پارادایم جدید در تأمین پایدار انرژی و شرایط تازه در کشور مواجه هستیم. آیا اکنون نیاز ما به انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر شده یا کمتر؟ و در این وضعیت چه اقداماتی باید انجام دهیم؟
اورعی: اجازه بدهید بحث را از سطح جهان شروع کنیم و بعد به ایران برسیم؛ زیرا این جنگ فقط بر ایران اثر نگذاشته، بلکه بر صحنه انرژی جهان نیز تأثیر گذاشته است. آقای فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی، به درستی میگوید که در طول تاریخ، جهان با چنین تحول و چالش بزرگی در حوزه انرژی مواجه نبوده است؛ حتی در مقایسه با بحرانهای انرژی سالهای 1973 و 1979 که مشکلات جدی در تأمین انرژی جهان ایجاد شد، شرایط کنونی سنگینتر است.
در حال حاضر روزانه بین 13 تا 13٫5 میلیون بشکه کمبود در تأمین انرژی جهان وجود دارد و این موضوع بهتدریج خود را بیشتر نشان میدهد.

جنگ روسیه و اوکراین توسعه جهانی انرژیهای تجدیدپذیر را حداقل 5 سال جلو انداخت
اگر از تاریخ معاصر مثال بزنیم، میتوان به جنگ روسیه و اوکراین اشاره کرد. زمانی که روسیه به اوکراین حمله کرد، بحث قطع صادرات گاز روسیه مطرح شد. در آن زمان برخی طرفداران سوختهای فسیلی تصور میکردند که دوران انرژیهای تجدیدپذیر به پایان رسیده و جهان دوباره به سوختهای فسیلی بازخواهد گشت. اما بررسیهایی که نشریه اکونومیست انجام داد نشان داد پس از گذشت تلاطمهای اولیه، نتیجه دقیقاً برعکس بوده است. بر اساس این تحلیل، جنگ روسیه و اوکراین عملاً توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را حدود پنج سال جلو انداخت. دلیل آن هم این است که حوزه انرژی ماهیتی بلندمدت دارد و برنامهریزی در آن با افق ششماهه یا یکساله انجام نمیشود.
مصرف کنندگان بزرگ نفت جهان تردیدها در توسعه تجدیدپذیرها را کنار میگذارند
تحولات اخیر در صحنه انرژی جهان ناشی از جنگ امریکا علیه ایران و آثار آن، بهشدت به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر کمک میکند. امروز حتی کشورهایی مانند چین و هند، که از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان هستند، اگر پیشتر تردیدی درباره توسعه تجدیدپذیرها و کاهش اتکای کامل به سوختهای فسیلی داشتند، اکنون این تردید بسیار کمتر شده است. از سوی دیگر، روند مهم دیگری نیز در حال شکلگیری است که آن افزایش سهم برق در سبد انرژی جهان است.
اگر به تقاضای انواع سوخت تا سال 2050 نگاه کنیم، مشاهده میکنیم که زغالسنگ با سرعت زیادی در حال کاهش است و تقریباً به سمت صفر حرکت میکند. گاز طبیعی با سرعتی کمتر طی 25 سال آینده کاهش خواهد یافت و نفت نیز به نقطه اوج مصرف خود رسیده و روند کاهشی آن آغاز شده است. در مقابل، تنها حامل انرژی که رشد قابل توجهی خواهد داشت، انرژی الکتریکی است. علت این موضوع نیز افزایش استفاده از برق در بخشهایی مانند حملونقل و گسترش خودروهای برقی است.
تقاضای جهانی برق دوبرابر میشود
پیشبینیها نشان میدهد در حالی که تقاضا برای بسیاری از حاملهای انرژی کاهش مییابد، تقاضای برق تا چند دهه آینده تقریباً دو برابر خواهد شد و جالبتر آنکه حدود دو سوم این افزایش از طریق منابع تجدیدپذیر تأمین میشود. بنابراین وقتی سهم برق در سبد انرژی جهان افزایش پیدا میکند و در عین حال اتکا به سوختهای فسیلی کاهش مییابد، طبیعی است که بخش عمده این تقاضای جدید باید از طریق انرژیهای تجدیدپذیر تأمین شود. تجربه جنگ روسیه و اوکراین نیز نشان داد که کشورها با شدت بیشتری به سمت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و افزایش سهم آن در سبد انرژی خود حرکت خواهند کرد.
بازار تجهیزات نیروگاههای فسیلی در حال کوچکشدن است
تسنیم: این وضعیت برای ایران چگونه است؟ پیش از این شرایط جنگی و حتی پیش از جنگ دوازدهروزه، سیاستگذاریهایی در دولت انجام شده بود تا جهش قابل توجهی در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر رخ دهد. آیا این شرایط جدید باعث میشود سرعت این روند بیشتر شود؟
کریمی: در پاسخ باید گفت که همانطور که اشاره شد، روند جهانی کاملاً روشن است. اگر به آمار احداث نیروگاههای جدید در جهان نگاه کنیم، میبینیم که از سال 2020 به بعد بیش از 80 درصد نیروگاههای جدیدی که ساخته میشوند از نوع تجدیدپذیر هستند. چنین روندی نمیتواند اتفاقی باشد. وقتی یک روند جهانی شکل میگیرد، قطعاً پشت آن مطالعات و تصمیمگیریهای جدی وجود دارد و پیامدهای اقتصادی و فناورانه آن نیز مشخص است.
برای مثال، در صنعت خودرو زمانی تغییر از کاربراتور به انژکتور اتفاق افتاد. شاید کشور ما جزو آخرین کشورهایی بود که خودروهای کاربراتوری را کنار گذاشت، اما در نهایت تولید آنقدر کاهش یافت که حتی از نظر اقتصادی نیز دیگر توجیهی برای ادامه آن وجود نداشت. دقیقاً همین اتفاق در حوزه نیروگاههای فسیلی نیز در حال رخ دادن است.
شرکتهایی که در اروپا دهها شعبه برای ساخت تجهیزات نیروگاههای فسیلی داشتند، امروز فعالیتهای خود را بهشدت کاهش داده و بسیاری از آنها ادغام شدهاند. این نشان میدهد که بازار این صنعت در حال کوچک شدن است. وقتی تولید کاهش پیدا کند، قیمت تمامشده افزایش مییابد و در نتیجه رقابت با انرژیهای تجدیدپذیر دشوارتر میشود.

اگر روند جهانی توسعه تجدیدپذیرها را دنبال نکنیم، بهمشکل تأمین انرژی برمیخوریم
بنابراین چه بخواهیم و چه نخواهیم، این روند در جهان شکل گرفته است و اگر ما آن را دنبال نکنیم، در آینده با مشکل در تأمین انرژی مواجه خواهیم شد. بر اساس برخی برآوردها، سهم برق در سبد انرژی که در گذشته حدود پنج درصد بوده، ممکن است در آینده به بیش از 20 تا حتی 50 درصد برسد. این افزایش نشان میدهد که نقش برق در سیستم انرژی جهان روزبهروز پررنگتر میشود و در عین حال تولید برق نیز بهتدریج از وابستگی به سوختهای فسیلی فاصله میگیرد.
با این حال، در ایران سهم انرژیهای تجدیدپذیر هنوز بسیار پایین است. در حال حاضر کمتر از دو درصد از انرژی کشور از طریق منابع تجدیدپذیر تأمین میشود که رقم بسیار کمی است. مسئله مهم دیگر این است که در کشور ما اغلب تصمیمگیریها به صورت واکنشی و کوتاهمدت و بهعبارتی بهشیوه آتشنشانی انجام میشود؛ یعنی زمانی اقدام میکنیم که مشکلی ایجاد شده و باید آن را بهسرعت حل کنیم، در حالی که برنامهریزی بلندمدت کمتر صورت میگیرد.
هنوز یک نقشه راه شفاف و جامع در توسعه تجدیدپذیرها نداریم
سالها پیش پیشنهاد شد که یک طرح جامع توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در کشور تدوین شود؛ طرحی که با مشارکت همه ذینفعان از جمله دولت، بخش خصوصی و نهادهای مرتبط تهیه شود؛ زیرا زیرساختهای اصلی شبکه برق در اختیار دولت است و توسعه این حوزه نیازمند هماهنگی میان بخشهای مختلف است. اما متأسفانه هنوز یک نقشه راه شفاف و جامع در این زمینه وجود ندارد.
به عنوان نمونه، در برخی طرحها اعداد و اهدافی مطرح میشود، بدون آنکه مطالعات فنی لازم بهطور شفاف ارائه شود. برای مثال اگر قرار است تعداد زیادی سیستم خورشیدی با اینورترهای تکفاز پنج کیلوواتی وارد شبکه شوند، باید بررسی شود که این موضوع چه تأثیری بر کیفیت برق و هارمونیکهای شبکه خواهد داشت. اگر چنین مطالعاتی انجام شده باشد، لازم است نتایج آن در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد تا سرمایهگذاران با اطمینان بیشتری وارد این حوزه شوند.
متأسفانه در برخی موارد تصمیمات مهم برای صنعت برق بدون پشتوانه مطالعاتی کافی گرفته میشود. در حالی که شبکه برق ایران زمانی یکی از بهترین شبکههای منطقه بود، امروز به دلیل نبود برنامهریزی بلندمدت، در مقایسه با برخی کشورهای دیگر آسیبپذیرتر شده است.
همه این مسائل نشان میدهد که توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیازمند مطالعات دقیق، برنامهریزی بلندمدت و فراهم شدن زیرساختهای مناسب است. اگر این کارها انجام شود، میتوان امیدوار بود که روند توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در کشور نیز با سرعت بیشتری پیش برود. در غیر این صورت، با وجود علاقه و تمایل عمومی به این حوزه، ممکن است بسیاری از فرصتها از دست برود.
انتهای پیام/