به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام والمسلمین علی مخدوم، استاد دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام، در گفتوگویی به تشریح چالشهای عمیق ارتباطی در عصر حاضر پرداخت و هشدار داد: ترکیب «شکنندگی معنا» با «نسبیت زبانی» میتواند واقعیتها را در ذهن مخاطب تحریف کند.
حجتالاسلام مخدوم در ابتدا با تبریک میلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه(سلاماللهعلیها)، افزود: امیدواریم همه ما به یمن حضور در خانه نعمت کریمه اهل بیت و به برکت مرقد منور ایشان، نه تنها مهمانان معنوی این بانوی بزرگوار باشیم، بلکه زمینهساز رشد انسانی و اخلاقی خود نیز گردیم. اما مهمتر از خودِ این نعمتها، سپاسگزاری و قدرشناسی از فضل الهی است.
تلاقی اصول ارتباطی و نگاه دینی
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به سلسله مباحث پیشین خود درباره اصول دهگانه ارتباطات، توضیح داد: تلاقی این اصول با دینداری و نگاه اسلامی را بررسی کردیم. نگاه هستیشناختی و نگاه معرفتشناختی به ارتباطات بر دو مفهوم تفاوتهای فردی و عدم قطعیت در ادراک تأکید دارند.
وی ادامه داد: ابهام و عدم قطعیت در فرآیند ارتباط، برای انسانها اضطرابآور است. وقتی این دو اصل (تفاوتهای فردی و ابهام) کنار هم قرار میگیرند، زمینهساز کنجکاوی درباره دیگران میشوند. این کنجکاوی میتواند دو مسیر متفاوت را طی کند:
1. مسیر نامشروع (تجسس): کنجکاوی میتواند به تجسس و ورود به حریم خصوصی دیگران منجر شود. در این حالت، انگیزه فرد کنترل یا قضاوت است و او با هدف رفع اضطراب خود، اطلاعات را به صورت پنهانی جمعآوری میکند. این رفتار که متأسفانه در فضای مجازی به مدل کسبوکار تبدیل شده، حریم خصوصی را نقض میکند.
2. مسیر مشروع (تعامل مثبت/تعارف): از سوی دیگر، کنجکاوی میتواند جنبهای مثبت و تعاملی داشته باشد که در ادبیات قرآنی به آن تعارف میگوییم. در این حالت، انگیزه یادگیری و شناخت بهتر است. روش جمعآوری اطلاعات نیز از طریق تعامل باز و صادقانه صورت میگیرد. برای مثال، روایات توصیه میکنند برای شناخت بهتر، با فرد سفر کنیم؛ هدف، درک عمیقتر و بازشناسی شخصیت اوست، نه استخراج جزئیات زندگی به شیوه تجسسی.
شکنندگی معنا: تضمینی برای انتقال پیام وجود ندارد
حجتالاسلام مخدوم سپس به اصل سوم، یعنی شکنندگی معنا پرداخت و بیان کرد: در ارتباطات، تضمینی وجود ندارد که پیامی که من ارسال میکنم، دقیقاً همان چیزی باشد که مخاطب دریافت میکند. مفهوم ارتباط مؤثر به ارتباطی اطلاق میشود که بیشترین میزان منظور گوینده را به شنونده برساند، اما در واقعیت، به دلیل تفاوتهای سبک فکری و شرایط انسانی، مفاهیم اغلب شکسته میشوند.
وی فرآیند ارتباط را پیچیدهتر از انتقال ساده پیام دانست و افزود: فرآیند ارتباط شامل رمزگذاری و رمزگشایی است. گوینده بر اساس ذهنیت خود پیام را رمزگذاری میکند و گیرنده بر اساس ذهنیت خود آن را رمزگشایی میکند. اگر این دو ذهنیت همخوانی نداشته باشند، سوءتفاهم پیش میآید. حتی گاهی اوقات ما منظور طرف مقابل را متوجه نمیشویم، اما تصور میکنیم متوجه شدهایم. عواملی مانند خستگی، عجله یا مشغولیت ذهنی نیز میتوانند فرآیند رمزگشایی را مخدوش کنند.
نسبیت زبانی: کلمات، واقعیت را میسازند
استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در بخش دیگری از صحبتهای خود به اصل چهارم، یعنی نسبیت زبانی اشاره کرد و توضیح داد: نظریه نسبیت زبانی بیان میکند که ساختار زبان و نوع بیان، بر جهانبینی و دستهبندیهای ذهنی افراد تأثیر میگذارد. واژگان و لحن کلمات میتوانند توجه، ادراک و حتی حافظه انسان را تغییر دهند و چارچوب جدیدی برای تفسیر وقایع ایجاد کنند.
وی برای شفافسازی این موضوع، مثالهای ملموسی از فضای رسانهای زد: فرض کنید در کشوری مانند سوریه جنگ رخ داده و مردم مهاجرت میکنند. اگر یک شبکه خبری از عباراتی مانند بحران پناهجویان یا هجوم پناهجویان استفاده کند، حس تهدید را در مخاطب ایجاد میکند. اما اگر شبکه دیگری از عباراتی مانند چالشهای انسانی مهاجران استفاده کند، ارزش انسانی و احترام فرد پناهجو بیشتر به چشم میآید. کلمات، واقعیت را در ذهن مخاطب میسازند.
حجتالاسلام مخدوم مثال دیگری از فضای داخلی کشور ارائه داد و گفت: در مورد دفاع مقدس، واژه جانباختگان بار معنایی متوسطی دارد. اما اگر شبکهای داخلی به جای واژهای مانند شهدا از جانباختگان استفاده کند، ممکن است برای مخاطب بومی که انتظار واژهای با بار معنایی بالاتر را دارد، حس ناخوشایندی ایجاد کند. در مقابل، اگر یک شبکه خارجی از واژه تلفات استفاده کند، بار معنایی کاملاً متفاوتی دارد. بنابراین، حتی اگر دالها (کلمات) مشابه باشند، مدلول و تأثیر آنها در ذهن مخاطب متفاوت است.
خطر تحریف واقعیت در رسانهها
وی با ترکیب دو اصل شکنندگی معنا و نسبیت زبانی هشدار داد: وقتی این دو اصل تلاقی میکنند، وضعیت ارتباطی بسیار حساستر میشود. گوینده از واژگانی استفاده میکند که واقعیت را برای او میسازد و مخاطب نیز با عینک زبانی خود آن واژگان را تفسیر میکند. در نتیجه، هر دو طرف در حال ساختن واقعیتی هستند که ممکن است با واقعیت بیرونی یا قصد گوینده فاصله زیادی داشته باشد.
حجتالاسلام مخدوم تأکید کرد: رسانهها میتوانند با انتخاب واژگان خاص، چارچوبهای فکری مخاطبان را شکل دهند و آنها را در یک الگوی ذهنی خاص قفل کنند. وقتی جامعه یک رویداد را با واژگان خاصی میشنود، دیگر نمیتواند آن را در چارچوب دیگری ببیند. فرصت تأمل از آنها گرفته میشود و واقعیتِ برساختهشده توسط رسانه، به عنوان واقعیتِ قطعی پذیرفته میشود.
وی با اشاره به نمونههای بصری مانند تصویر حیوانات که چهره انسان را میسازند یا آزمایشهای سنسوریک (ویدیوی دست)، توضیح داد که چگونه اجزای صادق میتوانند پیامی کاذب منتقل کنند و چگونه ادراک ما توسط شرایط محیطی شکل میگیرد و میتواند ما را گمراه کند.
وظیفه اخلاقی در برابر چالشهای ارتباطی
حجتالاسلام مخدوم در پایان به وظایف اخلاقی در این برهه اشاره کرد و گفت:1. آگاهی و هوشیاری: باید بدانیم که کلمات ما، واقعیت را در ذهن دیگران میسازند. بنابراین باید در انتخاب واژگان بسیار دقت کنیم. 2. پرهیز از قضاوتهای شتابزده: بدانیم که معنای پیام تضمینشده نیست. قبل از رمزگشایی پیام، به تفاوتهای ذهنی و فرهنگی طرف مقابل توجه کنیم. 3. تلاش برای شفافیت و صمیمیت: به جای تجسس و برداشتهای پنهان، از تعامل باز و صادقانه استفاده کنیم. 4. مسئولیتپذیری در برابر رسانه: به عنوان مخاطب، آگاه باشیم که رسانهها در حال ساختن واقعیت هستند. واژگان آنها را نقد کنیم و لایههای پنهان معنا را کشف کنیم.
وی در پایان افزود: رهبر شهید انقلاب فرمودند که دشمن گاهی کاری میکند که جای قاتل و شهید عوض شود. این دقیقاً همان جایی است که نسبیت زبانی و شکنندگی معنا به اوج خود میرسند. دشمن با تغییر واژگان و چارچوبهای زبانی، واقعیت را تحریف میکند. امیدواریم با درک این اصول، بتوانیم ارتباطات سالمتر و اخلاقیتری را تجربه کنیم و با خبر پیروزی جبهه مقاومت، مایه افتخار باشیم.
منبع: رسا
انتهای پیام/