خبرگزاری تسنیم، یادداشت؛ بهرام رستاقی، معاون امور جنگل اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان| در سالهای اخیر، تغییرات اقلیمی و فشارهای محیطی منجر به تضعیف تودههای خالص یا غالبِ سوزنیبرگ (مانند سرو و کاج) در برخی عرصههای جنگلی شده است. همزمان، کاهش طبیعی گونههای پهنبرگ بومی در اثر رقابت شدید نور و منابع غذایی، تعادل اکوسیستم را بر هم زده است. در این راستا، رویکردهای حفاظتی صرفاً ممنوعیتمحور دیگر پاسخگو نیستند. راهکار علمی و فنی، مداخله فعال در قالب «پرورش جنگل» است. لزوم برداشت کنترلشده سوزنیبرگها به منظور ایجاد فرصت برای رشد و جایگزینی گونههای پهنبرگ از طریق عملیات تنک کردن و تکمیل پوشش گیاهی با نهالکاری تخصصی در عرصههای فاقد احیای طبیعی یک امر ضروری است.
چرایی نیاز به مداخله فنی: فرسایش تنوع زیستی و ریسک آفات
تودههای خالص یا غالب سوزنیبرگ، به دلیل شباهت ویژگیهای بیولوژیکی درختان، مستعد شیوع سریع آفات و بیماریهای خاص هستند. همچنین، سایهاندازی زیاد این درختان مانع از جوانهزنی و رشد نهالهای پهنبرگ بومی میشود. ادامه وضعیت موجود منجر به کاهش ظرفیت ذخیره آب در خاک (به دلیل تفاوت در رژیم رطوبتی سوزنیبرگ و پهنبرگ)، کاهش تنوع زیستی حیاتی و افزایش ریسک حریق کامل توده در صورت بروز آتشسوزی میشود.
بنابراین، حفظ وضع موجود به معنای حفظ جنگل نیست، بلکه به معنای انجماد یک اکوسیستم آسیبپذیر است.
* مکانیزم علمی: عملیات تنک کردن به عنوان ابزار بازسازی
تنک کردن، حذف انتخابی و سیستماتیک درختان از توده است تا فضای نوری، غذایی و فضایی برای درختان ایجاد کند و شرایط برای استقرار نهالهای جدید فراهم شود.
ایجاد پنجره نوری: با برداشت درصد مشخصی از سوزنیبرگها (طبق ضوابط فنی)، نفوذ نور خورشید به سطح زمین افزایش مییابد. این نور، محرک اصلی برای رشد نهالهای پهنبرگ بومی است که ممکن است سالها در خواب بودهاند یا نیاز به نور بیشتر دارند.
کاهش رقابت ریشهای: حذف بخشی از سیستم ریشهای سوزنیبرگها، دسترسی نهالهای پهنبرگ به آب و عناصر غذایی خاک را تسهیل میکند.
* استراتژی نهالکاری در عرصههای فاقد احیای طبیعی
در بسیاری از عرصهها، حتی پس از تنک کردن، تراکم اولیه نهالهای پهنبرگ کافی برای رقابت با علفهای هرز یا مقاومت در برابر شرایط سخت محیطی وجود ندارد. در این موارد، «نهالکاری جبرانی» ضروری است:
انتخاب گونههای بومی: استفاده از گونههای پهنبرگ سازگار با اقلیم منطقه (مانند بلوط، افرا، ممرز و…) که نقش کلیدی در تثبیت خاک و تغذیه سفرههای آب زیرزمینی دارند مورد نظر است.
تراکم مناسب: تعیین تعداد در هکتار نهالکاری بر اساس نوع خاک و شیب زمین، به شکلی که نهالها بتوانند بدون رقابت مخرب با یکدیگر رشد کنند انتخاب میشوند.
همراهی با مراقبتهای پرورشی: نهالکاری تنها شروع کار است؛ عملیاتهایی مانندحذف علفهای هرز، آبیاری تکمیلی در سالهای اول و محافظت از نهالها در برابر دام، موفقیت پروژه را تضمین میکند.
* مزایای اکولوژیک و اقتصادی جایگزینی پهنبرگان
افزایش تابآوری اقلیمی: ترکیب متوازن سوزنیبرگ و پهنبرگ، جنگل را در برابر خشکسالیهای طولانی و تغییرات ناگهانی دما و بلایای طبیعی و آتش سوزی مقاومتر میکند.
بهبود کیفیت خاک: ریزش برگهای پهنبرگ (که مواد آلی بیشتری دارد) سرعت تجزیه و تشکیل هوموس را افزایش داده و حاصلخیزی خاک را برای نسلهای بعدی جنگل بالا میبرد.
تنوع محصولات جنگلی: توسعه گونههای پهنبرگ امکان بهرهبرداری از محصولات غیرچوبی متنوعتر (میوههای جنگلی، صمغها، گیاهان دارویی) را فراهم میکند که ارزش اقتصادی بالاتری نسبت به چوب خام دارند.
* نقش مشارکت مردمی در اجرای طرحهای پرورشی
اجرای این طرحهای فنی پیچیده بدون حمایت جامعه محلی امکانپذیر نیست.
اشتغال در عملیات نهالکاری و نگهداری: ایجاد فرصتهای کاری فصلی برای مردم محلی در مراحل آمادهسازی زمین، کاشت و مراقبت از نهالها.
نظارت بر رشد و بقای نهالها: درگیر کردن دهیاران و فعالان محلی در پایش سلامت نهالهای کاشته شده و گزارش آسیبهای احتمالی.
جنگلهای امروز نباید صرفاً به عنوان انبارهای چوب یا مناطق ممنوعه دیده شوند، بلکه باید به عنوان یک اکوسیستم زنده با بازیابی اکولوژیک مدیریت شوند. برداشت ضابطهمند سوزنیبرگها به عنوان ابزاری برای «آسانسازی» رشد پهنبرگان، نه تخریب، بلکه سرمایهگذاری بلندمدت بر روی سلامت اکوسیستم است. تلفیق دانش فنی پرورش جنگل (تنک کردن و نهالکاری) با مشارکت فعال و آگاهانه مردم، مسیری مطمئن برای دستیابی به جنگلهایی با تنوع زیستی بالا، ثبات اکولوژیک و ارزش اقتصادی پایدار است.
انتهای پیام/