مرکز مطالعات راهبردی تسنیم؛ میز سیاست و جامعه ـ از نخستین ساعات آغاز تجاوز جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به وطن، مردم از گروههای گوناگون اجتماعی و با باورها، سلیقهها و دیدگاههای متفاوت، در خیابانها حاضر شدند تا نقش خود را در برابر خواست و طمع دشمن آشکار کنند. این حضور، با انگیزههای دینی، ملی و حماسی شکل گرفت و زمانی جلوهای پررنگتر و حماسیتر یافت که رزمندگان و فرماندهان، از جمله سردار قهرمان موشکی ایران، سردار سرتیپ پاسدار سید مجید موسوی، این پیام را تکرار کردند که: «میدان با ما، خیابان با شما!».
این نوع حضور و کنشگری مردمی در خیابان و پشتیبانی آشکار از رزمندگان و فرماندهان، از کمنظیرترین لحظهها در تاریخ جنگهایی است که طی سدههای گذشته بر کشور تحمیل شده است. مردم با درک درست موقعیت و با هوشیاری، فهمیدند که در آوردگاه مقابله با دشمن، نقشی مهم و تعیینکننده دارند؛ دشمنی که حتی گاه به نام حمایت از اعتراض، در پی تکهتکه کردن کشور است. همین فهم و هوشمندی سبب شد که بهتدریج بر شمار مردم حاضر در خیابان افزوده شود و حضور آنان شکل گستردهتر و منسجمتری پیدا کند. در این میان، تولیدات رسانهای، سرودها و جمعخوانیهای حماسی نیز نقش مکملی داشتند و به تقویت انسجام مردمی در خیابان کمک کردند.
از این منظر، آثار جمعخوانی بر پایه رجز و سرود، در شکلگیری و تقویت این انسجام نقش تعیینکنندهای ایفا کردند. در شرایطی که مردم زیر آسمانی با حضور جنگندهها همچنان حضور خیابانی خود را ادامه میدادند، آثاری مانند «بزن که خوب میزنی» توانستند بهسرعت میان مردم فراگیر شوند. این اثر که بر پایه فرم رجزخوانی تنظیم شده و از نظر کلام، دارای مایههای برجسته ملی و از نظر وزن و ساختار، مناسب و اثرگذار است، در زمانی کوتاه به ورد زبان مردم تبدیل شد.
مردم آن را با جان و دل فریاد زدند، از بلندگوهای خودروهای خود پخش کردند، سامانههای صوتی مستقر در میدانهای اصلی شهر آن را در کنار دیگر آثار شنیداری تجمعات قرار دادند و کاروانهای خودرویی در خیابانهای اصلی نیز آن را به بخشی از فضای صوتی خود تبدیل کردند. همه این موارد نشان میدهد که «سرود» وقتی بهدرستی و در جای خود به کار گرفته شود، میتواند به کلامی عمومی و جاری در میان مردم تبدیل شود و بهمعنای دقیق کلمه، سر زبانها بیفتد.
اکنون که آوردگاه مقاومت ایران در برابر دشمن همچنان ادامه دارد و با گذشت زمان، از یک سو فشار و فشردگی دشمن بیشتر و از سوی دیگر مقاومت مردم حاضر در خیابان آشکارتر میشود، نباید اجازه داد این همت و انسجام عمومی، بهویژه در خیابان، دچار سستی شود. همچنین نباید حضور مردمی به تکرار و یکنواختی برسد و در نهایت به رخوت احتمالی منتهی شود. یکی از مهمترین ابزارها در این مسیر، بهرهگیری از فرهنگ شنیداری، بهویژه موسیقی، در رزمگاه خیابان است. از همین رو، استفاده از شکلهای متنوع، تازه و بهروز سرود و موسیقی حماسی، اهمیتی فراوان دارد و میتواند همچون خونی تازه، حیات حماسه حضور خیابانی را تقویت کند و آن را زنده و پویا نگه دارد.
چنانکه از بافت و ترکیب تجمعات طولانی و پیوسته مردم در خیابان دیده میشود، حاضران از قشرهای گوناگون هستند. برخی از آنان ممکن است باورها، خاستگاهها و حتی مواضع انتقادی و اعتراضی متفاوتی داشته باشند، اما در برابر دشمن، مسئله اصلی وحدت و انسجام ملی است. همانگونه که در روزهای گذشته بارها از سوی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، بر ضرورت وحدت و همبستگی عمومی در برابر دشمن تأکید شده است، تقویت این وحدت میان همه آحاد حاضر در سنگر هوشمند خیابان، بهویژه با حضور همین قشرهای متنوع، یک ضرورت جدی به شمار میآید. بنابراین، لازم است کیفیت تولید آثار سرود و موسیقی حماسی نیز همپای ارتقای کیفیت حضور مردم در خیابان رشد کند. به بیان دیگر، برای تقویت و تنوعبخشی به فرهنگ شنیداریِ ویژه سنگر حضور خیابانی، مجموعه آثار تولیدی باید در عین پایبندی به اصول و چهارچوبهای مکتبی، با ارزشهای ملی و وطنی نیز هماهنگ باشد و پیوسته نوسازی و ارتقا پیدا کند.
در همین چارچوب، به نظر میرسد برای بازخوانی رویدادهای تاریخی مرتبط با تجاوز دشمن به خاک کشور و نیز برای دعوت دوباره و پررنگتر مردم به حفظ سنگر خیابان، بخشی از تولیدات باید به سمت بازسازی و بازخوانی سرودهای نوستالژیک با کمک فرمهای نمایشی حرکت کند. برای نمونه، میتوان ماجرای تاریخی ساخته شدن سرود مشهور «ای ایران» در زمان تجاوز قوای متفقین به خاک ایران در دوره جنگ جهانی دوم را به اثری نمایشی و اجرایی تبدیل کرد؛ اثری که در مکانهای پرتجمع شهر، بهویژه در تجمعات شبانه میدانهای اصلی، قابل اجرا باشد. همچنین سرودهایی مانند «خجسته باد این پیروزی» و آثار مشابه، که دارای جنبههای روشن ملی، تأکید بر دفاع از وطن، مقابله با دشمن و روایت پیروزیهای جبهه خودی هستند، میتوانند در قالبهایی تازه بازخوانی و ارائه شوند.
تولید، نمایش و اجرای چنین آثاری، از آن جهت اهمیت دارد که فرم نمایشی آنها امکان بازسازی و بازنمایی متفاوتی از تاریخ را فراهم میکند. این آثار میتوانند ارزشهای نهفته در روایتهای تاریخی را به شکلی زندهتر و ملموستر به مخاطب منتقل کنند. از سوی دیگر، چنین تجربههایی به تثبیت استقلال فرهنگ شنیداریِ ویژه پدیده اجتماعی حضور در خیابان کمک میکند؛ پدیدهای که اکنون به نمود کافی رسیده و جایگاه خود را پیدا کرده است. اگر این فرهنگ شنیداری در قالب سرود و موسیقی حماسی پایهگذاری و تقویت شود، میتواند همراه با طولانی شدن و تداوم حضور مردم در خیابان، از تنوع، تازگی و اثرگذاری بیشتری برخوردار باشد.
در این میان، نقش نهادهای هماهنگکننده، از جمله سازمان تبلیغات اسلامی، بسیار مهم و اثرگذار است. این نهادها میتوانند با سازماندهی امکانات، فراهم کردن ابزارهای لازم و پشتیبانی از ایدههای تازه، زمینه تحقق چنین تحولاتی را فراهم کنند. بسیاری از هنرمندان و نیروهای خلاق، بر پایه عِرق ملی، دغدغههای ارزشی و باورهای خود، ایدههای متنوع و قابل توجهی در این زمینه دارند. با این حال، در چنین عرصههایی معمولاً دسترسی به ایدههای مؤثر و افراد دغدغهمند آسان نیست و همین مسئله نوعی شکاف میان سیاستگذاری و اجرا ایجاد میکند؛ شکافی که میان هنرمندان زمانشناس و دغدغهمند از یک سو، و عوامل اجرایی و هستههای هماهنگکننده از سوی دیگر قرار دارد. رفع این خلأ میتواند حضور مؤثر این افراد را در خیابان بیشتر کند و آنان را به نقشآفرینی پررنگتر در تقویت فرهنگ شنیداری و حماسی خیابان ترغیب کند.
از این رو، ضروری است نهادهای هنری و فرهنگی انقلابی برای جذب، سازماندهی و بهکارگیری استعدادها و خلاقیتهای موجود اهتمام جدی داشته باشند. همچنین نهادهای اصلی هماهنگکننده و تنظیمگر باید با کنش بهموقع و هوشمندانه، مسیرهای مناسب سیاستگذاری و اجرا را فراهم کنند تا این شکاف هرچه بیشتر کاهش یابد. در شرایطی که هجوم دشمن در جنگ اخیر فشردهتر شده است، خیابان باید پرشورتر از گذشته تقویت شود و پیوسته در شاهرگ حیاتی آن خون تازه دمیده شود.
انتهای پیام/