به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، زیر سایه خورشید محمل نوری در بستر دهه کرامت است تا با زنگ بیداری کاروان شهدا از کجاوهی دنیا جدا و قافلهدار یاد یاران از معراج شهادت تا رجعت شوی.
دهه کرامت فرصت مغتنم و ارزشمندی است که با نقشِ رسانهنگار زیر سایه خورشید و همراهی با خدام حرم رضوی در اجرای برنامههای متنوع کمی وکیفی بهویژه دیدار با خانواده معظم شهدا، ایثارگران و جانبازان جنگ تحمیلی رمضان زیباترین لحظات عاشقی را در این شرح بی نهایت بر لوح قلبها ثبت و ضبط کنی.
چهارمین روز از طلوع خورشید کاروان در دارالمومنین کاشان افتخار و اقتدار میزبانی به خانواده معظم شهیدان سرهنگ پاسدار ابوالفضل اشکسی، مهندس علی قاری فینی و سید علی ناصریزاده از شهدای کاشان در جنگ تحمیلی رمضان رسید.
چراغِ طلیعه دیدار با حضور کاروان زیر سایه خورشید و آیین تجلیل از خانواده معظم شهید سرهنگ پاسدار ابوالفضل اشکسی روشن شد و انتظار و استقبال خانواده شهید اشکسی جلوی در منزلش، آینه ارادت و احترام را با گرمی و میهمان نوازی کاشانیها در نگاهم قاب طلایی کرد.
وارد خانه شدیم نخستین پلان حضور با تمثال شهید، لباسهایش و پرچم ایران برایم سکانس زده شد؛ عکس شهید ابوالفضل اشکسی با لبخندی شیرین و طعم مهربانی که بر جانت نشست و دلت را چلچراغ نور کرد.
وجود پدر و مادرشهید که داغِ سرخِ یگانه پسرشان، قلبشان را آتشفشان داغ و فراق کرده بود، قِصهی ُپر غُصهی هجران زینب انصاری همسر شهید، زهرا 17 ساله دختر بزرگ شهید، محمدحسین 14 ساله یگانه پسر شهید و فاطمه خانم هشت ساله حکایت ایران همدل، قوی و سربلند است که تو را از این همه صبر و صلابت زینبی، شجاعت و قدرت حسینی و عزت و همت حیدری متحیر میکرد.
پدر شهید از دائمالوضو بودن، آمادگیش برای شهادت و با زبان روزه شهید شدن ابولفضل گفت و گریست و سوخت آنگونه که حرارت کلام جانسوزش، هق هق گریه بیامانش و حرارت اشکهای گرم و سوزانش، گلستان دلت را از این فراق آتش میزد.
درد هجران پسر از زبان پدری که حملهی وحشیانهی دشمن همهی زندگیش را گرفته بود تا مغز استخوانت را میسوزاند؛ روایت پدر از درد جاسوز فراق ابوالفضل سوزناک است، پسری که وقتی به میدان رفت قد و بالایی داشت، از سروی که تشنه سوخت، از پسری که نمک زندگیش بود ولی نمک زندگیش را بر زمین پاشیدند.
با همهی احساس سوز و گداز و درکی که از داغ برادر دارم همراه کاروان زیر سایه خورشید از بیت محترم این شهید به سوی منزل نخبهی شهید مهندس علی قاری فینی حرکت کردم.
شهید مهندس علی قاری فینی نیز دو دختر خردسال و یک پسر دارد؛ شهید قاری نخبهای که در جبهه علم و فناوری و سنگر شرکتهای دانش بنیان خدمت ماندگار کرد و روایت این دیدار را هیچ وقت نمیتوانم فراموش کنم.
وقتی فیلم شهید در محل کارش در بندرعباس را پخش کردند تا خدام حرم رضوی بیشتر با شخصیت علمی و نخبهی این شهید والامقام آشنا شوند زهرا، دختر خردسالش مثل ابر بهار گریه می کرد؛ اشکهای دختر شهید بر گلبرگ صورتش مثل باران بهاری دلت را با خود غرق میکرد.
اما جگرسوزتر از اشکهای بیامان زهرا جملهای بود که آتش به دلت زد؛ میان هق هق گریهها و سیل اشک هایش گفت: «چرا بابا منو
پیش خدا نبرد».
شاید سخن این دختر شهید به ظاهر ساده باشد اما یک دانشگاه درس و کلاس برای مغزهای به خواب رفته، قلبهای تاریک و دلهای غفلت است و با خود فکر میکنم چگونه این دختر خردسال نگفت چرا بابایم شهید شده است اما با اشک و آه و درد و حسرت گفت:«چرا بابا با خودش منو پیش خدا نبرد».
مفهوم این جمله یعنی اینکه این فرزند شهید در لوای تربیت توحیدی رضایت، گذشت و ایثار و فداکاری را به تو درس میدهد و روایت پایانی حضور کاروان زیر سایه در روز چهارم و شهر قمصر حضور در منزل شهید سید علی ناصریزاده به چشم روشنی قدوم دختر شهید بود که دیدارش با پدر به قیامت رفت.
زهرا سادات ناصری زاده که یکماه پس از شهادت پدر متولد شد و زندگی روزهای سه نفره در کنار پدر و مادر برایش حسرت شد و کنار فاطمه عجمی همسر شهید ناصری زاده رفتم تا با صورت ماه و معصوم زهرا سادات، نوازد یکماهه شهید چشمانم روشن شود.
همسر جوان شهید گفت: دعا کنید امام زمان(عج) ظهور کند تا شهید با امام عصر رجعت کنند و هر سه از مهدی یاران در کنار هم زندگی کنیم.
معراج تا رجعت شهدا زیر سایه خورشید بر بال سرخ شهادت و سبز مهدویت ایران علوی در پناه رضوی با عشق حسینی را برایم تبیین کرد.
کاروان زیر سایه خورشید در بدو ورود به قمصر، خطه گل سرخ کاشان به منزل سروان پاسدار شهید سید علی ناصریزاده از شهدای جنگ رمضان رفت و خدام حرم رضوی به چشم روشنی قدوم زهرا سادات ناصری زاده رفتند که یکماه بعد از معراج پدرش چشم به جهان گشود.
فاطمه عجمی، همسر شهید که فقط دو بهار عاشقی را در زندگی با شهید خاطره کرده است با یک دنیا لطافت و نجابت و متانت زنانگی از خدام حرم رضوی خواست که دعا کنند تا حضرت ولی عصر (عج) پرده از رخ غیبت برگیرد و خورشید ظهور را از غروب انتظار به طلوع ظهور برساند.
آرزوی همسر شهید ظهور مهدی آل محمد(ص) و رجعت همسرش بود تا با دخترشان زهرا سادات از مهدی یاران قرار بگیرند و دومین ایستگاه بازدید کاروان زیر سایه خورشید در شب میلاد امام مهربانیها حضور در اجتماع امام رضاییهای قمصر بود.
خیر مقدم امام جمعه شهر قمصر و خوش آمدگویی مهدی سربندی از نوگلان جامعة القرآن قمصر به خدام حرم رضوی حُسن مطلع حضور کاروان در بین مردم شهر گل و گلاب بود.
بانگ غیرت حماسی و شور و شعور رضوی مردم این خطهی بخشنده و کریم نیز عزت و قدرت ایران امام رضا علیهالسلام را از برکت شهادت و ولایت تبیین کرد اما رجز خوانی هلیا یزدی، دختر ایران زیر سایه خورشید در قمصر حماسه ای دیگر از مردم آن خطه در اجتماع امام رضایی ها سرود.
یک تار موی هلیا، نو نهال پنج ساله قمصری قاموس شرف و غیرت بر وجود وطن فروشان و خائنان به وطن دارد؛ دختر پنج سالهای که شبها در اجتماعات حماسی قمصر رجز خوانی میکند تبلور بعثت ایرانیان از برکت جوشش خون امام شهید است؛ دختری که حتی کلاه بافتنیش با سه رنگ پرچم این پیام بیداری و بصیرت را به دشمنان اعلام می کند.
کلاه نقش پرچم هلیا یزدی، دختر ایران از قمصر کاشان تفسیر عزت و قدرت ایران متحد، مقتدر و پیروز و ملتی است که از کودکی تولی و تبری را مشق میکند.
حُسن ختام اجتماع مردمی قمصر و جشن میلاد امام رضا علیه السلام زیر سایه خورشید با حضور خدام حرم رضوی نیز استغاثه به محضر صاحب الامر امام زمان (عج) در فضایی معنوی و نورانی معطر به عطر گل محمدی بود.
دیدار با خانواده معظم شهیدان سرهنگ پاسدار ابوالفضل اشکسی، مهندس علی قاری فینی و سید علی ناصریزاده از شهدای کاشان در جنگ رمضان و آیین تجلیل از آنها، حضور در اجتماع مردمی شهر قمصر و تجمع مردمی کاشانیها در میدان شهید امام خامنهای از جمله برنامههای حضور کاروان زیر سایه خورشید در چهارمین روز حضور آن در منطقه ویژه کاشان بود.
منطقه کاشان پنجم تا نهم اردیبهشت با اجرای بیش از 40 برنامه میزبان کاروان زیر سایه خورشید است.
سید محمود پروانه حسینی خادم کشیک سوم و مداح کاروان، محمدرضا فرهادینیا دربان کشیک چهارم، حجت الاسلام علیرضا جلالی کاتب روحانی کاروان و خادم کشیک دوم، سید محمد کاظمی خادم کشیک هشتم کفشداری و سید مصطفی پژم، خادم و مدیر کاروان آستان قدس رضوی هستند که در قالب کاروان زیر سایه خورشید به منطقه ویژه کاشان در شهرستان های کاشان، آران و بیدگل، نطنز و شهر بادرود مستقل از کاروان اصفهان اعزام شدند.
گزارش از حرمتسادات متولی
انتهای پیام/801