به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، شهید دکتر علی لاریجانی از معدود افرادی است که توانست میان تأملات عمیق فلسفی و مدیریت سطح کلان پیوند برقرار کند. شخصیتهایی مانند شهید دکتر لاریجانی فقط صاحب نظر نیستند؛ بلکه توان ترجمه نظریه به عمل را دارند و این امر در تاریخ جمهوری اسلامی کمیاب است.
شناخت لاریجانی تنها با نگاه سیاسی یا صرفاً فلسفی ممکن نیست؛ بلکه باید تمام ابعاد او را در نسبت با یکدیگر دید. او نمونهای از فیلسوفِ سیاستورز است که در بحرانها نیز تحلیلگر، آرام و مسئولانه رفتار میکرد.
ما در مواجهه با علوم انسانی غربی سه تا گزینه داریم:
1. پذیرش کامل و بیچونوچرا: رویکردی که تمام دستاوردهای غربی را معتبر و قابل استفاده میداند و اساساً تلاشی برای همسنجی مبانی خودی و مبانی بیگانه نمیکند.
2. طرد مطلق: رویکردی که هر چه از غرب آمده باشد، صرفنظر از محتوای آن، بیاعتبار تلقی میکند و عملاً امکان گفتگو و نقد را از بین میبرد.
3.گزینشگری انتقادی: رویکردی که ضمن حفظ مبانی خودی و چارچوبهای معرفتی اسلامی، از دانش تولیدشده در غرب بهره میگیرد، اما نه به صورت منفعلانه بلکه «با نگاه نقادانه و معیارمحور».
نه پذیرش مطلق قابل قبول است، نه طرد کامل. گزینه درست، همان گزینشگری انتقادی است. در این شیوه، پژوهشگر باید ابتدا «چارچوب فکری و مبانی خود را بشناسد، سپس در مواجهه با دیگر مکاتب فکری، انتخابگر باشد؛ هر چه سازگار است اخذ شود و هر چه ناسازگار است کنار گذاشته شود.
این نگاه چگونه در شخصیت و آثار شهید لاریجانی دیده میشود؟ بر اساس مطالعه آثار، سخنرانیها و تجربه مدیریتی شهید لاریجانی، میتوان گفت او دقیقاً همین رویکرد را دنبال میکرده است. نه میتوان گفت دکتر لاریجانی شیفته کامل فلسفه و علوم انسانی غربی بود، و نه میتوان او را در زمره کسانی گذاشت که همه آنها را رد میکنند.
دکتر لاریجانی در کارهایشان درباره کانت، هم نقاط مثبت را تأیید کردهاند، هم نقدهای جدی وارد کردهاند. همین «ترکیب تأیید و نقد» نشان میدهد که روش لاریجانی، روشی انتخابگر و تحلیلی بوده است.
لاریجانی در عمل نیز همین روش را دنبال میکرده است. او وقتی مسئولیتهای دولتی داشت، باز هم تحلیلهایش مبتنی بر تفکر و معیارهای خودی بود و هیچگاه دچار انفعال در برابر نظامهای فکری بیگانه نشد.
پژوهشگر باید با نگاه نقادانه بخواند. اگر جایی تخصص ندارد، از اساتید مورد اعتماد کمک بگیرد. نوآموزان علوم انسانی باید بیش از دیگران مراقب باشند؛ چراکه بخشی از متون غربی در ظاهر جذاب و مفید است، اما در مبانی با مبانی اسلامی تعارض جدی دارد. این تعارضها را تنها متخصصان میتوانند تشخیص دهند و دانشجویان باید در ابتدا در چارچوب فهم استادان خبره حرکت کنند تا بتوانند بعدها مستقلانه داوری کنند.
شهید لاریجانی تعادل فکری، ادب سیاسی، شجاعت تصمیمگیری و روحیه انتقادی را در کنار یکدیگر داشت. شهید لاریجانی دارای شخصیت جامع و پخته در ابعاد دیانت و سیاست، عملگرایی و نتیجهگرایی، پیوند میان میدان و دیپلماسی، شجاعت و شکیبایی، فیلسوف سیاستمدار، اصولگرای اعتدالی بود و نیز همواره دارای کرامت نفس و سعه صدر در مواجهه با افراد بوده است.
هرچند با شهادت وی استوانه بزرگی از انقلاب از دست رفت اما منظومه دانش و منش و کنش شخصیت وی، سنت نیرومندی است که میتواند سپهر انقلاب را روشنگر باشد و مسیر آینده را رهنمون کند.
جامعه امروز ما بیش از هر زمان به چنین شخصیتهایی نیاز دارد؛ کسانی که بتوانند هم با جهان گفتگو کنند، هم هویت خود را حفظ کنند. بررسی زندگی لاریجانی تنها ادای احترام به یک شهید نیست، بلکه درسگرفتن از شیوههای عاقلانهی مواجهه با پیچیدگیهای جهان معاصر است.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین مسعود آذربایجانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/