به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «تیگران یگاویان» تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک، در یادداشتی تحلیلی به بررسی جایگاه بیبدیل و راهبردی ایران در معادلات قفقاز جنوبی و پیامدهای فاجعهبار هرگونه تقابل با تهران برای منطقه پرداخته است.
این گزارش با اشاره به تحولات اخیر و رویارویی ایران با محور آمریکایی-صهیونیستی، تاکید میکند که ایران یکی از ارکان و پایههای کلیدی ژئوپلیتیک است که غرب آسیا، آسیای مرکزی و قفقاز را به یکدیگر متصل میکند.
خط ساحلی خزر، مرزهای مشترک با ارمنستان و جمهوری آذربایجان و تسلط مقتدرانه بر تنگه راهبردی هرمز که بخش حیاتی تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند، ایران را به یک گرانیگاه استراتژیک تبدیل کرده که هرگونه رویاپردازی برای بیثباتسازی آن، امواج شوککنندهای برای حامیانش به همراه خواهد داشت.
شکست طرح جنگ برقآسای واشنگتن و تلآویو
این تحلیلگر با اشاره به موقعیت محوری ایران در کریدور حملونقل بینالمللی شمال-جنوب، مینویسد: ناکامی و شکست طرح «جنگ برقآسا» که توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی طراحی شده بود، به وضوح نشان میدهد که تهران برای یک رویارویی طولانیمدت آمادگی کامل داشته است. ایران با تکیه بر تجربه ارزشمند خود در جنگهای فرسایشی، از جمله دوران هشت سال دفاع در جنگ عراق، این تقابل مستمر را پیشبینی کرده بود. استراتژی هوشمندانه تهران این است که درگیری را از عرصه صرفاً نظامی، به حوزه اقتصاد جهانی، بازارهای انرژی و زیر سوال بردن اعتبار بینالمللی آمریکا سوق دهد.
پاسخ قاطع ایران در شلیک صدها پهپاد و موشک بالستیک به سمت اراضی اشغالی و پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی منطقه، در کنار اعمال محدودیتها در تنگه هرمز و اخذ عوارض سنگین از کشتیهای عبوری، نشان داد که استراتژی تهران تا چه حد دقیق عمل کرده است. این درگیری دقیقاً به همان رویارویی فرسایشی تبدیل شده که ایران برای آن آماده بود و با تقویت هماهنگیهای راهبردی و اطلاعاتی با قدرتهایی نظیر روسیه و چین، اثرات آن بسیار فراتر از منطقه رفته است.
ایران؛ تنها وزنه تعادلبخش و حامی ارمنستان
در بخش دیگری از این یادداشت به وضعیت شکننده ارمنستان اشاره شده است. برای ایروان، پیامدهای امنیتی تضعیف احتمالی جایگاه ایران میتواند بسیار ویرانگر باشد. پس از جنگ 2020 و حملات سپتامبر 2023 باکو، تهران به عنوان تنها قدرت منطقهای همسایه ظاهر شد که به طور مداوم و قاطعانه با زیادهخواهیهای ارضی جمهوری آذربایجان، به ویژه احداث کریدور موهوم «زنگهزور»، مخالفت کرده است.
یگاویان تاکید میکند که اگر تمرکز ایران کاهش یابد، موقعیت ارمنستان به شدت به خطر میافتد. با توجه به تعلیق عضویت ایروان در پیمان امنیت دستهجمعی و کاهش روابط امنیتی با مسکو، ارمنستان اکنون فاقد یک ضامن خارجی معتبر است. اگرچه ایروان تلاش کرده با روی آوردن به فرانسه، هند و تقویت روابط با آمریکا و اتحادیه اروپا شرکای خود را متنوع کند، اما هیچیک از آنها نمیتوانند اثر بازدارنده فوری و قدرتمندی را که ایران در حال حاضر در برابر باکو ارائه میدهد، تامین کنند.
آسیبپذیری اقتصادی ایروان در سایه بحران
از منظر اقتصادی نیز پیامدهای این تنشها نگرانکننده است. از دهه 1990 و در پی محاصره ارمنستان توسط ترکیب ترکیه و جمهوری آذربایجان، مرزهای ایران همواره به عنوان یک مجرای تنفسی و خروجی زمینی حیاتی برای ایروان عمل کرده است؛ به طوری که حجم تجارت دوجانبه در سالهای اخیر به مرز یک میلیارد دلار رسیده است.
هرگونه اختلال در مسیرهای ترانزیتی ایران، به ویژه در تامین اقلام ضروری مانند سوخت و کود شیمیایی، میتواند هزینههای حملونقل و تولید را در ارمنستان به شدت افزایش داده و اقتصاد شکننده این کشور را با بحران و تنشهای اجتماعی مواجه سازد.
بازی پیچیده ترکیه و خطر موجودیتی برای آنکارا
این تحلیلگر در ادامه به مواضع دوگانه ترکیه پرداخته و مینویسد: موضع ترکیه، به عنوان یک عضو ناتو که روابط اقتصادی گستردهای با ایران و روسیه دارد، نشاندهنده ابهامات سیستم منطقهای است. اگرچه در ظاهر ممکن است مداخله در قفقاز و ایجاد مسیرهای ترانزیتی به آسیای مرکزی به نفع جاهطلبیهای آنکارا به نظر برسد، اما این وضعیت یک پارادوکس بنیادین برای ترکیه به همراه دارد.
نویسنده تاکید میکند: هرچه ایران بیشتر درگیر تقابل با غرب شود، فضای بیشتری برای تحرکات گروههای کُردی در منطقه فراهم میشود و این همان تهدید هولناکی است که ترکیه دههها سعی در سرکوب آن داشته است. ظهور هرگونه بیثباتی که به خودمختاری کُردها در منطقه دامن بزند، یک تهدید استراتژیک و موجودیتی برای آنکارا محسوب میشود. از این رو، تلاشهای میانجیگرایانه رجب طیب اردوغان بیش از آنکه نشاندهنده حسننیت باشد، ناشی از هراس عمیق از بیثباتی منطقهای است که پیامدهای آن به سرعت از کنترل آنکارا خارج خواهد شد.
هراس باکو از رویارویی مستقیم با تهران
موقعیت جمهوری آذربایجان نیز در این معادلات بسیار متزلزل ارزیابی شده است. باکو به عنوان پایگاه نفوذ رژیم صهیونیستی، به شدت در معرض تبعات هرگونه تنش با ایران قرار دارد.
یگاویان تصریح میکند: باکو به هیچ وجه آماده پرداخت هزینه رویارویی مستقیم با ایران نیست، زیرا این هزینه بسیار گزاف و ویرانگر خواهد بود. خدمات ارائه شده توسط باکو به اسرائیل ارزش یک جنگ منطقهای را ندارد که بتواند پایههای حکومت علیاف را تهدید کرده و زیرساختهای حیاتی این کشور را نابود کند. مخالفت سرسختانه ایران با کریدور موهوم زنگهزور و استقرار نیروهای نظامی در مرز ارمنستان، تاکنون به عنوان یک عامل بازدارنده و سد محکم در برابر تغییر ژئوپلیتیک منطقه عمل کرده است.
سراب حمایتهای آمریکا و آینده مبهم منطقه
در بخش پایانی این یادداشت، با اشاره به سیاستهای مداخلهجویانه واشنگتن و تعلیق مذاکرات اواسط آوریل، آمده است: تلاش آمریکا برای جایگزینی خود به عنوان مانع در برابر جاهطلبیهای باکو، با خطرات ذاتی همراه است. در حالی که تهران به دلیل منافع استراتژیک و حسن همجواری با تغییر مرزها مخالفت میکرد، واشنگتن این مسئله را تنها از دریچه اهداف کلان خود برای دور زدن روسیه و ایران مینگرد.
برای ارمنستان، اتکا به آمریکا یک سراب تمامعیار است؛ چرا که توجه واشنگتن منبعی محدود است. با توجه به درگیری آمریکا در تقابل با ایران و نزدیک شدن به انتخابات پارلمانی ارمنستان در ژوئن 2026، ایروان در وضعیت متناقضی گرفتار خواهد شد: از دست دادن چتر بازدارندگی قدرتمند ایران در حالی که جایگزین آمریکایی به هیچ وجه قابل اتکا نیست.
در نهایت، این یادداشت نتیجه میگیرد که تقابل با ایران تنها یک درگیری محلی نیست، بلکه یک شوک سیستماتیک است که قفقاز جنوبی را به لبه پرتگاه میکشاند و ثابت میکند که موازنه قدرت و ثبات در این منطقه، عمیقاً به اقتدار ایران گره خورده است.
انتهای پیام/