به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام دکتر محمد حسینپور امینی، پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در سلسله یادداشتها و گفتارهای «نوآوریهای علمی امام شهید در اندیشه سیاسی» که به همت پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تدوین شد، به فتوای هستهای رهبر شهید پرداخت و نوشت: در سپهر روابط بینالملل معاصر، فتوای حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای مبنی بر حرمت مطلق تولید، انباشت، نگهداری و بهکارگیری سلاحهای هستهای و دیگر سلاحهای کشتار جمعی، پدیدهای منحصربهفرد و نقطهعطفی بنیادین در تلاقی فقه، اخلاق و سیاست راهبردی بهشمار میآید. بازخوانی فتوای هستهای ایشان نشانمیدهد که این حکم، فراتر از یک موضعگیری گذرا، یکی از ستونهای استوار منظومهی فکری و دکترین امنیتی ایشان است که در 30 بهمن 1388 بهصورت رسمی اعلام گردید و با پیام تاریخی به نخستین کنفرانس بینالمللی خلع سلاح در تهران (فروردین 1389)، نهتنها بهعنوان سند رسمی در سازمان ملل متحد ثبت شد، بلکه به یک مؤلفهی بنیادین در سیاست خارجی و دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران بدل گشت. این یادداشت در پی بررسی اجمالی ابعاد فقهی، حقوقی و راهبردی این فتوای تاریخی میباشد(1)
1.در شرایطی که در نظام حقوق بینالملل علیرغم معاهدات متعدد دربارهی سلاحهای هستهای، هنوز هیچگونه ممنوعیت جامع و مطلقی در خصوص استفاده از سلاحهای هستهای وجود ندارد، آیتاللّه خامنهای که تا پیش از دههی 1380 از جهات مختلف، مخالفت خویش را با سلاحهای کشتار جمعی از جمله سلاحهای هستهای اعلام نمودهبودند، برای اولین بار در قالب یک فتوای فقهی در 30 بهمن 1388 اعلام نمودند که استفاده از سلاح هستهای حرام و ممنوع است. ایشان در مناسبتهای دیگر بر این فتوا تأکید نمودند، اما نقطهی اوج و کانونی فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای را باید در پیام ایشان به نخستین کنفرانس بینالمللی خلع سلاح و عدم اشاعه در 28 فروردین 1389 دانست؛ چراکه ایشان فتوای تحریم تولید و استفاده از سلاحهای هستهای را تکرار کردند و این فتوا را در خصوص سایر سلاحهای کشتار جمعی سرایت دادند و آن را جنایت علیه بشریت توصیف کردند و اعلام نمودند: «ما کاربرد این سلاحها را حرام و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابنای بشر از این بلای بزرگ را وظیفهی همگان میدانیم». ایشان از این تاریخ بهبعد نیز در مناسبتهای مختلف نظرات خود دربارهی ممنوعیت سلاحهای هستهای را بازگو نموده و برخی از جنبههای مختلف فتوای هستهای خویش را تبیین نمودند.
2.پس از صدور فتوای تاریخی حضرت آیتاللّه خامنهای در خصوص سلاحهای هستهای، علیرغم استقبال فراوان مجامع فقهی و مجامع بینالمللی، در برخی از محافل سیاستگذار و تصمیمگیر غربی سعی کردند ابتدا این فتوا را نادیده بگیرند. اما بعد از اینکه در مذاکرات بینالمللی برآن تأکید شد و بهعنوان یک سند بینالمللی نیز در سازمان ملل به ثبت رسید، دیگر شیوهی نادیده انگاشتن و انکار ممکن نبود و چون نتوانستند اصل صدور فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای را انکار نمایند، اقدام دیگری را شروع کردند و آن بحث تحریف و شبههافکنی در مورد این فتواست که تاکنون ادامه دارد؛ مثلاً با استناد به موضوعاتی مثل تقیه، عدهای بیان داشتند که در اسلام برای حفظ جان مسلمانان یا مسائل مهم کشور میتوان به دروغ متوسل شد! یا مسائل دیگری مطرح کردند و گفتند که این فتوا، حکمی از روی مصلحت است که بهسادگی قابلتغییر است و نمیتوان آن را شاخصی قابلاتکا برای سیاستهای بلندمدت دانست. آنها با این شبهات که ناشی از غرضورزی یا عدم شناخت ماهیت دیدگاه هستهای آیتاللّه خامنهای میباشد، در پی این بودند که کارایی عملی این فتوا را زیر سؤال برند و اعلام نمایند که فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای، فتوایی قابلتغییر است و از این رو نمیتواند در حقوق بینالملل یک سند تلقی شود؛ چراکه اساساً در حقوق بینالملل اسناد باید پایدار در نظر گرفته شوند و قابلتغییر نباشند.
برای پاسخ به شبهات مطرحشده در خصوص دیدگاه هستهای آیتاللّه خامنهای، لازم است ماهیت این دیدگاه مورد بحث و بررسی قرار گیرد. از آنجایی که این دیدگاه توسط یک فقیه جامعالشرایط که در جایگاه مرجعیت تقلید مسلمین و رهبری جمهوری اسلامی ایران و بر اساس اسناد و ادلهی معتبر شرعی (اعم از عقل، نص و یا قواعد شرعی معین) صادر و بهصورت صریح اعلام شده و مورد عمل قرار گرفته است، نظر ایشان را باید یک فتوای شرعی با تمامی آثار و لوازم آن همچون دائمی بودن و گسترهی وسیع داشتن بهشمار آورد. بنابراین این دیدگاه، حکم تقیهای بهشمار نمیرود؛ چراکه اولاً احکامی که از روی تقیه صادر شدهاند، هیچگونه استناد قرآنی و روایی در آنها وجود ندارد و ثانیاً تمسک به تقیه، مطلق نیست و فقط در شرایط ضرورت و تحت شرایطی مجاز میباشد؛ از اینرو استکه در روایات، تقیه در اموری که منجر به خونریزی و قتل بشود (همچون سلاحهای هستهای) ممنوع تلقی شدهاست. با این بیان، دیدگاه هستهای آیتاللّه خامنهای که در مکانیسم اجتهاد شکلگرفته است، امری تقیهای نیست و در نتیجه ماهیت حکم ثانوی را دارا نمیباشد. از سوی دیگر اینکه برخی از افراد عنوان حکم حکومتی را بر فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای بار نمودهاند تا بدین وسیله مصلحتی و موقتی بودن این حکم را برداشت نمایند، ناشی از عدم شناخت آنان از ماهیت این دیدگاه میباشد.
3.در خصوص پیشینهی فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای باید گفت هرچند سلاح هستهای به ظاهر از جمله مسائل مستحدثه است و فاقد هرگونه پیشینهای در زمان معصومین(ع) و در فقه امامیه میباشد، اما در موضوعات نوپدید لازم نیست که حتماً عین آن موضوع نوظهور در زمانهای پیشین نیز موجود باشد؛ بلکه وجود ملاک این سلاح در اشباه و نظایر آن کفایت خواهد کرد. گرچه میدانیم که در زمانهای گذشته عمدهی سلاحها به شمشیر، تیر و نیزه اختصاص داشت اما در آن زمان نیز راهکار استفاده از سلاح کشتار جمعی نیز وجود داشته است؛ مثل ارسال سم به سرزمین دشمن که قابلیت کشتار دشمن در سطح وسیع را دارا بوده است. از این رو مشاهده میکنیم که صدور فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای مورد استقبال بسیاری از مراجع و فقهای اسلامی قرار گرفت.
4.حق حیات، کرامت انسانی، عدالت و حق بر صلح از جمله مبانی نظری فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای بهشمار میآید. ایشان استفاده از سلاحهای هستهای را تهدیدی علیه حق حیات و مغایر کرامت انسانی توصیف نمودهاند که میتواند به واسطهی ظرفیت کاربری اینگونه سلاحها در اجرای جنایتی گسترده، نامحدود و غیرانسانی، سبب به خطر افتادن زندگی کل موجودات در روی زمین گردد. از این رو سلاح هستهای، سلاحی ظالمانه و ناعادلانه محسوبمیشود که در عمل سبب تهدید علیه صلح و امنیت بینالملل میگردد.
5.دربارهی جایگاه حقوقی فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای در نظام حقوق بینالملل باید گفت اولاً از آنجایی که ایشان نه صرفاً بهعنوان رهبر یک کشور، بلکه بهعنوان یک فقیه برجستهی شیعه که مرجعیت جهانی دارند و در ضمن در جایگاه رهبری جمهوری اسلامی ایران نیز میباشند، دیدگاه خویش را در خصوص حرمت سلاحهای هستهای در قالب فتوا بیان نمودهاند و آن را در پیام خویش به نخستین اجلاس بینالمللی خلع سلاح هستهای و عدم اشاعه در 28 فروردین 1389 تبیین کردهاند، لذا باید فتوای ایشان را بر اساس مادهی 38 اساسنامهی دیوان بینالمللی دادگستری در زمرهی «عقاید برجستهترین مبلغین ملل مختلف» که همان دکترین حقوقی میباشد، بهعنوان ابزار تعیین قواعد حقوقی در شمار آورد. ثانیاً از آنجایی که فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای توسط یک مرجع دینی که در جایگاه رهبری یک کشور قرار دارند، صادر شده، به جهانیان اعلام و بهصورت یک سند بینالمللی نیز در سازمان ملل متحد به ثبت رسیده است، لذا باید آن را یک عمل یکجانبه توصیف نمود؛ چراکه فتوای ایشان بر تمام ارکان حکومت لازمالاتباع است و بیان این فتوای شرعی از لسان ایشان، به منزلهی نگاه رسمی حکومت تلقی شده و برای کشور لازمالاجرا و تعهدآور است و در نظام بینالملل میتوان آن را بهعنوان اعلامیهی یکجانبهی دولت بهشمار آورد. ثالثاً از آنجایی که از عقل، اخلاق، مذهب و ارزشهای مشترک، بهعنوان خاستگاههای اصولکلی حقوقی نام برده شدهاست، باید گفت این عناصر در فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای نیز وجود دارد؛ چراکه این فتوا خاستگاه مذهبی دارد و نشئت گرفته از ادلهی عقلی و نقلی میباشد.
6.در خصوص ادلهی فقهی و حقوقی حرمت تولید سلاحهای هستهای آیتاللّه خامنهای با توجه به اینکه این سلاح جز در موارد معدود مورد استفاده قرار نگرفته و عمدهی کشورهای دارندهی سلاح هستهای، آن را به غرض بازدارندگی نظامی نگهداری میکنند، این سؤال مطرح است که آیا میتوان این سلاح را به غرض بازدارندگی تولید نمود یا خیر؟ همچنین این سؤال مطرح است که حکم تولید سلاح هستهای بهمنظور فروش آن چیست؟ بر اساس اندیشهی آیتاللّه خامنهای، سلاحهای هستهای، قدرتآفرین و تأمینکنندهی امنیت نیستند و سبب بازدارندگی و باعث تحکیم قدرت سیاسی نمیگردد و اساساً اینگونه سلاحها بهنوعی تهدید جدی برای امنیت و قدرت سیاسی یک جامعه بهشمار میروند و از لحاظ شرعی، مبنایی و اعتقادی، ممنوع و حرام میباشند. با این توصیف، ایشان، تولید و نگهداری سلاح هستهای را امری بیهوده، پرضرر، پرخطر و مصداق «تبذیر» توصیف نمودهاند و از آنجایی که داشتن سلاح هستهای را مقدمهی ارتکاب جنایت بینالمللی میدانند، با این پیشفرض باید گفت فروش آن نیز حرام میباشد؛ چراکه فروش اینگونه سلاحها، مقدمهی ارتکاب جنایات بینالمللی و به خطر افتادن جان انسانها و سایر موجودات زنده و محیط زیست است.
7.آیتاللّه خامنهای «الگوی مردمسالاری دینی، الگوی استقلال و عزت ملی و وحدت ملی» را مهمترین راهکار در تحقق بازدارندگی میدانند و جوانان را سلاح هستهای کشور توصیف میکنند و بیان میدارند نظامی که این همه جوان مؤمن و این ملت یکپارچه را دارد، احتیاج به سلاح اتمی ندارد. ایشان اقتدار کشور را به داشتن مجموعهی انسانی قوی و برخوردار از «علم و ایمان و ایستادگی» وابسته میدانند و معتقدند آنچه میتواند ما را در مقابل تهاجم همهجانبهی دشمنان در سطوح مختلف حفظ کند، عبارت است از: تقویت ایمان، تقویت علم، تقویت فناوری، تسلط بر فنون روز، پیشاهنگ شدن در تولید علم، شکوفایی استعدادهای آحاد ملت و جوانان در رشتههای مختلف (چه علوم انسانی، چه علوم طبیعی، چه انواع گوناگون علومتجربی). به این جهت است که ایشان همواره بر لزوم حرکت بر مرزهای دانش و فناوری تأکید نمودهاند، از این رو امروزه مشاهده میکنیم که بخش نظامی کشور با استفاده از ظرفیت جوانان مؤمن و تقویت فناوری، تسلط بر فنون روز، اقدام به تولید انواع پهپاد و موشکهایی و... نمودهاست که به تعبیر آیتاللّه خامنهای تا حدود زیادی موجب بازدارندگی شدهاست بدون اینکه اقدام به تولید سلاح هستهای نموده باشیم.
8.ادلهی حرمت مطلق استفاده از سلاحهای هستهای در چهار دستهی عقلی و نقلی، قواعد فقهی و الزام به تعهدات بینالمللی میباشد آیتاللّه خامنهای دلیل عقلی را از جملهی مهمترین ادلهی فتوای خویش بیان نموده و استفاده از چنین تسلیحاتی را مخالف تدبیر و عقلانیت توصیف کردهاند. ادلهی نقلی که میتواند بر حرمت استفادهی سلاحهای هستهای دلالت داشتهباشد، شامل قرآن و سیرهی معصومان(ع) میباشد، از جمله آیات دلالتکننده بر حرمت اینگونه سلاحها آیهی مرتبط با حرمت قتل نفوس انسانی، آیهی مرتبط با حرمت اسراف و زیادهروی در قتل، آیهی مرتبط با حرمت نابودی حرث و نسل است که آیتاللّه خامنهای در این خصوص بر آنها تأکید نمودهاند. علاوه بر آیات قرآنی، روایات دلالتکننده بر حرمت استفاده از سلاحهای هستهای در چند دسته بررسیشدهاند: روایات مبنی بر حرمت و ممنوعیت مسموم کردن سرزمین دشمن، روایات مبنی بر ممنوعیت بهکارگیری سلاحهای آتشزا و روایات مبنی بر حرمت کشتار غیرنظامیان.
9.علاوه بر ادلهی بیانشده مبنی بر حرمت استفاده از سلاحهای هستهای، جمهوری اسلامی ایران بر اساس مبانی دینی، خود را ملزم به ایفای تعهدات بینالمللی همچون معاهدات و اسناد مرتبط با فعالیتهای هستهای میداند. اما نکتهی قابل توجه این است که قدرت فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای در مقایسه با نظام معاهداتی هستهای، برتر میباشد؛ به این دلیل که برخلاف نظام معاهداتی که صرفاً دارای ماهیت الزامآور میباشد، فتوای هستهای دارای التزام شرعی، اخلاقی و الزام قانونی بهطور همزمان است؛ چراکه این فتوا از سوی یک فقیه جامعالشرایط (مرجع تقلید) صادر شدهاست که در جایگاه رهبری یک کشور قرار دارد. از آنجایی که ایشان بر اساس اصل 110 قانون اساسی در جایگاه سیاستگذاری و فرماندهی کل قوا قرار دارند، این فتوا از دو جنبهی التزام شرعی، اخلاقی و الزام قانونی بر کارگزاران کشور لازمالاجرا است. بنابراین میتوان گفت که تعهد کشور نسبت به این فتوا بهخاطر ویژگیهای منحصر به فردش، برتر از الزامات نظام معاهداتی هستهای است.
10.فتوای آیتاللّه خامنهای برخلاف رأی مشورتی 1996 دیوان بینالمللی دادگستری که در شرایط حاد دفاع از خود دچار تردید شد، ممنوعیت استفاده از سلاح هستهای را «مطلق و غیرقابلنقض» میداند. از منظر ایشان، حکومت اسلامی هیچگاه در «اضطرار واقعی» برای استفاده از این سلاح قرار نمیگیرد؛ زیرا حفظ نظام با ابزاری که موجب بدنامی اسلام شود، ناممکن است و پیروزی در اندیشهی معصومین(ع) هرگز توجیهکنندهی استفاده از روشهای غیراخلاقی نظیر سلاحهای کشتار جمعی (مشابه نهی از القاء سّم) نبوده است. همچنین در بحث «مقابله به مثل»، باید گفت که این اصل تنها با رعایت اصول اخلاقی و انسانی و تنها در قبال اشخاص متجاوز جاری میگردد؛ از این رو اگر متجاوز در مخاصمات مسلحانه اقدام به کشتار علیه افراد غیرنظامی نماید، نیروهای اسلام مجاز به اقدام مقابله به مثل، در برابر بیگناهان نمیباشند؛ چراکه این وضعیت باعث از بین رفتن انسانهایی میشود که هیچ نقشی در جنگ یا ساخت یا استفادهی اینگونه سلاحها نداشتهاند. از سوی دیگر استفاده از سلاح هستهای در مقام مقابله به مثل، بیشک مصداق اسراف در قتل میباشد که قرآن کریم از آن نهی نمودهاست؛ «فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ». آیتاللّه خامنهای این معیار را شاخصهی مهم هویت نظام اسلامی در مخاصمات مسلحانه نامبردهاند. بنابراین بر اساس مبنای فوق از دیدگاه ایشان استفاده از سلاحهای هستهای در حالت مقابله به مثل نیز حرام میباشد.
فتوای هستهای آیتاللّه خامنهای، منشوری اخلاقی و حقوقی است که با نفی بازدارندگی مبتنی بر وحشت، دکترین امنیتی جدیدی را بر مدار کرامت انسانی و عدالت ترسیم میکند. این حکم، نه یک مانور سیاسی، بلکه تعهدی ریشهدار در مبانی وحیانی و عقلانی است که صیانت از حیات بشری را بر هر مصلحت زودگذری مقدم میشمارد و برتری اخلاق بر قدرت را در عرصهی بینالملل به نمایش میگذارد. این دیدگاه، بهمثابهی قطبنمایی در اندیشهی سیاسی ایشان، ثابت میکند که در سپهر قدرت جهانی، امنیت پایدار تنها در سایهی پیوند ناگسستنی سیاست با ارزشهای متعالیِ انسانی محقق میگردد. پایداری، شمولیت و التزام چندگانهی این فتوا، آن را به معتبرترین سند تعهد ایران به صلح جهانی تبدیل کرده است.
(1)برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به اثر مؤلف: فتوای هستهای (بررسی فقهی و حقوقی فتوای آیت الله العظمی خامنهای در خصوص تولید و استفاده از سلاحهای هستهای)، دانشگاه علوم اسلامی رضوی 1402. / تحلیل فقهی- سیاسی فتوای حرمت سلاحهای هستهای؛ بازخوانی دیدگاه آیتالله خامنهای، فصلنامه علمی و پژوهشی علومسیاسی، دوره 28، شماره 2 (شماره پیاپی 110)، تیر 1404.
انتهای پیام/