به گزارش خبرگزاری تسنیم، یادواره ادبی «یار دیرین» در پاسداشت مقام والای شهید دکتر علی لاریجانی با حضور جمعی از اهالی ادب و فرهنگ کشورهای حوزه ایران فرهنگی، با اجرا و دبیری سید مسعود علوی تبار با مبزبانی گروه بین المللی هندیران برگزار شد.
سید حکیم بینش شاعر و پژوهشگر افغانستانی در ابتدای این مراسم بیان داشت: شهادت شهید علی لاریجانی در این روزهای سختی که بر ایران اسلامی میگذرد، برای جمهوری اسلامی ایران و دوستداران ایران اسلامی خیلی تلخ و سخت بوده و یکی از ضایعههای جبرانناپذیر است. بعد از شهادت امام شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای، خبر شهادت ایشان برایم از تلخترین خبرها بود.
این شاعر یادآور شد: همانگونه که هنوز شهادت امام شهید را باور نکردهام، شهادت ایشان را هم باور نکردهام. برای ایشان زهی سعادت که به درجه رفیع شهادت رسیدند. این اجر سالها خدمات و زحمات ایشان بود
وی ادامه داد: ایشان از چهرههای محبوب بودند و در این سالهای اخیر که مردم بیشتر با اندیشه و افکار ایشان آشنا شده بودند، محبوبیتشان بیشتر هم شده بود. در این جنگ تحمیلی بعد از شهادت امام شهید، حضور ایشان در صحنه بسیار مؤثر بود. ایشان با مصاحبهها، سخنها، توئیتها و نوشتههایشان هم پاسخ یاوههای دشمن را میدادند و هم در انسجام و استحکام نیروهای داخلی و مردم نقش مؤثر داشتند.
سید حکیم بینش افزود: باید یاد کنیم از حضور ایشان در میان مردم در روز جهانی قدس و مصاحبهشان در آن روز که خیلی شجاعانه بود و آخرین بیانیه ایشان به کشورهای اسلامی و منطقه که بسیار اندیشمندانه بود. ایشان به واقع شجاعانه در سنگر سیاست میجنگیدند.
سید مسعود علوی تبار شاعر و پژوهشگر بیان داشت: مقام و جایگاه شهید عزیز شهید دکتر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و یار دیرین رهبری را علاوه بر تکیه بر شخصیت قدرتمند و ممتاز او که در سطوح مختلف مدیریتی کشور از قبیل نظامی، فرهنگی، دیپلماسی، امنیتی و ... منشأ خدمات برجستهای برای ملت و انقلاب بود، می توان در کلام امام شهیدمان در معرفی او و در دلهای سوخته مردم داغدار و قدرشناس کشورمان که در داغ شهادت او به سوگ نشستند جستجو کرد.
شهید لاریجانی شخصیتی بودند که رهبر شهید حضرت آیت الله خامنه ای رضوان الله تعالی علیه او را دوست، برادر، هم فکر و رفیق خود میدانستند.
علوی تبار در ادامه تصریح کرد: با شنیدن خبر شهادت شهید علی لاریجانی شاهد اندوه و تأثر شدیدی بودیم که بر دلهای آحاد ملت ایران سایه افکند، شاعران حوزه ایران فرهنگی نیز متأثر از این داغ نوسرودههای خود را از صمیم دل و با سینه ای پر از اندوه نذر آن شهید والامقام کردند.
به گفته او؛ دلهای پاک مردم نجیب و ولایی ایران خود بهترین معیار برای احراز خلوص و جانفشانیهای خادمان خود هستند. به تعبیر شریف حافظ: «مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم/ هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم». حقیقتاً جانهای پاک و مملو از معنویت مردم ایران چنین میثاق ها و عهدهایی را با حضرت جانان بستهاند.
در بخش دیگری از این مراسم ادبی، شاعران به ارائه سرودههای خود در رثای شهید لاریجانی و شرح مجاهدتهای او پرداختند. برخی از اشعار ارائه شده در این یادواره ادبی به قرار ذیل است:
شعبان کرم دخت
زمین سرخ است، حتّی آسمان، آه
پُر از خون است چشم عاشقان آه
شب و دلتنگی و بغض فراوان
چه آشوبیست در جان جهان آه
از این غم که به جانم ناگهان ریخت
ندارم ذرّهای تاب بیان آه
نشسته با نگاه بیقرارش
دلم در پای یادی مهربان آه
به گوشم میرسد، آرام، آرام
صدای گریهی شعر روان آه
چه "لاریجانیای" از خاک پَر زد!
چه "لاریجانیای" تا بیکران آه!
"علیوار" از هوای عاشقی گفت
همه خون است دستش با دهان آه
تو ای جان گرامی، جان بیدار
به یادت بینشانم، بینشان آه
***
نجمه پورملکی
جنگ توران است این... کیخسرو ایران کجاست؟
آرش مازندران و شیر لاریجان کجاست؟
آه آن دست کمان گیری که تا پای نفس
مرزهای امنیت را بوده سنگربان کجاست؟
نیمی استاد مطهر بود نیمی رهبری
جمع بین عقل و عشق و منطق و ایمان کجاست؟
لشکر افراسیاب قرن را تحقیر کرد
آنکه روز قدس آمد در دل میدان کجاست؟
رهبران اپستین را گفت ما در صحنه ایم
یک نفر باید بگوید جای آن شیطان کجاست؟
آنکه جام زهر می نوشید از طعن همه
آنکه رد می شد مدام از مصلحت بازان کجاست؟
با پیامی پاسخ دشمن شکن می کرد رو
آه این مرد مجاهد واقعا الان کجاست؟
ای برادرهای لاریجانی ای شبهای قدر
آنکه مردم را ستایش کرد در میدان کجاست؟
ارث آقازادگی تنها شهادت بود و بس
مرتضایی که پدر را بوده پشتیبان کجاست؟
بد شروع کردی ولی ای دشمن نادان و رذل
ما نشانت می دهیم این نقطه پایان کجاست؟
کمیل کاشانی
از پیام آخرش عطر شهادت می وزید
خوش به حالش که به یاران شهید خود رسید
در طنین هر کلامش موج می زد اقتدار
از شکوه هر پیامش رنگ دشمن می پرید
آفرین بر همت و عزمش که در راه وطن
بارها تیغ زبان او حماسه افرید
شکوه از نامهربانی ها نکرد و صبر کرد
عاشقانه طعنه های تلخ را بر جان خرید
(اُدخلُوها بِسَلامِِ آمِنین) پاداش اوست
گفت لبیک (اِرجِعی) را و چه زیبا پر کشید
هیجده روز از فراق مقتدای او گذشت
با مراد خویش گویی داشت وعده این مرید
نام او در دفتر ایران به عزت ثبت شد
بعد از این تاریخ از او بیشتر خواهد شنید
چه برازنده است این عنوان برای او " کمیل"
اول نامش پس از این می نویسم که : شهید
***
ناصر دوستی
با دَمش غم می زُداید از دل غمگین شهید
لحظه ها را می کند با خنده اش شیرین شهید
دم به دم عطر بهشتی می چکد از خنده اش
می کند هر لحظه دنیا را بهشت آیین شهید
تا خدا پَر می کِشد هردم بشارت می دهد
چون پرستوی پیام آور ز فروردین شهید
باز گُسترده بساط هفت سینش را بهار
در سر این سُفره باشد نام هشتم سین شهید
هان! به او گرم است پُشت کوه ُبغض آلود شهر
دردها را داغ ها را می شود تسکین شهید
مثل یک آیینه ای دم از حقیقت می زند
در بزنگاه و خیابان غُباراگین شهید
اشک حسرت نیست اشک شوق می ریزد مدام
می شود چشمان پرنورش پر از پروین شهید
می رسد آوار " طِبتُم فادخُلوها خالدین"
می نهد سر را چه راحت بر سر بالین شهید
زینت قرآن زرکوب است نام نامی اش
رتبه اش " لاتحسَبَن..." در برگه زرّین شهید
دارد انفاس مسیحاییّ و "بَل احیاست" او
شد فدای راه اسلام و فدای دین شهید
عشق نظمش شد پریشان آخرش تفطیع شد
عین عطشان است و قافش قاف رحمان شین شهید
فخر لاریجان و ایران یک مُجاهد بود و رفت
کرد از فرمان حق با خون خود تمکین شهید
از خدا می خواست یک عمری شهادت آخرش
عشق در حقش دُعایی کردو گفت آمین شهید
لحظه آخر شهادت اَجر آقازاده بود
رفت و آقا زاده اش را با خودش بُرد این شهید
***
پروانه نجاتی
بعد از عمری تلاش و عطر افشانی
مسئولیت خطیر و سنگربانی
تابوت شهادت تو را می بوسیم
سرباز وطن دکتر لاریجانی
***
محمد مهدی عبداللهی
بالاست همیشه پرچم ایرانی
ایرانیِ با صلابت و طوفانی!
تا صبح ظفر، در دل میدان باشید
این بود تمام حرف لاریجانی
***
عمادالدین ربانی
شد حال و هوای چشم من بارانی
ای داغ تو ای علی لاریجانی
داریم به دست ذوالفقار ای دشمن
امروز علیست نام هر ایرانی
انتهای پیام/