به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم،تجربه چهل و چند روز گذشته به تمام دنیا نشان داد که اگر بخواهیم تنگه هرمز را فقط یک آبراه در نظر بگیریم، اصل ماجرا را نادیده میگیریم. اینجا نه فقط مسیر عبور کشتیها، که گرهی است که اقتصاد جهانی به آن نفس میکشد. هر روز، موجهایی که از این نقطه رد میشوند، سرخط قیمتها در توکیو و لندن و دهلی را عوض میکنند؛ از سوخت هواپیما تا قیمت نان و قیمت تراشهای که در گوشی ما کار گذاشتهاند. ماجرا اینقدر ساده و اینقدر ملموس است.
بعد از آغاز حملات امریکا و اسراییل به خاک ایران، تنگه هرمز، دیگر آن آبراه بیحاشیه سالهای دور نیست و به آن حالت قبل بر نمی گردد. عبور و مرور کشتیها محتاطتر شده؛ رادارها با دقت بیشتری کار میکنند، شرکتهای کشتیرانی برنامهها را با واسطههای بیمه و امنیت هماهنگ میکنند، و هر ساعت تأخیر روی آب، خودش را با چند رقم اضافه روی فاکتور حملونقل نشان میدهد. از دور شاید چند درصد افزایش هزینه به نظر برسد، اما همین اعداد وقتی به زنجیرههای تأمین وصل میشوند، تبدیل به فشار قیمت برای کارخانهها، پمپ بنزین ها، نانواییها و در نهایت سبد خرید خانوار میشوند.
اهمیت هرمز را باید از جنس ترکیب فهمید؛ ترکیب انرژی، غذا و صنعت. حدود یکسوم نفت جهان و سهم قابل توجهی از گاز طبیعی از این گذرگاه عبور میکند. این یعنی هر کندی در حرکت نفتکشها، مستقیم به قیمت بنزین و هزینه تولید برق در کشورهایی برمیگردد که به واردات وابستهاند.
از طرف دیگر، عبور غلات و مواد اولیه غذایی و کود شیمیایی از هرمز، امنیت غذایی بسیاری از کشورها را به وضع این آبراه گره زده است. کافی است چند روز تأخیر رخ دهد تا بازارهای آرد و خوراک دام در آسیا و آفریقا نفس کم بیاورند و آژیر تورم غذایی روشن شود.
شاید کمتر درباره ضلع سوم حرف زده میشود: نقش هرمز در صنعت پیشرفته. مواد خامی مثل آلومینیوم، الماس صنعتی و پودر طلا فقط کالاهای تخصصی در فهرست گمرکی نیستند؛ آنها پیچه و مهرههای نامرئی کارخانهها هستند. از بردهای الکترونیکی تا قطعات هوافضا، بدون این مواد کار پیش نمیرود. وقتی عبور این اقلام کند میشود، خط تولید در فاصله هزاران کیلومتر آنطرفتر باید برنامهاش را دوباره بچیند. و همین بازچینی، زمان و هزینه اضافه دارد.
بر اساس دادههای موجود، نزدیک به 30 درصد نفت جهان و 20 درصد گاز طبیعی از همین مسیر عبور میکند. این ارقام نشان میدهد کوچکترین اختلال در تردد کشتیها در این تنگه میتواند بازار انرژی را در عرض چند ساعت با نوسانات شدید مواجه کند. در کنار اینها، سهم 30 درصدی کود شیمیایی، 13 درصدی مواد اولیه غذایی و 42 درصدی غلات، نشان میدهد امنیت غذایی جهان نیز وابستگی جدی به ثبات این گذرگاه دارد.
اما اهمیت هرمز تنها به صادرات انرژی و غذا محدود نمیشود. سهم 36 درصدی پودر طلا، 24 درصدی آلومینیوم و 26 درصدی الماس صنعتی، نقش این تنگه را در صنایع فناوریمحور و تولیدات پیشرفته آشکار میکند؛ صنایعی که از تجهیزات الکترونیکی گرفته تا هوافضا و خودروسازی، به این مواد خام تکیه دارند.
دنیای امروز به دنبال «مسیر جایگزین» است، اما واقعیت روی نقشه چیز دیگری میگوید. جغرافیا با سرسختی خودش را تحمیل میکند. مسیرهای جایگزین محدودند، گرانترند و در حجم و استمرار، توان رقابت ندارند. این یعنی وزن هرمز در ترازوی تجارت جهانی، حتی اگر همه بخواهند، به این راحتی سبک نمیشود. به زبان ساده جهان مجبور است به این گلوگاه اعتماد کند و هر بار که ریسک بالا میرود، اثرش در همهجا دیده میشود.
روندهای ماههای اخیر چند نشانه روشن دارند: زمان عبور طولانیتر شده، بیمهها سختگیرتر شدهاند، نرخهای فریت بالا رفته و برخی خطوط دریایی دورهای با مسیرهای دورتر آزمایش میکنند. اینها روی کاغذ بندهایی در قراردادند، اما در واقعیت، به شارژ قیمتها، تأخیر در تحویل و بیثباتی در برنامهریزی تولید ترجمه میشوند. بازارها هم ذاتاً به عدمقطعیت حساساند؛ وقتی عرضه در تنگهای مثل هرمز کند میشود، انتظارات تورمی بالا میرود و قیمتها پیشخور میشوند.
از منظر رسانهای، یک سوءتفاهم هم باید اصلاح شود هرمز فقط داستان نفت نیست. هر بار که صحبت از این آبراه میشود، ذهنها زود به سراغ بازار انرژی میرود، اما تصویر کامل، شامل سفره مردم در دنیا و خط تولید صنعت هم هست. وزن 42 درصدی غلاتی که از این مسیر میگذرند، یعنی نان و خوراک دام و مرغداری و لبنیات؛ یعنی قیمتهای روزمره. و آنطرف ماجرا، مواد صنعتی که اگر دیر برسند، یک کارخانه عظیم را به خاطر یک قطعه کوچک معطل میگذارند.
نکته آخر اینکه حساسیت هرمز، یکبار مصرف نیست. تا وقتی وابستگی ساختاری به انرژی فسیلی پابرجاست و تا وقتی زیرساختهای حملونقل جهانی مسیرهای پایدار بدیل ندارند، هر تنش یا اختلالی در این آبراه میتواند زنجیرهای از پیامدها را راه بیندازد: از نوسان قیمت نفت و گاز تا فشار روی تورم غذایی و اختلال در تولیدات صنعتی.
این همان جایی است که اقتصاد جهانی، سیاست و امنیت در یک نقطه به هم میرسند. شاید روی نقشه فقط چند سانتیمتر عرض داشته باشد، اما وزنش گاهی از یک قاره بیشتر است.
تنگه هرمز حالا فقط یک مسیر آبی نیست؛ تبدیل شده به نمادی از حساسیت زمانهای که در آن زندگی میکنیم. گذرگاهی که اگر روزگاری فقط یک نقطه روی نقشه بود، امروز وزنی دارد که کل اقتصاد جهان روی آن ایستاده است. همین وابستگی است که جهان را وامیدارد هر خبر کوچک از این منطقه را جدی بگیرد؛ و همین وابستگی است که معنای واقعی «اهمیت» را برای هرمز تعریف میکند.
انتهای پیام/