به گزارش خبرگزاری تسنیم ، بیش از یک ماه از آغاز جنگ تمامعیار آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد. جنگی که نه با مجوز شورای امنیت آغاز شد، نه با منطق حقوق بینالملل همخوانی داشت، و نه حتی ادعای دفاع مشروع را برآورده کرد. اما آنچه در این سی روز بیش از هر چیز به چشم میآید، فاجعهای انسانی است که هزینهاش را باید آغازگران جنگ بدهند چرا که مردم بیگناه را شهید کرده اند. در این میان، تنها برندگان واقعی، شبکهای از شرکتهای تسلیحاتی، دلالان انرژی، و سفتهبازان بازارهای مالی هستند که در سایه خونریزی، ثروتاندوزی میکنند. جنگی که امریکا و اسرائیل اکنون به بزرگترین تهدید علیه صلح، اقتصاد، و حتی حافظه تاریخی جهان تبدیل شده است.
یک ماه پیش، وقتی اولین موشکهای آمریکایی و اسرائیل به خاک ایران اصابت کرد، جهان شاهد نقض عریان یکی از بنیادیترین اصول حقوق بینالملل بود. ممنوعیت استفاده از زور بدون مجوز شورای امنیت. اما آنچه این جنگ را از سایر درگیریهای معاصر متمایز میکند، نه تنها گستردگی جغرافیایی آن (که اکنون بیش از 10 کشور منطقه را درگیر کرده)، بلکه فریب استراتژیک پشت آن است.
آمریکا و اسرائیل با شعار حملات پیشدستانه، در واقع منطق جنگ به جای مذاکره را پیش بردند، همان استراتژی که پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، با جملهای توهینآمیز آن را فاش کرد: ما با بمب مذاکره میکنیم. این در حالی است که حتی میانجیگران منطقهای مانند عمان تأکید کردهاند که ایران نه تنها آغازگر جنگ نبوده، بلکه حتی در آستانه توافقهای دیپلماتیک نیز قرار داشته است.اما هزینه این پیمانشکنی و زورگویی چه کسی را هدف قرار داده؟ مردم عادی.
در حمله به یک مدرسه ابتدایی در میناب، جایی که کنوانسیونهای ژنو به صراحت از آن حفاظت میکند. اما آمریکا و اسرائیل نه تنها به مدارس و بیمارستانها حمله کردهاند، بلکه با هدف قرار دادن دانشگاه علم و صنعت تهران که هیچ ارتباطی با فعالیتهای نظامی ندارد، نشان دادهاند که علم و دانش نیز در لیست اهداف جنگی آنهاست.
این جنگ تنها جان انسانها را نگرفته، بلکه حافظه تمدنی بشریت را نیز هدف قرار داده است. ایران، با 29 اثر ثبتشده در میراث جهانی یونسکو، اکنون شاهد ویرانی 120 موزه، بنای تاریخی، و اثر فرهنگی است، از کاخ گلستان تا کاخ سعدآباد، که هیچ ارزش نظامی ندارند، اما برای تاریخ جهان بیقیمت هستند. تخریب این آثار، نه تنها خسارتی جبرانناپذیر به فرهنگ ایران، که هجومی به میراث مشترک بشریت است.اما فاجعه به مرزهای ایران محدود نمیشود.
این جنگ، اقتصاد جهانی را نیز به گرهگاه بحران کشانده است. تنگه هرمز، که 20 درصد تجارت جهانی نفت از آن میگذرد، اکنون شاهد کاهش 95 درصدی ترافیک کشتیهای تجاری است. حمله حوثیهای یمن به کشتیهای مرتبط با اسرائیل و آمریکا در دریای سرخ، کانال سوئز یکی دیگر از شریانهای حیاتی تجارت جهانی را نیز تحت فشار قرار داده است. نتیجه؟ افزایش 300 درصدی هزینههای حملونقل دریایی، شوک به زنجیره تأمین جهانی، و رشد بیسابقه قیمت انرژی.
سازمان تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD) هشدار داده که این اختلال، تورم جهانی را تشدید و رکود اقتصادی را عمیقتر خواهد کرد.با این حال، در میان این ویرانیها، برندگان جنگ نیز وجود دارند. آنها که سودی کلان از خونریزی میبرند. مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا که با فروش سلاح به اسرائیل و کشورهای عربی همپیمان، میلیاردها دلار سود کرده است. غولهای انرژی که با افزایش قیمت نفت و گاز، ثروت خود را چند برابر کردهاند. و سفتهبازان بازارهای مالی که با استفاده از اطلاعات داخلی، در میان هراس عمومی، میلیاردها دلار به جیب زدهاند. جنگی که قرار بود امنیت را تضمین کند، اکنون به بازاری پرسود برای عدهای محدود تبدیل شده است. در حالی که بقیه جهان، هزینههای آن را پرداخت میکنند.این جنگ نشان داده که زورگویی نه تنها صلح نمیآورد، که جهان را به پرتگاه میکشاند.
امروزه، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت دارد که جامعه بینالمللی به حقوق بینالملل بازگردد و آتشبس فوری را اجباری کند. ایران نیاز به بازسازی فوری دارد: درمان مجروحان، بازگرداندن آوارگان، و حفاظت از میراث فرهنگی. اقتصاد جهانی نیز باید از این شوک نجات یابد قبل از آنکه بحران کشتیرانی و انرژی، زندگی میلیونها نفر را در سراسر جهان دچار مخاطره کند.جنگی که با فریب آغاز شد، اکنون باید با عدالت خاتمه یابد. نه عدالتی که در آن قدرتمندان قانون را دیکته کنند، بلکه عدالتی که جان انسانها، ثبات اقتصادی، و میراث تمدنی را در اولویت قرار دهد. دیگر زمان آن رسیده که جهان بپذیرد: صلح واقعی، نه با بمب، که با گفتگو ساخته میشود. و اگر امروز این درس فراگرفته نشود، فردا دیر خواهد بود—زیرا هزینه جنگ بعدی، بسیار فراتر از آنچه امروز میبینیم، خواهد بود.
یادداشت از حجت عابدی اصل _ فعال رسانهای
انتهای پیام/