به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، علی کاکادزفولی؛ مدیر میز سیاست و جامعه مرکز مطالعات راهبردی تسنیم در سلسله یادداشتهایی به تبیین ابعاد تحول اسلام سیاسی در دوران رهبری امام شهید پرداخته است که تاکنون دو شماره از آن منتشر شده است.
در بخش اول و دوم از این سلسله یادداشتها موضوع منطق گذار از جنبش انقلابی به نظم نهادی و ابعاد نرمافزاری تحول اسلام سیاسی در دوران رهبری امام شهید مورد بحث قرار گرفت. در بخش سوم این نوشتار به ابعاد دیگری از این تحول با هدف پاسداری از روح انقلابی در کالبد بروکراسی مدرن و مقایسه تطبیقی اسلام سیاسی جنبشی و نهادی به شرح زیر خواهیم پرداخت.
بخش سوم: معماری حقوقی قدرت و سازوکارهای نهادسازی
آیتالله خامنهای با طراحی یک معماری حقوقی پیشرو، نهادسازی را به عنوان ابزار انتقال آرمان از ساحت نظر به عرصهی عمل در دستور کار قرار دادند که در سه ضلع راهبردی زیر تبلور یافت؛
3-1. اصل 110 و ترجمه حقوقی آرمان به سیاست عمومی
تجسم عینی پیوند میان فقه حکومتی و ساختار قدرت را باید در بازخوانی جایگاه سیاستهای کلی نظام و ظرفیتهای نهفته در اصل 110 قانون اساسی جستوجو کرد. در این هندسه، تعیین جهتگیریهای کلان نظام پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت و نظارت بر حسن اجرای آنها، مأموریتی است که به رهبری اجازه میدهد آرمانهای دینی را از تراز توصیههای اخلاقی به سطح سیاستهای عمومی الزامآور ارتقا دهد. این فرآیند، بدون آنکه جایگزین وظایف اجرایی یا تقنینی دولت و مجلس شود، چتری راهبردی بر فراز حکمرانی میگشاید که هماهنگی کلان اجزای نظام را تضمین میکند.
در همین چارچوب معرفتی است که سیاستهای به ظاهر عملیاتی، در اصل تجسم مبانی معرفتی هستند؛ برای مثال ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در حقیقت ترجمه مفهوم ایستادگی به زبان مدیریت منابع و مشارکت مردمی بود تا اقتصاد را از پیوند صرف با بازارهای جهانی به سوی پایداری درونی سوق دهد. کاربرد این سازوکار در ساحت سیاست نیز به خوبی هویداست؛ یا ابلاغ سیاستهای کلی انتخابات با تکیه بر اختیارات قانونی رهبری، تلاشی برای نهادینهکردن رقابت سیاسی در چارچوب ثبات، سلامت و وحدت ملی بود؛ به گونهای که کثرت سیاسی مخلّ امنیت کلان جامعه که مصلحتی بسیار بالاتر است، نشود.
علاوه بر این، در حوزههای دانشبنیان، ابلاغ سیاستهای کلی علم و فناوری نشاندهنده آن است که در این دستگاه فکری، اسلام سیاسی لزوماً با قدرت سخت تعریف نمیشود، بلکه مرجعیت علمی را ستون اصلی اقتدار ملی و پیشرانی برای احیای تمدن نوین اسلامی میداند. بدین ترتیب، ولایت فقیه در مقام دیدبان عالی، آرمان را به راهبرد تبدیل کرده و با تکیه بر ساختارهای قانونی، مسیر پیشرفت کشور را در حوزههای حساس، با دقتی نهادی و نگاهی تمدنی ریلگذاری کرده است. این مدل، در حقیقت پاسخ جمهوری اسلامی به چگونگی مدیریت جامعه مدرن بر پایه اصول فقهی است.
3-2. شوراهای عالی و عقل متصل حکمرانی
نباید نهادسازی را در سپهر اندیشگانی رهبر شهید، تنها در چارچوب ضرورتی بروکراتیک فهم کرد؛ بلکه حقیقت آن، تجسد عینی عقلانیت انقلابی در پردازش از ایده به واقعیت است. بداعتهای ساختاری نظیر شوراهای عالی، نشانگر درک تغییر ماهوی جغرافیاهای قدرت در جهان معاصر است. در این دیدگاه، آنچه به طور معمول ابزار تلقی میشود، در چارچوب یک قلمرو هستیشناختی نوپدید و بسیار گستردهتر بازتعریف شده که در آن، مرزهای میان حاکمیت، دین و تکنولوژی بازتعریف میشوند. این اقدام، نماد عبور آگاهانه از منطق عارضی جنبش به مثابه کنشگری واکنشی و تودهای به ثبات استراتژیک «نظام» است.
در پارادایم فقه حکومتی ایشان، بهرهگیری از فناوری نباید منجر به انحلال هویت در جهانیسازی دیجیتال شود. بلکه باید از طریق معماری نهادی، آن را اختیار و به بستری برای سوژگی تمدنی تبدیل کرد. این مدل از حکمرانی، پاسخی بنیادین به چالش مدرنیتهی سیال است تا دولت دینی، فراتر از مرزهای مفهومی از مرزهای معنایی خود محافظت کند. بدینسان، شوراهای عالی، عقل فعال حکمرانی برای حفظ استقلال در عصر فرامکانی هستند تا در جستجوی فیلسوفانه برای ارزشهای قدسی در پیچیدهترین لایههای زیستجهان مدرن امتداد یابند.
3-3. نهادهای رسمی و شبکههای اجتماعی بازتولید قدرت
تحلیل نهادی قدرت در جمهوری اسلامی ایران، پرده از گزاری پارادایمی برمیدارد که در آن مدلهای کلاسیک و صلب حکمرانی، جای خود را به یک حاکمیت شبکهای پویا دادهاند. در این الگوی پیشرو، قدرت در حصار تنگ مجاری بروکراتیک و دیوانسالاریهای فرسوده محصور نمیماند و صرفاً در هرم سلسلهمراتبی حاکمیت تعریف نمیشود؛ بلکه از طریق پیوندی ارگانیک و دوسویه میان نهاد رهبری و لایههای گوناگون اجتماعی و حاکمیتی، به شکلی مستمر بازتولید میگردد. این شبکهسازی تمدنی، در حقیقت عصب مرکزی نظام جمهوری اسلامی ایران است که با عبور از پیوندهای صرفاً اداری، به لایههای عمیق زیست اجتماعی نفوذ کرده و تضمینگر صیانت از جهتگیریهای کلان انقلابی در میانه تلاطمهای سیاسی و بحرانهای ساختاری است. کارآمدی بیبدیل این مدل در مقاطع سرنوشتساز و تاریخی، همچون حماسه حضور مردم در دفاع از کیان نظام، گواهی است بر اینکه چگونه قدرت شبکهای، ظرفیت بسیجکنندگی و پایداری ملی را در مواجهه با چالشهای وجودی ارتقا میبخشد.
این نهادمندی نشاندهنده آن است که اسلام سیاسی در ایران، از سطح یک متن قانونی ایستا عبور کرده و به یک واقعیت ساختیافته و زنده بدل شده است؛ واقعیتی که با حیات شبکهای و تداوم گفتمانی خود، بقای ماهوی نظام را حتی در شرایط سخت محیطی ممکن میسازد. در واقع، هندسهی قدرت در جمهوری اسلامی را میتوان ترکیبی هوشمندانه و مهندسیشده از سه مؤلفهی مشروعیت کاریزماتیک مبتنی بر شخصیت متعالی فقیه، شبکهسازی منسجم اجتماعی و استقلال نهادی دانست. هدف غایی این منظومهی پیچیده، ممانعت از استحاله و انحلال روح انقلابی در ساختارهای سرد، صلب و بیروح مدرنیته است؛ بهگونهای که نظام بتواند ضمن حفظ هستهی قدسی و اصالتهای ایدئولوژیک خود، با انعطافی ساختارمند، به بازتولید مستمر خویش در بستر زمان و مکان ادامه دهد.
بخش چهارم: مقایسه تطبیقی اسلام سیاسی جنبشی و نهادی
برای درک دقیق فرایند تکاملی انقلاب اسلامی در عبور از مراحل اولیه و ورود به ساحت حکمرانی بالغ، ضرورت دارد میان دو ساحت متفاوت از اسلام سیاسی یعنی ساحت جنبشی-مبارزاتی و ساحت نظاممند-نهادی تمایز قائل شویم. جدول زیر با هدف تبیین این تحول تدوین شده است؛ گذاری که ذیل مدیریت رهبر شهید انقلاب، با هدف تثبیت کارآمدی و استمرار آرمانها صورت پذیرفت. این مقایسه تطبیقی، بهوضوح نشان میدهد که چگونه اسلام سیاسی، برای رهایی از بنبستهای کلاسیک جنبشهای اپوزیسیونی و رسیدن به الگویی پایدار از حکمرانی در مواجهه با اقتضائات دولت مدرن، ناچار به بازتعریف بنیادین منابع مشروعیت، ابزارهای کنشگری و سازوکارهای بازتولید قدرت بوده است.
تطبیق ویژگی های اسلام سیاسی جنبشی و اسلام سیاسی نهادی
|
محور مقایسه
|
اسلام سیاسی در قامت «جنبش» (مبارزاتی)
|
اسلام سیاسی در قامت «نظام» (نهادینه شده)
(در تجربه ایران عصر شهید آیتالله خامنهای
|
|
منبع مشروعیت
|
بسیج انقلابی و کاریزما
|
تکیه بر قانون اساسی، اجتهاد فقهی و رأی مردم
در کنار نظارت قانونی
|
|
ابزار اصلی اثرگذاری
|
اعتراض و بسیج خیابانی
|
قانونگذاری، برنامهریزی کلان، نفوذ رسانهای
و شبکهسازی اجتماعی
|
|
نسبت با دولت مدرن
|
ضدیت یا نفوذ به عنوان هدف
|
توجه به اقتضائات منطقی دولت مدرن
و بازتعریف آن در قالب فقه حکومتی و حکمرانی
|
|
بازتولید نیروی انسانی
|
حلقههای محدود انقلابی
|
نظام گسترده تربیت کادر در حوزه، دانشگاه، بسیج
و نهادهای فرهنگی و شبکههای اجتماعی واقعی گسترده
|
|
دوام و انتقال
|
وابسته به شرایط بحرانی
(اگر بحران نباشد، ضعیف میشود)
|
ساختن فرآیندهای پایدار و قانونی
برای اینکه سیستم بدون وابستگی به افراد، بماند
|
از سوی دیگر، ورود به مرحلهی دولتسازی برای هر جریان انقلابی، تنها زمانی به بلوغ و پایداری میانجامد که ایدئولوژی برانگیزاننده، در قالب سازوکارهای عینی حکمرانی نهادمند گردد. در همین راستا، جدول زیر نیز چگونگی عبور از رویکردهای پراکنده به سوی معماری کلان نهادمندی آرمان در عصر رهبری آیتالله خامنهای را ترسیم میکند. این سازوکارها، در واقع حلقههای واسطی هستند که با هدف پاسداری از روح انقلابی در کالبد بروکراسی مدرن طراحی شدهاند؛ بهگونهای که نظام اسلامی نه در هاضمهی الزامات اداری مستهلک گردد و نه در تصلب ساختاری گرفتار شود. درک این الگوها، برای تحلیل چرایی استمرار اقتدار جمهوری اسلامی در مواجهه با تلاطمهای منطقهای و فشارهای بینالمللی، کلیدی است؛ چرا که نشان میدهد چگونه آرمان، با تجهیز به ابزارهای تخصصی و ساختارهای پیشبینیپذیر، به یک واقعیت پایدار در عرصه حکمرانی بدل شده است.
تبیین سازوکارهای «نهادمندی آرمان» در عصر رهبری آیتالله خامنهای
|
سازوکار
|
ابزار تحقق
|
مصادیق راهبردی در دوران رهبری آیتالله خامنهای
|
کارکرد در مسیر ثبات نظام
|
|
قاعدهمند کردن قدرت
|
قانون اساسی و متممهای ساختاری
|
اعمال اصل 110 (سیاستهای کلی)
و مدیریت نهادهای حاکمیتی
(رسانه و قوای مسلح)
|
تبدیل شور انقلابی به نظم پیشبینیپذیر و ایجاد چارچوب برای هدایت کلان کشور
|
|
نوسازی ساختار حکمرانی
|
شوراهای عالی و اسناد بالادستی
|
تأسیس شورای عالی فضای مجازی، ابلاغ سیاستهای اقتصاد مقاومتی و الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت
|
ایجاد عقل متصل برای حل چالشهای نوپدید که بوروکراسی سنتی دولت از حل آنها ناتوان است
|
|
تربیت نیروی تمدنساز
|
شبکههای اجتماعیساز و نهادهای کادرساز
|
بازتعریف نقش بسیج در لایههای تخصصی (اساتید، پزشکان، مهندسان و...) و تحول در حوزههای علمیه
|
فراتر رفتن از بسیج تودهای و تربیت بدنه مدیران و کارشناسان متخصص و معتقد برای اداره آینده نظام
|
|
تولید معنا و حافظه
|
مهندسی روایت و حافظه تاریخی
|
طرح مفهوم جهاد تبیین، برجستهسازی فرهنگ دفاع مقدس و بازخوانی مستمر مرزهای گفتمانی
|
جلوگیری از استحالهی فرهنگی و زنده نگه داشتن روح جنبش در کالبد صلب اداری.
|
|
گسترش مرزهای نفوذ
|
دیپلماسی آرمانی و پیوندهای فراملی
|
حمایت از محور مقاومت و خطابهای مستقیم و غیرمستقیم به ملتها
|
تبدیل اسلام سیاسی از یک جریان داخلی به یک قطب قدرت جهانی و شبکهای از متحدان استراتژیک
|
انتهای پیام/