یادداشت اقتصادی -محمد کاظم ضیائیفر، خبرنگار حوزه تجارت خارجی و بینالملل:
تنگه هرمز بار دیگر در مرکز توجه معادلات ژئوپلیتیک انرژی قرار گرفته است. این آبراه باریک میان ایران و عمان سالهاست که یکی از حساسترین نقاط راهبردی جهان به شمار میرود؛ مسیری که امنیت آن مستقیماً با ثبات بازار جهانی انرژی گره خورده است.
بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، روزانه حدود 20 میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از این تنگه عبور میکند؛ رقمی معادل نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی نفت. به همین دلیل هرگونه تنش سیاسی یا امنیتی در این منطقه، بلافاصله در بازارهای انرژی بازتاب پیدا میکند.
برای کشورهای مصرفکننده انرژی در آسیا، تنگه هرمز همچنان مهمترین مسیر دسترسی به منابع نفتی خلیج فارس است. در مقابل، برای تولیدکنندگان بزرگ منطقه نیز این آبراه شریان اصلی صادرات انرژی محسوب میشود. همین وابستگی متقابل باعث شده است که این تنگه همواره در کانون توجه قدرتهای جهانی قرار داشته باشد.
با این حال تجربه دهههای گذشته نشان میدهد که مدیریت چنین گذرگاهی صرفاً با ابزارهای نظامی ممکن نیست. کنترل نظامی میتواند بازدارندگی ایجاد کند، اما به تنهایی قادر به ایجاد ثبات پایدار در یک مسیر حیاتی تجارت جهانی نیست. به همین دلیل در سالهای اخیر برخی تحلیلگران حوزه تجارت دریایی بر ضرورت استفاده از ابزارهای اقتصادی در کنار ملاحظات امنیتی تأکید میکنند.
شاهراه انرژی جهان
اهمیت تنگه هرمز تنها به حجم بالای نفت عبوری از آن محدود نمیشود. این مسیر در عمل شاهراه صادرات انرژی کشورهای اصلی تولیدکننده خلیج فارس است. عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، عراق و قطر بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز خود را از این مسیر به بازارهای جهانی منتقل میکنند.
گزارشهای انرژی نشان میدهد بیش از 70 درصد نفتی که از این تنگه عبور میکند به مقصد بازارهای آسیایی حرکت میکند. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از بزرگترین مشتریان این جریان انرژی هستند. به همین دلیل هرگونه اختلال در عبور نفتکشها میتواند زنجیره تأمین انرژی در بخش بزرگی از اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
همین واقعیت باعث شده است که طی دهههای گذشته قدرتهای مختلف تلاش کنند در معادلات امنیتی خلیج فارس حضور داشته باشند. شکلگیری ائتلافهای دریایی، حضور ناوگانهای نظامی خارجی و رقابتهای امنیتی منطقهای همگی به نوعی با اهمیت این گلوگاه حیاتی ارتباط دارند.
با این حال بسیاری از کارشناسان حملونقل دریایی معتقدند مدیریت پایدار چنین مسیرهایی در نهایت نیازمند چارچوبهای اقتصادی و حقوقی قابل پیشبینی است؛ قواعدی که عبور کشتیها را تنظیم کند و از شکلگیری بحرانهای ناگهانی جلوگیری کند.
بیمه دریایی؛ ابزار کمتر دیدهشده مدیریت تردد
در همین چارچوب، یکی از ایدههایی که در سالهای اخیر مطرح شده استفاده از سازوکارهای بیمه دریایی برای مدیریت تردد کشتیها در تنگه هرمز است.
در تجارت جهانی، بیمه یکی از ارکان اصلی حملونقل دریایی به شمار میرود. تقریباً هیچ کشتی تجاری بدون پوشش بیمهای معتبر امکان فعالیت در مسیرهای بینالمللی را ندارد و بسیاری از بنادر نیز پذیرش کشتیها را به ارائه اسناد بیمهای معتبر منوط میکنند.
به همین دلیل بیمه در عمل به یکی از نقاط کلیدی در زنجیره تجارت دریایی تبدیل شده است. مالکان کشتی و صاحبان کالا برای پوشش ریسکهایی مانند توقیف، خسارت یا حوادث دریایی ناچارند از شرکتهای بیمه معتبر خدمات دریافت کنند.
بر اساس این رویکرد، اگر چارچوب مشخصی برای پذیرش بیمههای معتبر در مسیر تنگه هرمز تعریف شود، شرکتهای کشتیرانی برای عبور ایمن ناچار خواهند بود از پوشش بیمهای شرکتهایی استفاده کنند که در این چارچوب مورد تأیید قرار گرفتهاند. در چنین مدلی، مدیریت عبور کشتیها نه از طریق انسداد مسیر بلکه از طریق تنظیم قواعد اقتصادی و حقوقی انجام میشود.
این روش با منطق تجارت جهانی نیز سازگارتر است. شرکتهای حملونقل معمولاً ترجیح میدهند در محیطی فعالیت کنند که قواعد آن روشن و قابل پیشبینی باشد. سازوکارهای بیمهای میتواند چنین فضایی ایجاد کند و در عین حال امکان نظارت مؤثر بر تردد کشتیها را فراهم آورد.
ظرفیت اقتصادی یک ابزار راهبردی
در کنار کارکرد مدیریتی، چنین سازوکاری میتواند ظرفیت اقتصادی قابل توجهی نیز ایجاد کند. برخی برآوردهای تحلیلی نشان میدهد در صورت شکلگیری چارچوبی مشخص برای خدمات بیمهای و دریایی مرتبط با عبور کشتیها، درآمدی بین 5 تا 13.5 میلیارد دلار در سال قابل تصور است.
علاوه بر این، چنین سازوکاری امکان طراحی سیاستهای اقتصادی متنوعی را نیز فراهم میکند. نرخ خدمات یا پوششهای بیمهای میتواند بر اساس معیارهایی مانند سطح همکاری اقتصادی کشورها یا میزان پایبندی به مقررات دریایی تنظیم شود. به این ترتیب تنگه هرمز تنها یک گذرگاه جغرافیایی نخواهد بود، بلکه به ابزاری برای سیاستگذاری اقتصادی در تجارت منطقهای تبدیل میشود.
در همین زمینه برخی تحلیلگران بینالمللی نیز به پیامدهای احتمالی چنین تحولاتی اشاره کردهاند. ادی فیشمن، عضو اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا، در تحلیلی درباره تحولات انرژی منطقه مینویسد تغییر قواعد مالی و ارزی تجارت نفت در این مسیر میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد و حتی بر ساختار سنتی معاملات انرژی در جهان اثر بگذارد.
پرهیز از تنش نظامی
واقعیت این است که تنگه هرمز همچنان یکی از نقاط تعیینکننده در معادلات انرژی جهان است. اهمیت این آبراه به اندازهای است که هر تصمیم درباره آن میتواند بازار انرژی و روابط اقتصادی بسیاری از کشورها را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی به نظر میرسد آینده مدیریت این گذرگاه راهبردی بیش از هر چیز به ترکیبی از قدرت امنیتی و ابزارهای اقتصادی وابسته باشد. سازوکارهایی مانند بیمه دریایی میتوانند چارچوبی عملی برای تنظیم قواعد تردد کشتیها فراهم کنند و در عین حال ثبات بیشتری برای تجارت جهانی ایجاد کنند.
اگر چنین مدلی با مقررات شفاف و استانداردهای بینالمللی همراه شود، تنگه هرمز میتواند از یک نقطه دائمی تنش به نمونهای از مدیریت اقتصادی یک گلوگاه حیاتی جهانی تبدیل شود.
انتهای پیام/