به گزارش خبرگزاری تسنیم ، تنگه هرمز، شریان حیاتی انرژی جهان، بار دیگر به کانون تنشهای ژئوپلیتیک تبدیل شده است. این بار، نه به دلیل تهدیدات واقعی، بلکه به خاطر اقدام یکجانبه ایالات متحده برای تشکیل ائتلافی نظامی تحت عنوان اسکورت کشتیها که فاقد هرگونه پشتوانه حقوقی بینالمللی است. در حالی که واشنگتن این طرح را راهکاری برای تضمین امنیت دریایی معرفی میکند، واقعیت این است که عدم مشارکت سایر کشورها حتی متحدان نزدیک آمریکا نشان میدهد جهان دیگر تمایلی به پذیرش نظمهای هژمونیک ندارد.
تنگه هرمز، باریکترین گلوگاه انرژی جهان، جایی که روزانه نزدیک به یکپنجم نفت جهانی از آن عبور میکند، همواره یکی از حساسترین نقاط استراتژیک جهان بوده است. هرگونه بیثباتی در این منطقه میتواند شوکهای شدیدی به بازارهای جهانی انرژی و اقتصاد بینالملل وارد کند. اما آنچه امروزه این تنگه را بیش از پیش خطرناک کرده تهدیدات واقعی مانند دزدی دریایی یا تروریسم نیست بلکه اقدامات یکجانبه و فراقانونی برخی قدرتها است.
ایالات متحده با پیشنهاد تشکیل ائتلافی برای اسکورت کشتیها در این منطقه، بدون کسب مجوز از شورای امنیت سازمان ملل، در واقع به جای حل مشکل، خود به عامل بیثباتی تبدیل شده است.سؤال اساسی این است؛ چرا چنین ائتلافی، که ظاهرا با هدف حفظ امنیت دریایی تشکیل میشود، با بیتفاوتی یا حتی مخالفت جامعه بینالمللی روبهرو شده؟ پاسخ در فقدان مشروعیت حقوقی آن نهفته است.
بر اساس قوانین بینالمللی، هرگونه عملیات نظامی یا نیمهنظامی در آبهای بینالمللی، حتی اگر با هدف اسکورت کشتیهای تجاری باشد، نیازمند مجوز شورای امنیت سازمان ملل است. این اصل در گذشته نیز به اثبات رسیده است. عملیات موفق ضد دزدی دریایی در خلیج عدن، که با مجوز سازمان ملل و مشارکت گسترده کشورها انجام شد، توانست امنیت این منطقه را تضمین کند. اما ائتلاف پیشنهادی آمریکا در تنگه هرمز فاقد چنین پشتوانهای است و این، آن را به اقدامی خودسرانه و غیرقانونی تبدیل میکند.
اما مشکل تنها به عدم مشارکت سایر کشورها محدود نمیشود. تشکیل چنین ائتلافی بدون مجوز بینالمللی، خطر نرمافزار شدن هژمونی را افزایش میدهد. یعنی جایگزینی منافع یک کشور با قوانین بینالمللی. وقتی قدرتی مانند آمریکا بدون توجه به چارچوبهای حقوقی، اقدام به تشکیل ائتلافهایی میکند که تنها منافع خود را دنبال میکنند، در واقع به سایر کشورها این پیام را میدهد که قانون تنها زمانی معتبر است که با اهداف آن قدرت همسو باشد. این رویکرد، که در تاریخ معاصر نمونههای فراوانی مانند جنگ عراق دارد، همواره به بیثباتی و افزایش تنشها انجامیده است.
از منظر راهبردی نیز، عدم استقبال سایر کشورها از این ائتلاف نشاندهنده بیاعتمادی جهانی به اقدامات یکجانبه است. حتی متحدان سنتی آمریکا، مانند کشورهای اروپایی، ترجیح میدهند در چنین طرحهایی مشارکت نکنند، زیرا میدانند که پیوستن به یک ائتلاف غیرقانونی میتواند آنها را در معرض تحریمهای ثانویه، واکنشهای منفی افکار عمومی و هزینههای سیاسی سنگین قرار دهد. این موضوع نشان میدهد که جهان دیگر آمادگی پذیرش نظمهای هژمونیک را ندارد و ترجیح میدهد بر اساس قوانین بینالمللی و اجماع جمعی عمل کند.علاوه بر این، تشکیل چنین ائتلافی میتواند پیامدهای اقتصادی جدی نیز به همراه داشته باشد.
تنگه هرمز، به عنوان یکی از مهمترین مسیرهای ترانزیت نفت جهان، نقش کلیدی در تأمین امنیت زنجیره تأمین جهانی ایفا میکند. هرگونه بیثباتی در این منطقه، حتی اگر تحت عنوان حفظ امنیت صورت گیرد، میتواند به افزایش هزینههای بیمه کشتیها، اختلال در تجارت و در نهایت، افزایش قیمت انرژی منجر شود. بنابراین، ائتلافهایی که فاقد مشروعیت بینالمللی هستند، نه تنها امنیت را تضمین نمیکنند، بلکه خطرات اقتصادی جدیدی را نیز متوجه جهان میسازند.
تاریخ بارها نشان داده است که نظمهای پایدار تنها زمانی شکل میگیرند که بر پایه اجماع، حقوق بینالملل و احترام متقابل استوار باشند. ائتلاف اسکورت تنگه هرمز، که بدون پشتوانه قانونی و با رویکردی یکجانبه تشکیل میشود، نه تنها فاقد مشروعیت است، بلکه خطر بازتولید ساختارهای قدرتمحور را نیز به همراه دارد. جامعه بینالمللی باید با هوشیاری کامل، از تبدیل شدن به بازیچه منافع کوتاهمدت قدرتهای بزرگ خودداری کند و بر حفظ چارچوبهای حقوقی تأکید ورزد. تنها در این صورت است که میتوان امید داشت جهان به سمت ثبات، امنیت و رفاه واقعی حرکت کند—نه تحت سایه هژمونی، بلکه در پرتو قانون و عدالت.

حجت عابدی اصل _ فعال رسانه ای
انتهای پیام/