به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم پایگاه خبری برکینگ دیفنس در تحلیلی راهبردی به قلم مایکل کید، ناخدا و مربی دانشکده راهبری ملی امنیت و منابع آمریکا، هشدار داده است که اختلال در گذرگاههای دریایی، به ویژه در شرایط کنونی جنگ با ایران، فقط به همان نقطه محدود نمیماند، بلکه مانند جریان برق در یک شبکه گسترده، کل تجارت دریایی جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
به نوشته این تحلیل، کانالها، تنگهها و دماغههای دریایی، آبراههای مستقلی با سطح ریسک ثابت نیستند. آنها در واقع نقاط به هم پیوستهای در شبکه جهانی دریانوردی هستند که تجارت بینالملل به آنها وابسته است. اختلال در یک نقطه، رفتوآمد کشتیها را در سراسر جهان تغییر میدهد و هزینه حملونقل، زمان تحویل کالاها و ظرفیت جهانی را دگرگون میکند.
تنگه هرمز؛ شریان حیاتی که لرزیده است
نویسنده تأکید میکند که شرکتهای تجاری هماکنون در حال بررسی تأثیرات درگیری در کنار تنگه هرمز هستند؛ تنگهای که 20 درصد نفت جهان از آن عبور میکند. بازگشت به وضعیت پیشین در کوتاهمدت ممکن است فقط عدم اطمینان موقتی در کشتیرانی ایجاد کند و تأثیر نسبتاً کمی بر تجارت جهانی بگذارد. اما برکینگ دیفنس هشدار میدهد که واژه «نسبتاً کم» در این زمینه همچنان میتواند شامل میلیاردها دلار خسارت باشد، همان طور که زمینگیر شدن کشتی «اور گیون» در کانال سوئز در مارس 2021 نشان داد.
در مقابل، اگر وضعیت به جنگ نفتکشهای سالهای 1984 تا 1988 شباهت پیدا کند، یا اگر تنگه کاملاً بسته شود، تصویر کاملاً متفاوتی رقم خواهد خورد. در چنین شرایطی، رهبران کشورها باید بدانند شبکه حملونقل دریایی چگونه تغییر کرده و برای واکنش مناسب آماده باشند.
شش عاملی که ریسک تنگهها را تعیین میکند
این تحلیل برای تعریف ریسک هر گذرگاه دریایی، شش عامل کلیدی را معرفی کرده است:
نخست، عوامل ناوبری مانند وجود موانع زیرآبی یا جریانهای خطرناک. دوم، عوامل زیستمحیطی مانند امواج بلند یا طوفانها. سوم، عوامل ژئوپلیتیک از جمله ثبات کشورهای همجوار و میزان کنترل آنها بر منطقه. چهارم، عوامل جنایی مانند میزان دزدی دریایی. پنجم، تراکم ترافیک و پر رفتوآمد بودن آبراه. و ششم، فعالیت اقتصادی و اینکه آیا آن مسیر، راهروی اقتصادی منطقهای یا جهانی محسوب میشود.
تأثیر جنگ بر مسیرهای جایگزین
برکینگ دیفنس مینویسد که تنشهای اخیر در نزدیکی تنگه هرمز نشان میدهد چگونه ژئوپلیتیک، تراکم ترافیک و شرایط زیستمحیطی با هم ترکیب میشوند و تجارت جهانی را از نو شکل میدهند. برخی مسیرها ممکن است به طور موقت از کاهش ترافیک سود ببرند، در حالی که برخی دیگر ناگهان با افزایش بیسابقه ترافیک یا سطح ریسک روبهرو میشوند.
نویسنده با اشاره به اهمیت کانال سوئز مینویسد که این آبراه برای حفظ عملیات بدون وقفه، نیازمند توجه ویژه است، زیرا بسته شدن آن هم تجارت را مختل میکند و هم مدیریت نیروهای نظامی در سطح جهانی را به شدت با دشواری مواجه میسازد. در مقابل، مسیر دماغه امید نیک (نوک جنوبی آفریقا) به دلیل حکمرانی قوی آفریقای جنوبی و محدودیتهای جغرافیایی اندک، باید تأثیر چندانی از این درگیری نبیند.
همه مسیرها تحت تأثیر قرار نمیگیرند
این تحلیل تأکید میکند که همه مسیرهای کشتیرانی از این جنگ تغییر نمیپذیرند. به عنوان مثال، محمولههای رفت و برگشت به خلیج فارس بعید است از گذرگاههای قطبی سود ببرند. همچنین پیشبینی میشود تأثیر چندانی بر تنگه «لومبوک» در اندونزی یا تنگه ماژلان در آمریکای جنوبی دیده نشود. به گفته برکینگ دیفنس، این خبر خوبی برای آمریکا و متحدانش است، با توجه به اینکه مسیرهای آبی زیادی در سطح جهان وجود دارد که نگران آنها باشند.
جمعبندی: نیاز به نگاه شبکهای و مدیریت هوشمندانه
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که گذرگاههای دریایی به صورت مجزا عمل نمیکنند؛ آنها گرههایی به هم پیوسته در یک شبکه پویا و سرشار از ریسک هستند که اختلال در یک نقطه، خود را در سراسر مسیرها، هزینهها و جدول زمانی سراسر جهان نشان میدهد.
یک ارزیابی دقیق و «شبکهآگاه» که تغییر الگوهای ترافیک، مسیرهای جایگزین و تأثیر تجمعی بر زنجیره تأمین انرژی را در نظر بگیرد، به دولتها اجازه میدهد نیروهای خود را به طور کارآمد توزیع کنند. همچنین به صنعت کشتیرانی امکان میدهد در این نظام دریایی روان و به هم پیوسته، تابآوری خود را حفظ کند.
انتهای پیام/