به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، میان فشارهای واشنگتن و خطرات کشیده شدن به یک جنگ تمامعیار، کشورهای حاشیه خلیج فارس خود را در برابر گزینههای محدودی میبینند و تلاش میکنند منافع خود را متعادل کنند و از تحولات بزرگ در توازن منطقه جلوگیری کنند.
گزینههای محدود کشورهای عربی در جنگ آمریکایی ـ صهیونیستی با ایران
روزنامه الاخبار لبنان در این زمینه در مقالهای به تنگنای بزرگی که کشورهای عربی در آن گرفتار شدهاند پرداخته تأکید کرد: گزینهها برای کشورهای حاشیه خلیج فارس که تحت فشار ایالات متحده مجبور به جانبداری علنی از جنگ آمریکا ـ اسرائیل هستند، برای حفظ انعطافپذیریای که در ابتدای جنگ داشتند، محدود میشود،
در آن زمان، کشورهای عربی تلاش میکردند بین وجود پایگاههای آمریکایی در خاک خود که در جنگ علیه ایران استفاده میشد و روابطشان با ایران، تمایز قائل شوند، این تمایز از سوی تهران نیز صورت میگیرد، به این معنی که کشورهای منطقه در دو سوی خلیج فارس از خطرات گسترش جنگ بهشکلی که واشنگتن و تلآویو میخواهند، آگاه هستند، این امر عملاً بهمعنای قرار گرفتن خلیج فارس در وضعیتی است که در آن میتوان از یک دگرگونی بزرگ در ماهیت ژئوپولیتیکی این منطقه، و حتی شاید طبیعی آن، صحبت کرد،
از سوی دیگر، ورود یمن به جنگ از طریق هدف قرار دادن اسرائیل و نه کشورهای عربی در این مرحله، با هدف جلوگیری از کشیده شدن به آنچه ایالات متحده و اسرائیل برای خلیج فارس میخواهند، صورت میگیرد، بهویژه که اعلامیه یمن هدف خود را بهوضوح مشخص کرد، زمانی که تأکید کرد: نیروهای صنعا هیچ کشور مسلمانی را هدف قرار نخواهند داد.
یمن همچنین احتمال بستن تنگه بابالمندب را به تحولات نبرد، یا ورود کشورها یا ائتلافهای دیگر کنار آمریکا و اسرائیل، مرتبط دانست.
این پیامی روشن به عربستان سعودی است و هدف یمن ارائه کارتهای بیشتر به ریاض برای مقاومت در برابر فشارهای آمریکا جهت جلوگیری از کشیده شدن به جنگ است؛ جنگی که بهمعنای رفتن منطقه بهسوی یک آتشسوزی بزرگ خواهد بود،
در مقابل، کشورهای حاشیه خلیج فارس که دهها سال روی حمایت آمریکا سرمایهگذاری کردهاند، و علاوه بر آن، نظامهای حکومتی آنها اساساً بر پایه روابط ساختاری با غرب شکل گرفتهاند، نمیتوانند بهسادگی از زیر چتر واشنگتن خارج شوند.
اما در عین حال، کشیده شدن به یک جنگ اسرائیلی که ایالات متحده نیز به آن کشانده شده است، و هدف تقریباً اعلامشده آن تجزیه، تسلیم و تبدیل کل منطقه به حوزه نفوذ اسرائیل است، برای کشورهای عربی اصلاً یک گزینه آسان نیست؛ این همان پروژهای است که عربستان سعودی یکی از جنبههای آن را با بیرون راندن عوامل امارات از جنوب و شرق یمن، و رد اقدامات تجزیهطلبانه اسرائیل از جمله آنچه برای سوریه، سودان یا سومالی برنامهریزی شده است، خنثی کرد،
اما در زمان حاضر، کشورهای حاشیه خلیج فارس عملاً تا حدی بدون اعلام علنی و رسمی، چه بخواهند و چه نخواهند درگیر جنگ هستند.
تنگنای بزرگ سعودیها در جنگ منطقهای
همین عربستان سعودی امروز در برابر یک انتخاب دشوار قرار دارد؛ و شاید به همین دلیل است که کمپینهای فشار شدیدی علیه ریاض بهویژه در مطبوعات آمریکایی ظاهر میشود؛ بهشکل افشاگریهایی مبنی بر اینکه ریاض برای ورود به جنگ علیه ایران آماده میشود، یا اینکه عربستان بر ایالات متحده فشار میآورد تا قبل از سرنگونی یا تضعیف نظام در تهران، جنگ را متوقف نکند.
البته ممکن است درست باشد که کشورهای عربی از جمله عربستان چنین آرزویی دارند، اما آرزو یک چیز است و مشارکت در جنگ و جرئت به انجام چنین اقدامی، چیز دیگری، در این زمینه، میبینیم که همه تحلیلگران برجسته و نزدیک به رژیم عربستان، تاکنون تأکید میکنند که ریاض قصد اعلام جنگ علیه ایران را ندارد، این موضوع بهمعنای آن است که از نظر نظامی چیزی به ماشین آمریکایی ـ اسرائیلی علیه ایران اضافه نخواهد شد، همچنین هرگونه مشارکت مستقیم در جنگ علیه ایران، گذشته از سطح نظامی، یک باخت سیاسی بزرگ برای کشورهای عربی بهویژه در سطح مردمی محسوب میشود.
در اینجا شاید اشارات مبهمی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مطرح کرد، بیانگر پیچیدگی وضعیتی است که عربستان در آن قرار دارد؛ زمانی که ترامپ چند روز پیش در سخنرانی خود در یک مجمع سرمایهگذاری که عربستان سعودی در واشنگتن برگزار کرده بود، از ریاض خواست به توافقات عادیسازی با اسرائیل و عملاً به جنگ با ایران بپیوندد.
اما سخنان مبهم دیگر او که در آن محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی را بهشکلی مفتضحانه تحقیر کرد و الفاظ زشتی درباره او بهکار برد، تفسیرهای مختلفی را بهدنبال داشت. در حالی که بسیاری، این سخنان را تمسخر بنسلمان دانستند، دیگران، بهویژه سعودیها، برای توجیه این رسوایی، آن را شوخی در چارچوب تمجید و نه توهین تلقی کردند!
بههرحال، کشورهای حاشیه خلیج فارس عملاً تا حدی بدون اعلام رسمی و علنی، درگیر جنگ هستند، ازاینجهت که پایگاههای آمریکایی در آنها برای حمله به ایران استفاده میشود که ایران نیز با هدف قرار دادن این پایگاهها و منافع دیگر پاسخ میدهد،
اما برخی از این کشورها بهنظر میرسد مجبور به این کار هستند، در حالی که برخی دیگر، مانند امارات و بحرین، کاملاً بر پیروزی ایالات متحده و اسرائیل شرط بستهاند و سرنوشت خود را به آنها گره زدهاند؛ و بنابراین، شاید درگیری آنها در جنگ سریعتر باشد،
در این زمینه، وبسایت اسرائیلی «واینت» بهنقل از مقامات اسرائیلی مدعی شد که «ابوظبی یک تأسیسات آبشیرینکن در داخل ایران را هدف قرار داده است، بهعنوان پیامی به تهران». اما یک سؤال باقی میماند: اگر زیرساختها و نیروگاههای برق در ایران بهطورکامل هدف قرار گیرند، که ترامپ قول حمله به آنها را داده بود و سپس موقتاً از آن عقبنشینی کرد، در حالی که تهران با تهدید به هدف قرار دادن زیرساختها و تأسیسات برق در کل خلیج فارس به او پاسخ داد، چه خواهد شد؟
در این میان عربستان در وضعیت پیچیدهای گرفتار شده است؛ بهطوری که از یک سو نمیخواهد این جنگ بهشکل کنونی که بهمعنای پیروزی صریح ایران است به پایان برسد و از سوی دیگر از عواقب تشدید اوضاع کشیده شدن به درگیری مستقیم با ایران هراس دارد.
انتهای پیام/+