به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، ایرانگرایان و ملیگرایانی داریم که در روزگار کنونی که شعارهای اینستاگرامیشان در دفاع از وطن از عرصه خارج شده است، دیگر ایرانگراییشان بلاموضوع شده است! چرا؟ چون به معنای واقعی کلمه همه ایرانگراییشان «حرف» بود و آن هم پوچترین شکل «حرف» که در دنیای «مجازی» مجالی برای هرکسِ معتبر و غیرمعتبری فراهم کرده است!
اما همان حرف که در زمان صلح فقط حرف است، در زمان جنگ، یک عمل است. و این خصلت جنگ است که در میانه آن، هیچ مجالی برای امر خنثی نیست. زیرا وطن، همچون مادر است و هنگام تعرض به مادر، حتی سکوت نیز نوعی عمل است؛ در جنگ علیه وطن، سکوت نیز خیانت است.
برای ایرانگرایان واقعی، جنگ، عرصه عمل به عنوان یک وطنپرست است؛ عمل نه صرفاً بدان معنی که از یک استاد دانشگاه، دانشجو، سلبریتی یا نخبه فکری متوقع باشیم اقدام عملی کند و تفنگ در دست گیرد یا وارد معرکه شود، در میانه جنگ، حتی سخن و موضع نخبه فکری نیز یک عمل است. در دورانی که وطنت در جنگ است، در دورانی که هر روز حجم بیشتری از خون مردمان وطنت، از فرزندانِ مادرت، ریخته میشود، «بیطرفی» پوچترین مفهوم است؛ در چنین وضعی، حتی سکوت نیز از دیاثت و فقدان شرف است. در میان جنگ، وسط بازی دقیقاً چه چیزی به ارمغان میآورد؟
من معتقدم حتی مزدورانِ خودفروخته که اکنون جانب دشمن را گرفتهاند، بر این جماعت «بی طرف» و «وسط باز» شرف دارند. خودفروختگان عافیت طلبی را در پیش نگرفته و منتظر نیستند تا جهت وزش باد را تشخیص دهند.
تاریخ فراموش نخواهد کرد که در روزگار غریبی که سربازان ایران، جوانان این سرزمین، همچون سربازان رئیسعلی دلواری در حال دفاع از خاک وطن در مقابل بیگانگان بودند و مردمان شجاع ایران در خیابانها در حال پاسداری از وطن بودند، عدهای ترجیح دادند سکوت کنند تا ببینند چه زمانی اوضاع آرام میشود تا بر روی خاکی که بر آن خون ایرانگرایان واقعی ریخت، بساط ایرانگرایی فانتزی و روشنفکرمآبی بیدردسرشان را پهن کنند!
نویسنده: مهدی فدایی مهربانی، عضو هئیت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
انتهای پیام/