به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سیدمحمود جوادی، پژوهشگر تاریخ اسلام، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته است، نوشت:
جنگ رمضان رویدادی اجتنابناپذیر و قابل پیشبینی بود که به گمان بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران، جنگی ایدئولوژیک میان جبهه حق و باطل است. معادلات جنگ میان جبهه حق و جبهه باطل با برآورد ادوات جنگی و نیروهای نظامی طرفین نزاع، همیشه به سود کفه سنگینتر و قدرتمندتر نمیچربد؛ بلکه محاسبات غیر مادی در این معادله دخیل است و نقش نیروی ایمان و توکل به خدای متعال در اینگونه نبردها، دارای اهمیت ویژه و ضامن قطعی پیروزی است، و ما این روزها در حال ثابت کردن این واقعیت در جنگ نابرابر خود با دشمن هستیم.
در ماههای اخیر، شیطان بزرگ و رژیم جعلی اسرائیل با کمک اذناب داخلی و خارجی خود و با راه انداختن جنگ روانی، تسلیم بیقید و شرط نظام را دنبال میکردند و کشورهای همسو با دشمن، بیصبرانه منتظر ساعت صفر حمله آمریکا و اسرائیل به ایران بودند. این ارعاب و تلاش شیطانی که با هدف القای ترس در دل مردم ایران و ایجاد تزلزل در صفوف آنها بود، ترجمان عملی این آیه شریفه بود که میفرماید: «إِنَّما ذٰلِکُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ» (آلعمران، 175). اما تلاشهای آنها برای ترساندن ملت بزرگ ایران کاملاً بیهوده بود و هرگز به بار ننشست.
این جنگ روانی که نمونه دیگر آن را در آیه 173 سوره آل عمران میخوانیم: «إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخشَوْهُمْ»، نتوانست برای دشمن کارساز باشد، چراکه ملت مؤمن و خداترس ایران با این شیوههای نخنما شده هراسی به دل راه نمی دهد و مصداق فرمایش امیر المومنین (ع) در خطبه همام (متقین) است که فرمود: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»؛ یعنی آفریدگار در جانشان بزرگ است، پس هر چه غیر اوست در چشمشان کوچک مینماید.
ملّت ما با بیاعتنایی به جنگهای روانی دشمن، در بحرانیترین شرایط کشور و سرنوشتسازانهترین رویداد تاریخ نظام اسلامی، از آیه 173 سوره آلعمران (مشابه شرایط و حال و هوای امروز ما) پیروی کردند که فرمود: «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ». این آیه در شرایطی نازل شد که پس از جنگ احد، شایعه تهاجم دوباره مشرکان برای ریشهکن کردن اسلام در شهر پیچید؛ در حالی که منافقان و مرجفون (شایعهپراکنان) در صدد ایجاد رعب و وحشت بودند، اما یاران واقعی پیامبر (ص) نه تنها نهراسیدند، بلکه بر ایمانشان افزوده شد و با بانگ «حسبنا الله» بر دشمن تاختند. این روحیه، دقیقاً همان جوهرهای است که امروزه «صادقانه» در وجود رزمندگان مجاهد ما و مدافعان از دین و عقیده ما تجلی یافته است.
این روزها ما به جهانیان ثابت کردیم که با استعانت از خدای بزرگ و غلبه بر ترس میتوان بزرگترین تابوها را شکست و پیروزیهای حتمی را رقم زد. امروز دشمن پلید ما محکوم به شکست است؛ زیرا ملت شریف و صبور ایران در صحنه حاضرند، و با روحیهای استثنایی برای نبرد در کنار رزمندگان غیور، مأمور به دفاع و مقاومتند و تا این اراده وجود دارد، دشمن راه به جایی نخواهد برد.
امام علی (ع) در نهجالبلاغه (خطبه 56) به این سنت الهی (صدق در گفتار و کردار) چنین میفرماید: «فَلَمَّا رَأَی اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَ»؛ یعنی هنگامی که خداوند صدق و راستی ما را دید، خواری را بر دشمنان ما و نصرت را بر ما نازل کرد. این «صدق» همان تبلور عملیِ «حسبنا الله» است. توکل در میدان نبرد، زمانی که جانها به لرزه میافتند، معیار سنجش ایمان است؛ لذا صدق در گفتار و کردار هنگام نبرد ضامن کفایت الهی است و سنت پیروزی را با خود به ارمغان میآورد.
کشورهای جهان باید نگاه خود را نسبت به ایران، اصلاح و سبک نبرد «ایرانی اسلامی» را به تعریف جنگهای نامتقارن اضافه کنند. آنها باید بپذیرند که ابرقدرتهای پر آوازه با بهترین پلتفرمهای نظامی اما پوشالین گاهی چنان مفتضحانه سیلی جانانه میخورند که در تاریخ ماندگار میشود، آن هم از دست کشوری که قریب به نیم قرن آن را با انواع تحریمها و محاصره اقتصادی تنبیه و از صادرات نفت آن به 195 کشور جلوگیری کرده و ارزش پول ملیاش را کاستهاند تا نتواند در برابر هیچ کشوری قد علم کند.
امروز ایران اسلامی کشوری است که پس از سالها طی نمودن مسیر خودکفایی، به طرز بی سابقهای چشم جهانیان را به سوی خود خیره و معطوف کرده چون با توکّلِ عملی به خدا و تکیه بر توان و دانش خود، درس بزرگی به متجاوزان داده و بینی شیطان بزرگ و دستیار پلیدش را با خاک ذلّت آشنا کرده است. ایران اکنون توانسته خود را در عمل بهعنوان الگوی شایستهای برای سایر ملتها و کشورها معرفی و ثابت کند.
رزمندگان ایران اسلامی این روزها توکل به خدا و یاری خواستن از حضرتش را سرلوحه تلاشهای جهادی خود قرار دادهاند. آنها با وجود همه پدافندها و سپرهای چند لایه موشکی دشمن، موشکها، پهپادها و پرتابههای خود را با آیه «وَما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ و لکِنَّ اللّهَ رَمیٰ» (انفال، 17) بدرقه میکنند، تا با یاری خدا در قلب دشمن جا خوش کنند و غرور شیطانی آنها را بشکنند. آنها باور عمیق خود را به این آیه که میفرماید:«کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثیرَةً بِإِذْنِ الله» (بقره، 249) در جهادشان با خود همراه کردند تا خداوند به واسطه امدادهای غیبی خود پیروزی قطعی را نصیب آنان بگرداند. آنها در جنگ نامتقارن خود با دشمن، با این معادلات ساده و با امید به وعده الهی و با به کارگیری الگوی بینظیر و افتخارآمیز ایرانی اسلامی (شجاعت و ایمان) به جنگ معادلات و فرمولهای شیطانی رفتهاند، و بیش از هر زمان دیگر به پیروزی امیدوارند.
چه کسی باور داشت ابرقدرت نخست جهان به سرکردگی دجّال زمانه، با آن همه ناوگان هوایی و دریایی افسانهایاش در مواجهه با ایران، بزدلانه ناوهایش را از تیررس ایران دور کند و به شکل بیسابقهای خود را بیاعتبار و با دست خود در چشم جهانیان خوار و خفیف نماید. مگر جز این است که خدای متعال با امداد غیبیِ «وَ قَذَفَ فِی قُلوبِهِمُ الرُّعْبَ» (احزاب، 26) به یاری بندگان حقیقی خود شتافت و مقدمات شکست و درماندگی دشمن را فراهم ساخت، زیرا «مَنْ خَافَ اللَّهَ أَخَافَ اللَّهُ مِنْهُ کُلَّ شَیْءٍ»؛ هرکه از خدا بترسد خدا همه چیز را از او بترساند (الکافی، ج 2، ص 68).
به اذعان بسیاری از صاحبنظران، ایران امروز به سنگِ محکی برای سنجش قدرت دولت آمریکا تبدیل شده که شکست در برابر آن، آغازگر دوران افول قطعی ایالات متحده در نظم نوین جهانی است. و رسیدن به این سطح از عزّت، اقتدار و آبرومندی برای نظام اسلامی ما ممکن نبود مگر با توفیقات و تأییدات الهی. «وَ اللّه یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاء» (آل عمران، 13).
دشمن تلاش داشت با راهاندازی ماشین ترور و حذف فیزیکی مهرههای مؤثر نظام و فرماندهان ارشد نظامی به نظام آسیب بزند اما به اعتراف برخی کارشناسان غربی، آنها با این روش تکراری و به دلیل خطای محاسباتی، در رسیدن به اهداف خود ناکام خواهند شد و گرفتار باتلاق جنگی فرسایشی خواهند شد که تله این جنگ را تل آویو بر سر راه دلقکِ کاخ سفید نشین قرار داده بود.
این صاحبنظران می گویند: با سیستم پیچیدهای که ایرانیان برپا کردهاند این ترورها راه به جای نمیبرند، باید ایرانیان را درست بشناسیم، آنها بادیهنشین نیستند بلکه ملتی با تمدن کهن، دانش، فرهنگ عمومی غنی و شناخت علمی بسیار پیشرفته هستند و میتوانند این جنگ را به گونهای مدیریت کنند که پیروز این نبرد باشند.
ما در این برهه تاریخی و حساس، صرف نظر از آنچه دوستان و دشمنان درباره ما چه میگویند، مامور به اجرای فرمان الهی هستیم که می فرماید: «قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ» (توبه، 14). ما مأمور به پیروی از این دستور هستیم و این باور ماست که «إِنْ تَنْصُروا اللهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ» (محمد، 7)، و ان شاءالله با عمل به این دستور الهی، دشمن محکوم به شکست است و پیروزی قطعی از آن ما خواهد بود تا دل همه مؤمنین با این پیروزی شاد شود.
جهانیان که اکنون میبینند چگونه ایران در حال متلاشی کردن نظم جهانی تحت سلطه آمریکا و اسرائیل است و چگونه در آستانه تعریف قواعد تازهای بر جهان است، در حال تحسین و تمجید نبرد جانانه مردم ایران و ایستادگی و پایداری آنها در برابر خونخوارترین و پلیدترین رژیمهای تاریخ معاصر هستند. آنها از ما انتظار دارند حال که فرصت شکست و از بین بردن این غده سرطانی و تحقیر ارباب آمریکاییاش فراهم شده، به نمایندگی از همه ملتهای مظلوم و مستضعف جهان، کار دشمن را یکسره کنیم، که این آرزوی دیرینه به اذن خدا در حال برآورده شدن است. «وَ مَا النَّصْرُ إِلّا مِنْ عِنْدِ اللّه العَزیزِ الحَکیمِ» (آل عمران،126).
انتهای پیام/