به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، دشمن تصویری «ایزوله» از حاکمیت میسازد، اما واقعیت در کف خیابانهای تهران و قم چیز دیگری است. حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم شباننیا استاد گروه علوم سیاسی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) پرده از سیرهای برمیدارد که رسانههای لندنی جرأت پخش آن را ندارند: حضور بیواسطه آقا سید مجتبی در تاکسی و نانوایی!
رهبر گمنام؛ از تدریس در حوزه تا شنیدن انتقادات تند در خیابان
ایشان نه به عنوان یک مقام مسئول، بلکه به عنوان یک شهروند عادی نان خانهاش را تهیه میکند و در صندلی عقب تاکسی، تندترین انتقادات سیاسی و معیشتی را بدون واسطه میشنود. پاسخ ایشان؟ لبخندی از سر سعهصدر و گفتن این جمله: «من با بسیاری از این انتقادات موافقم و از شما یاد میگیرم.» این یعنی حکمرانی در تراز «کالأب الرحیم» و ابطال شبهه «انزوای حاکمیت».
وقتی مردم میبینند رهبرشان نهتنها از دردهایشان مطلع است، بلکه خود در صف نان با آنها همسفره است، محاسبات دشمن برای القای «شکاف امام و امت» ابطال میشود. این روایت، صمیمیت انقلابی را جایگزین ابهت پوشالی دیوانسالارانه میکند.
این سادگیِ محض، نه یک رفتار نمایشی، بلکه ریشه در «اخلاصی» دارد که ناشی از یک تربیت الهی است.
تصویرسازی ذهنی؛ سلاح کارآمد رهبری در جنگ روایتها
تخصص در رسانه برای رهبری نظام، یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت حیاتی است. تسلط رهبری بر ابزارهای هنری و تصویرسازی ذهنی، پیام انقلاب را به عمق جانها میبرد. ایشان در دو پیام مهم خود تصویرسازی های جالبی انجام داده اند:
قاب اول: مشت گرهکرده شهید در لحظه عروج؛ نماد استواری تا آخرین نفس در برابر استکبار جهانی.
قاب دوم: روایت حضور در تاکسی و شنیدن بی واسطه از مردم؛ تبدیل سادگی به یک «رسانه» جهت بیان صمیمیت و عدم فاصله با مردم.
نتیجه پیامی است که هم «وزانت علمی» برای اقناع نخبگان را دارد و هم «صمیمیت اخلاقی» برای دلبستگی مردم عادی.
تخصص در فرهنگ و رسانه، مانع از «ترور شخصیت» رهبر توسط دشمن میشود. رهبری که میتواند مفاهیم پیچیده را به تصاویر ماندگار تبدیل کند، عملاً «روایت اول» را در اختیار میگیرد و از انفعال جبهه خودی در برابر بمباران خبری جلوگیری میکند.
چگونه از «برکات انسجام 1404» صیانت کنیم؟
رهبر انقلاب در پیام نوروزی، بیان قرآنی «لَئِن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم» را به یک دستورالعمل امنیتی تبدیل کردند. برای حفظ امنیت ملی، سه گام شکر ضروری است:
1. شکر قلبی: باور به اینکه این پیروزیها و الفتِ دلها، فراتر از محاسبات ما و از سوی خداست.
2. شکر زبانی: روایتگری برکات نظام و اعتراف به نعمت انسجامی که دشمن را گیج کرده است.
3. شکر عملی: صیانت از وحدت و حضور فعال در صحنه؛ یعنی هر جا دیدیم کسی به دنبال تفرقه است، با «زبان نرم» و «منطق محکم» مانع شویم.
شکر عملی، پادزهر «ناسپاسی» است که ریشه فتنههاست. وقتی جامعه قدردان نعمت «امنیت» باشد، زمینههای اجتماعی برای اغتشاش و آشوبهای مهندسیشده خشک میشود. شکر، سد محکم در برابر ویرانی نهایی است.
روایت ساعاتی که سرنوشت ایران را رقم زد!
دشمن در کمین بود تا با ضربه زدن به جلسه خبرگان، پروژه «بیسر کردن نظام» را کلید بزند. شبکه «ایراناینترنشنال» لحظه به لحظه کدهای امنیتی و مختصات جلسات را برای ترور اعضا منتشر میکرد. اعضای خبرگان در اقدامی مجاهدانه، سه بار مکان جلسه را در قم تغییر دادند.
در حالی که رژیم صهیونیستی به دنبال شکستن حد نصاب دوسوم، رای جلوگیری از تصمیمگیری بود، خبرگان با شجاعتی مثالزدنی، آقا سید مجتبی را در سریعترین زمان ممکن معرفی کردند تا خلأ قدرت ایجاد نشود.
سرعت عمل خبرگان، «زمان طلایی» را از طراحان کودتا گرفت. معرفی سریع رهبری، آب سردی بر آتش پروژه «بیثباتی» بود. این اقدام نشان داد ساختار نظام حتی در زیر شدیدترین تهدیدات امنیتی، از استحکام و عقلانیت بالایی برخوردار است.
اصول رسانهای در «زمان نبرد مستقیم»
در زمان جنگ، رسانهها نقشی فراتر از اطلاعرسانی صرف دارند و بهعنوان «دیدهبان اقتدار ملی» عمل میکنند. بر این اساس، هرگونه تولید یا بازنشر محتوایی که منجر به تضعیف روحیه نیروهای مسلح یا ایجاد هراس و ناامیدی در میان مردم شود، عملاً در راستای اهداف دشمن ارزیابی میشود.
«نقد سازنده» شامل ارزیابی عملکرد مسئولان با حفظ احترام و انسجام ملی، طرح مطالبات همراه با ارائه راهکار، و تبیین ناصحانه خطاهای راهبردی است. در مقابل، «تضعیف مخرب» با نشانههایی همچون برچسبزنی به نیروهای خودی، زیر سؤال بردن ارکان اصلی نظام در میانه درگیری، و دامنزدن به فضای ناامیدی و اضطراب در جامعه شناخته میشود.
«حرمت تضعیف جبهه خودی» در شرایط جنگی یک اصل فقهی-سیاسی است، علاوه بر آن یک ضرورت عقلانی و راهبردی است. دشمنان با رصد دقیق فضای رسانهای، از شکافهای کلامی و ادبیات تخریبی داخلی برای القای فروپاشی و بیثباتی بهرهبرداری میکنند.
در این چارچوب، حفظ انسجام ملی، تقویت امید اجتماعی و پیگیری مطالبات بهصورت مسئولانه، بهعنوان مهمترین الزامات کنش رسانهای در شرایط حساس کنونی مورد تأکید است.
چرا پیشنهادهای فریبنده «آتشبس» دامی بیش نیست؟
تجربه برجام به ما آموخت که اعتماد به عهدشکنان، خسارت محض است. امروز هم در میانه جنگ، زمزمه های سازش و آتشبس، تلاشی برای متوقف کردن پیروزیهای میدانی ماست.
باید بدانیم که «سازش در موضع قدرت»، یعنی دعوت دشمن به جنگی ویرانگرتر در آیندهای نزدیک. منطق هزینه-فایده نشان میدهد که ایستادگی امروز، امنیتِ ارزانتر و پایدارتری را به ارمغان میآورد.
جهاد تبیین باید به صف نانوایی و صندلی تاکسی برسد. باید برای افکار عمومی تبیین کرد که چرا آتشبس تحمیلی، اقتصاد را نجات نمیدهد بلکه امنیت را هم از بین میبرد. تبیین منطقی «هزینه مقاومت در برابر هزینه سازش»، دست حاکمیت را برای تصمیمات مقتدرانه باز میکند.
انتهای پیام/