به گزارش خبرگزاری تسنیم، دکتر حمیدرضا مقدمفر کارشناس مسائل راهبردی در یادداشتی نوشت:
جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونی علیه ایران را از نظر زمانی میتوان به چند فصل تقسیمبندی کرد؛
فصل اوّل ـ جنگ 12روزه؛ فصل دوم ـ جنگ سرد مستمر هشتماهه بعد از توقف آتش در تیر 1404؛ فصل سوم ـ کودتای 18 و 19 دی؛ فصل چهارم ـ آغاز جنگ رمضان و فصل پنجم ـ آغاز حمله به زیرساختهای سیاسی و اجتماعی در ایران توسط ترامپ از روز 24م جنگ رمضان (3 فروردین)، یعنی همان روزی که ترامپ مدعی شد که افرادی در ایران در حال مذاکره با او هستند.
ترامپ روز 24 جنگ و در شرایطی که به ساعتهای پایانی تهدیدش برای حمله به نیروگاههای برق ایران نزدیک میشد، در پی تهدید ایران به پاسخ پشیمانکننده، رسماً از این تهدید عقبنشینی کرد، اما این شکست بزرگش در تهدید نظامی را تلاش کرد با یک طراحی در حوزه جنگ شناختی جبران کند، بدین شکل که اعلام کرد مذاکرات پنهانی با برخی افراد در ایران در جریان است و به همین دلیل از حمله به نیروگاه خودداری میکند.
ادعای ترامپ درباره مذاکرات پنهان یک دروغ کامل بود؛ حتی رسانهها و بسیاری از شخصیتها در خود آمریکا نیز آن را بهسخره گرفتند و گفتند که ترامپ با خودش مذاکره میکند! با این حال ارسال پیامها از ناحیه آمریکا به ایران از طریق واسطهها درست بود. اصل و متن این پیامها یک معنای روشن داشت که باید در مرکز توجهات قرار گیرد؛ ترامپ در کارزار نظامی بهوضوح شکست خورده و بهدنبال «گریز شناختی از شکست در کارزار نظامی» است!
جنگ رمضان، ابعاد مختلفی دارد، این جنگ فقط نظامی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی ـ راهبردی و سیاسی ـ اجتماعی را نیز قطعاً باید به آن افزود. اگر اندیشکدهها و رسانههای غربی و منطقهای را دیده باشید حتماً یقین پیدا میکنید که ترامپ و نتانیاهو در جنگ نظامی ناکام ماندهاند و در بعد اقتصادی ـ راهبردی نیز حتماً شکست خوردهاند، این شعار ما نیست؛ اقرار خودشان است. الأن غیر از کاخ سفید و کابینه امنیتی اسرائیل، در هیچ جای دیگری سخن از پیروزی آمریکا و اسرائیل نیست، با این حال آمریکا و اسرائیل میخواهند در فاز نهایی از طریق جنگ شناختی ناکامی خود را جبران کنند.
حمله به «اتحاد مقدس اجتماعی» و «انسجام سیاسی» مهمترین هدف آمریکا و اسرائیل از راهاندازی جنگ شناختی است. آنها امیدوارند با این حمله به زیرساخت سیاسی ـ اجتماعی، بنیان پیروزیهای نظامی و راهبردی ایران را مختل کنند.
گزارهای که ترامپ پیش کشید، یعنی احتمال دستیابی به توافق سیاسی، اگرچه با دروغهای بزرگی همراه بود، اما قطعاً باید آن را نشانهای از شکست نظامی آمریکا ـ اسرائیل قلمداد کرد، صورتبندی این مسئله بهعنوان «خیانت مسئولان ایرانی» قطعاً همان هدیهای است که ترامپ از آن صحبت کرد. ادعای ترامپ درباره هدیه مسئولان ایرانی تا اینجا قطعاً دروغ است! اما اگر کسی در فضای کنونی، خیانت مسئولان را ترویج کند قطعاً به ترامپ هدیه داده است.
تولید تردید در هسته سخت گسترده نظام، از طریق ابراز نگرانیهای عجیب و غریب و بیمبنا درباره احتمال خیانت برخی مسئولان سیاسی به دستاوردهای نظامی، هدیه به ترامپ است! همگان یقین داشته باشند که میدان و سیاست تا این لحظه با یکدیگر هماهنگ بودهاند و همین امر یکی از دلایل شکست تاریخی آمریکایی ـ صهیونی است.
جنگ اگر همین الآن نیز تمام شود پیروزی ایران محرز است و دوست و دشمن به آن معترفند، البته قطعاً شکست طی روزهای آینده برای آمریکا و اسرائیل سنگینتر هم خواهد شد. یک وجه بسیار مهم در شکلگیری ذهنیتها درباره جنگ، ارائه چارچوب تفسیری است که بر مبنای آن افکار عمومی نتیجه را قضاوت میکند، تقریباً همگان اذعان دارند که آمریکا و اسرائیل به هیچ یک از اهدافشان نرسیدهاند و در عین حال ایران وضعیت متفاوتی را برای دنیا رقم زده است. تعیین شاخصهای فضایی برای محک پیروزی ایران توسط برخی چهرهها که نه دستی در میدان دارند و شناخت دقیقی از سیاست ـ که حاصل آن تولید فضای دوقطبی در جامعهٔ متحد و پیروز است ـ هدیه به ترامپ است!
برخی از این چهرهها متأسفانه گویا میخواهند فضا را برای اعلام پیروزی ترامپ فراهم کنند، و به همین دلیل عنوان میکنند؛ "اگر چنین و چنان شود دشمن را شکست دادهایم وگرنه یا خیانت شده است یا شکست خوردهایم"! این سخنان همان چیزی است که ترامپ بهدنبالش میگردد، همه باید بیشتر مراقب باشیم.
انتهای پیام/+