امروز تبریز تنها یک شهر نبود؛ قلبی بود که در سوگ چهار کودک معصوم و 17 جانِ عزیزِ دیگر میتپید و میگریست. در میان این اندوه جانکاه و سایه سنگین فقدان، حقیقتی زلال از جنس عاطفه رقم خورد؛ آنجا که ویرانی و جنگ گمان میبُرد با در هم کوبیدن یک خانه، همهچیز به پایان رسیده است، تمام شهر تمامقد ایستاد تا برای «حلما»، دخترک یکونیمسالهای که معجزهوار از دل خروارها آوار زنده بیرون آمده بود، مادری کند. امروز در تبریز، عروسکها جای دسته گلها را گرفتند تا معنای تازهای از زندگی و امید را خلق کنند.
تبریز امروز نه فقط میزبان پیکرهای بیجان، که میزبان روایتی شکوهمند از انسانیت بود. روایتی از مردمی که با چشمانی اشکبار و عروسکهایی در آغوش، همصدا شدند و زمزمه کردند: «حلمای عزیز، ما همه پدر و مادر توایم.» آنها با حضور و اشکهایشان به یکدیگر تسلی دادند و گواهی دادند که یاد این عزیزان هرگز به دست فراموشی سپرده نخواهد شد.
مراسم وداع با پیکر 21 تن از جانباختگان حملات تروریستی، از بامداد امروز در تبریز آغاز شد. پیکرهایی که بر شانه مردم بیقرار تشییع میشدند، هر کدام راوی غمی بزرگ بودند، اما در این میان، نامهای کوچکی که در ذهنها تکرار میشدند، بغض سنگینتری بر گلوی شهر انداختند: فاطمه، محیا، زهرا و امیرحسین. کودکانی که در کنار پیکر بیجان پدر، مادر، خواهر و برادرِ حلما، مظلومانه بدرقه شدند.
انتهای پیام/