به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مجمع عالی حکمت اسلامی در بیانیهای رسمی، پیامی را خطاب به فرهیختگان جهان، صادر کرد:
فیلسوفان مهمترین رسالت خویش را تحکیم و گسترش «عقلانیت» می دانند و همواره بر خردورزی افتخار میکنند. فیلسوفان بجای آن که عنصری در تنش های اجتماعی و سیاسی باشند، این تنش ها را ارزیابی، و انواع ناهنجاری و کجی های بشری را با تفکر عمیق عقلانی خود، تحلیل می کنند. غلبه عقلانیت ابزاری، با فقدان عقلانیت در رویکردها و جهت گیری های جوامع و دولت هایی مواجه شده است که فعالیت های آنها مبنایی جز هوس بازی و بروز شرارت های ضد بشری ندارد. در جهانی که عقل گریزی برای برخی افتخار است و لجوجانه بر آن اصرار می کنند، این فیلسوفان هستند که انسان های گرفتار در تبلیغات زرمداران و زورمداران را روشن سازی کرده و به آنها یاری می رسانند، تا بازیچه ثروت اندوزان و اربابان تبلیغات و هوسبازان نشوند، و انسان ها بر اساس خِرد و عقلانیتی که به مدد فیلسوفان بدست می آورند در برابر جنایات، نه تنها بی تفاوت نبوده، بلکه در مقابل ستمگران و ظالمان، هرگونه اقدامی که لازم است را انجام دهند.
روشنگری مهمترین دغدغه فیلسوفان است و فیلسوف دغدغه مند، تمام تلاشش را مصروف می کند تا مردمان، عاقلانه بیندیشند، و با هرگونه شرّی در عالم مبارزه، و شرارت های بشری را به همه نشان دهند. ما فیلسوفان ایرانی که با میراث زنده عقلانیت، خردورزی، معنویت، حکمت و فرزانگی تاریخ بشری، تداوم فرهنگ، تاریخ و تمدن خود را ممکن می سازیم، دنیای کنونی را که محروم از هر حقیقت متعالی است حاصل”غلبه بی خردی” و “منفعت طلبی” زورگویان می یابیم. زورگویانی که به حداقل منطقِ عقلانی، پایبند نبوده و حاضر به هرگونه جنایتی هستند تا به منافع خود برسند. آنها دیگران را برده خود می خواهند و می کوشند هرگونه آزادگی و استقلال طلبی را با انواع ابزارهای جنگی و رسانه ای خفه کنند.
اگر در گذشته در گوشه هایی از جهان شرارت می دیدیم، اما زورمداران کنونی شرارت های خود را جهانی سازی می کنند. اکنون، جهان گرفتار ستم و شرارت های زورمداران و ثروت اندوزانی شده است که جامعه بشری را بسوی بی خِردی و فقدان عقلانیت می کشانند. از این رو از شما فیلسوفان در نقاط مختلف جهان می خواهیم فریاد بلند در قبال این همه ظلم و جنایت باشید. جنایات اسرائیل در نسل کشی فلسطینی ها، آنها را به خونخواری جدید وا داشته است و در این راه ضد عقلانی و مغایر با حقوق بشری، آمریکا را مشوق و دنباله روی خود کرده اند. در طول تاریخ معاصر بویژه بعد از پیروزی انقلاب مردم در سال 1357، ایران همواره در معرض خصومت قدرتهای سلطهجو قرار داشته و در طی چند دهه استقرار حکومتی که با رای قاطع مردم همراه بوده آمریکا و اسراییل جنایت بارترین تجاوزها را بر کشور مستقل و متمدن ایران روا داشتند.
ریشه این خصومتها به مخالفت ایران با یکجانبهگرایی و سلطهجویی، و دفاع از مظلومان و ایستادگی در برابر تجاوز و اشغال، و حفظ آزادی و استقلال کشور خود، بر می گردد. در این سال ها اشکال متنوعی از جنایت بر ضد مردم ایران شکل گرفت از جمله: تحریم های غیر انسانی دارویی، غذایی و مالی، ترورهای هدفمند شخصیت های سیاسی و نظامی، دانشمندان و برخی فیلسوفان، حمله به برخی سفارت خانه های ایران، حملات نظامی، جنگ روانی و رسانهای توسط این دو رژیم امری پر سابقه است.
تنها در طی هشت ماه گذشته، شاهد دو مورد تجاوز گستردۀ نظامی آشکار از سوی آمریکا و اسرائیل به ایران و مردم استقلال طلب و آزادی خواه آن، بودهایم. این حملات در حالی صورت پذیرفت که ایران در روند مذاکرات با آمریکا حضور داشت، اما آنها از مذاکره به عنوان فریبی برای حمله نظامی به ایران استفاده کردند. در آغازین ساعات دومین حمله نظامی که مقارن با اسفند 1404 بود، بر سر دانش آموزان 8 تا 12 ساله ای در مدرسه شهر میناب، مدرن ترین بمب هایشان را ریختند و نزدیک به 180 نفر از دانش آموزان را به خاک و خون کشاندند. در طی قرن های اخیر هیچ متجاوزی حتی خونخوارترین آنها هم، جنگ را اینگونه با کشتن نونهالان آغاز نکرده اند.
در جنگ اخیر ترور رهبر عالی و پیشوای دینی شیعیان جهان آیتالله سید علی خامنهای مصداق روشن جنایت و خصومت است. آیت الله خامنه ای یکی از چهره های کم نظیر در عرصه های مختلف علمی، مدیریتی و فرهنگی محسوب می شد که توجهی خاص به فلسفه، علم، فرهنگ و حفظ جایگاه و حریم اندیشه و دانشمندان داشت. او همواره بر صلح و دوستی تاکید داشت. متفکر، نویسنده و صاحب نظر در بخش های مختلف علمی بود. ایشان بجهت شکل گیری جهانی عاری از خشونت، تجاوز و خیانت، برای نخستین بار دستور و فتوا به منع تولید سلاح هسته ای داده بودند، این فتوا براساس مبانی دینی و عقلی و با رعایت حقوق انسان ها صادر شده بود و دولت و مردم ایران بجهت الزامات دینی و همچنین مبانی عقلی، خود را موظف به اجرای این دستور می دانستند. آمریکا و اسراییل به بهانه واهی آشکارا به حریم ایران و شهر تهران تجاوز کرده و در اقدامی وحشیانه رهبر عالی جمهوری اسلامی را ترور کردند. این جنایت با کدامین مبنای عقلی و حقوقی قابل توجیه هست؟
اقدامات نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل ارتکاب جنایات جنگی علیه غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی ایران است. حمله به مدراس، بیمارستان ها، دانشگاهها، مراکز ورزشی، مساجد، کتابخانه ها، پایگاههای اورژانس، ایستگاههای آتشنشانی، بناهای تاریخی، همراه با حملات به مناطق مسکونی و قتل عام شهروندان غیرنظامی، ماهیت جنایتکارانه این تجاوزات را آشکارتر میسازد. در این شرایط براستی آیا فیلسوفان می توانند نظاره گر” ذبح انسانیت و مرگ عقلانیت” باشند و در برابر این جنایات اقدامی نکنند؟
این جنایات، نه تنها نقض حقوق بینالملل و اصول انسانی است، بلکه تلاشی برای سرکوب اراده ملت ایران محسوب میشود. ایران به عنوان کشوری مستقل، حق دفاع از منافع ملی خود را دارد. متاسفانه برخی از دولت ها و کشورها خویشتنداری ایران را به حساب ضعف گذاشته و حملات نظامی به ایران با همین اشتباه محاسباتی بوده است، تصور می کردند میتوانند ایران را مانند برخی از کشورها در مدت کوتاهی اشغال، تجزیه، و حکومتش را تغییر دهند، اما آنها نمی دانستند که ملت بزرگ ایران با سابقه تمدنی و فرهنگی و عمق باور دینی هرگز زیر بار ستم و زورگویی نمیرود. مردم ایران نه تجاوزگر هستند، و نه به دیگران اجازه تجاوزگری و حمله به کشور خود را می دهند، مردمی که براساس مبانی عقلی و دینی خود را ملزم به حفظ کشور و دستاوردهای آن می دانند و در این مسیر، محکم و مقاوم ایستادگی می کنند.
آمریکا و اسرائیل به طور گسترده از ابزار دروغپراکنی و جنگ رسانهای بهره برده اند. اینان با ماشین تبلیغاتی خود، اقدام به جعل اخبار و انتشار اطلاعات نادرست در جهت انحراف افکار عمومیو وارونه کردن حقایق و عوض کردن جای ظالم و مظلوم کرده اند. جامعه بشری در پی جنگهای ویرانگر قرن بیستم، به ضرورت “صلح جهانی” و جایگزینی “خشونت” با “گفتگو” و “دیپلماسی عقلانی” پی برده است. نهادها و ابزارهای حقوقی و سیاسی بینالمللی، همچون سازمان ملل متحد، برای مدیریت اختلافات و جلوگیری از منازعات طراحی شدهاند. استفاده از زور نظامی، گامی ارتجاعی در مسیر بازگشت به دوران پر از خشونت است، ارتجاعی که “صلح” و “انساندوستی” را به سخره میگیرند.
فیلسوفان، نه صرفاً نظریهپردازان انتزاعی، بلکه حاملان “جریان عقلانی” و “وجدان بیدار جامعه” هستند. فیلسوفان متعهد به دفاع از “خِرد جهانی”، “آزادی بیان”، و “مسئولیتپذیری” هستند و در برابر “بیعدالتیها” و “جنایات” ایستاده و صدای حقیقت و اخلاق می باشند. سکوت فیلسوفان در برابر تجاوز و جنایت، خیانت به رسالت فلسفه و انساندوستی است. از شما، همکاران گرامی در سراسر جهان، درخواست داریم تجاوزات اخیر علیه ایران را به شدت محکوم کرده و آن را نقض آشکار عقلانیت و قوانین بینالمللی و اصول اخلاقی بدانید، و با صدور بیانیه، تدوین مقاله، و برگزاری نشستهای علمی، بر لزوم رعایت “صلح جهانی”، “عدم خشونت”، توقف کشتار غیر نظامیان و احترام به “حق انتخاب انسان ها ” و “حاکمیت ملی” کشورها تأکید ورزید. ما جامعه جهانیِ فیلسوفان را، به استفاده از نفوذ فکری خود دعوت کرده و درخواست داریم با ارائه تحلیلهای عمیق فلسفی به مقابله با روایتهای خشونتطلبانه و توجیهات غیرعقلانی برای توسل به زور، اقدام کرده، و فضایی برای گفتگو و “همزیستی مسالمتآمیز” فراهم آورند.
همکاران گرامی؛ یقین بدانید تاریخ از این واکنشها به بزرگی یاد خواهد کرد و در مقابل، سکوت در برابر جنایات را ثبت و محکوم خواهد نمود؛ سکوت در برابر متجاوزان خِرد گریز و عقل ستیز، سکوت در برابر مظلومیت زنان و کودکان، و سکوت در برابر ظلم و کشتار مردم بیگناه. و ما اکنون بسیار امیدواریم که با حضور و فعالیت فیلسوفان، ندای عقلانیت و انسانیت، در این بزنگاه مهم تاریخی، بر خِرد گریزی و عقل ستیزی و تجاوز به حقوق دیگران غلبه یابد. با احترام و امید به آیندهای عاری از خشونت، بر پایه عدالت و رعایت حقوق همه انسان ها.
انتهای پیام/