به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بنیاسرائیل که در عصر بعثت نبوی و ظهور اسلام بیشتر با عنوان «یهود» شناخته میشدند، در متون دینی به عنوان قومی معرفی شدهاند که در طول تاریخ، کافران آنان در بسیاری از مفاسد، درگیریها و فتنهها نقشآفرینی داشتهاند. وقتی چهرۀ آنان را در تاریخ و بهویژه در متن قرآن مطالعه میکنیم، با قومی مواجه میشویم که بارها به برتریجویی، تکبر و فساد در زمین متهم شدهاند. قرآن از روحیۀ «علوّ» و سرکشی در میان آنان یاد میکند؛ روحیهای که ریشه در تصور «قوم برگزیده» دارد و سبب شده است در برابر بسیاری از پیامبران الهی نیز موضع دشمنی بگیرند. تاریخ دینی نیز نشان میدهد که آنان بارها در برابر انبیا ایستاده و حتی دست به قتل و آزار پیامبران زدهاند؛ چرا که حسادت و تعصب قومی آنان اجازه نمیداد ارادۀ الهی را بپذیرند، مگر آنکه پیامبری از میان خودشان برگزیده شده باشد.
از همین رو در تاریخ نقل شده است که توطئۀ ترور حضرت عیسی علیهالسلام را طراحی کردند، هرچند به تصریح قرآن این توطئه با تدبیر الهی ناکام ماند: «وَما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُ وَلٰکِن شُبِّهَ لَهُم». با این حال کینهای که از آن پیامبر الهی در دل داشتند محدود به همان ماجرا نبود. در منابع اسلامی آمده است که حضرت عیسی علیهالسلام در عصر ظهور، از یاران و یاوران برجستۀ امام مهدی عجلاللهتعالیفرجه خواهد بود. همین مسئله سبب شده است در سنت مسیحی یهودیشده، تلاشهایی برای مصادره شخصیت او به عنوان «مسیحای مورد انتظار یهود» انجام شود.
بازتاب این حساسیت تاریخی حتی در دوران معاصر نیز دیده میشود. برای نمونه در سال 2004 میلادی، هنگامی که فیلم «مصائب مسیح» در آمریکا ساخته شد و در روایت آن مسئولیت به صلیب کشیدن عیسی علیهالسلام متوجه رهبران یهودی زمان او دانسته شد، بسیاری از محافل یهودی در غرب به این فیلم اعتراض کردند و آن را اثری «ضدیهودی» خواندند. این واکنش نشان میدهد که مسئلۀ نسبت تاریخی یهود با ماجرای عیسی علیهالسلام همچنان موضوعی حساس و مناقشهبرانگیز باقی مانده است.
اما تقابل تاریخی آنان با جریان نبوت و هدایت الهی تنها به عصر عیسی علیهالسلام محدود نشد. در عصر پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله نیز گزارشهای فراوانی از دشمنیها، توطئهها و تلاش برای ترور آن حضرت و یارانش در منابع تاریخی آمده است. در نگاه روایات شیعه، این جریان دشمنی حتی پس از پیامبر نیز ادامه یافت و در قالب توطئهها و تحریکاتی که به شهادت و آزار اهلبیت علیهمالسلام انجامید، نمود پیدا کرد.
در همین چارچوب، برخی روایات تفسیری آیات آغازین سوره اسراء را با این حوادث پیوند دادهاند. امام صادق علیهالسلام در تفسیر آیۀ «لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ» فرمودند: «قَالَ: قَتْلُ عَلِیٍّ وَ طَعْنُ الْحَسَنِ، وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا، قَالَ: قَتْلُ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَام» (کامل الزیارات، ص64). بر اساس این روایت، مصادیق افساد بنیاسرائیل در زمین به حوادثی چون شهادت امیرالمؤمنین و نیزه به امام حسن مجتبی و علوّ کبیر را به قتل امام حسین علیهماالسلام ارتباط داده شده است. همچنین در روایات دیگری ذیل آیۀ «بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِید» آمده است که این وعدۀ الهی در نهایت با قیام قائم آل محمد و اصحابشان به عنوان مصداق أولِی بأسٍ شدید یا «صاحبان قوای مُشدّد» تحقق مییابد و ایشان انتقام ستمهای وارد شده بر خاندان پیامبر را خواهند گرفت (تفسیر العیاشی، ج2، ص281).
بر این اساس، در منطق روایات اهلبیت علیهمالسلام، سرکوب نهایی و ریشهکنکننده فساد بنیاسرائیل در پیوند مستقیم با قیام امام مهدی عجلاللهتعالیفرجه و یاران ایشان تفسیر میشود؛ سرکوبیای که نه صرفاً سیاسی یا قومی، بلکه پاسخی الهی به افساد، برتریجویی و دشمنی مستمر با حجتهای خدا در طول تاریخ بهشمار میآید.
انتهای پیام/