به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تحلیل جامعهشناختی و خوانش راهبردی حیات سیاسی ملتها همواره مؤلفهای بنیادین و فراتر از ساختارهای رسمی و تسلیحات سخت وجود دارد که ضامن بقا، امنیت و اعتلای یک جامعه است و این مؤلفه بیبدیل چیزی جز حضور آگاهانه، منسجم و مؤمنانه مردم در صحنه نیست. اگر پیکره جامعه و نظام اسلامی را یک کالبد زنده و ارگانیک در نظر بگیریم حضور مردم در میادین حساس تاریخی دقیقاً به مثابه خونی گرم، جوشان و حیاتبخش است که در رگهای حیاتی این پیکره جریان دارد. همانگونه که حیات بیولوژیک بدون جریان مداوم خون به سردی و زوال میگراید حیات سیاسی، صلابت ملی و اقتدار حاکمیت نیز بدون پشتیبانی و حضور میدانی آحاد جامعه دچار انفعال و شکنندگی خواهد شد. در قاموس اندیشه انقلاب اسلامی و در نگاه نخبگانی و دانشگاهی مردم نه یک ابزار زینتی برای پیشبرد مقاصد سیاسی بلکه خود قدرت اصلی و موتور محرک تاریخسازی به شمار میروند و این حضور تولیدکننده سرمایه اجتماعی عظیمی است که هیچ ابرقدرتی توان شبیهسازی یا تقابل با آن را ندارد.
این روزها که کشور عزیزمان آماج کینهتوزی تاریخی و تجاوز آشکار ائتلاف شوم آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی قرار گرفته است درک اهمیت این خون حیاتبخش در شریانهای جامعه بیش از پیش ضروری مینماید. دشمنان قسمخورده این مرز و بوم با تکیه بر خطای محاسباتی همیشگی خود در شناخت جامعه ایرانی و اسلامی گمان میبردند که با ترور، تجاوز نظامی و به شهادت رساندن رهبر شهید ما میتوانند بذر یأس، ترس و انفعال را در عمق دلهای این ملت بکارند و آنها با منطق کاملاً مادی خود پنداشتند که با حذف فیزیکی یک رهبر الهی و هجمه به حریم امن کشور، شیرازه انسجام ملی از هم خواهد پاشید و مقاومت دچار فروپاشی درونی خواهد شد اما زهی خیال باطل. دستگاه محاسباتی استکبار از درک این حقیقت روشن عاجز است که در مکتب ما شهادت رهبر عزیز ما نه تنها پایان راه و نقطه توقف نیست بلکه به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند خون تازهای در شریانهای بیداری این ملت تزریق کرده و ضرورت حضور در صحنه را از یک کنش سیاسی به یک فریضه قطعی، ملی و اعتقادی ارتقا داده است و این خونهای پاک همواره بیدارگر بودهاند و جامعه را در برابر ویروس تفرقه و ترس، واکسینه کردهاند. در این برهه حساس و سرنوشتساز حضور پرشکوه و معنادار مردم در میدان ابعادی بسیار عمیقتر از یک واکنش مقطعی یا احساسی دارد این حضور در واقع ترجمان عینی حمایت از علمدار جوان رهبر جدید انقلاب اسلامی و تجدید میثاق با آرمانهای اصیل و لایتغیر انقلاب اسلامی است. تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب بارها به صورت تجربی ثابت کرده است که پرچم مبارزه، عزت و ایستادگی با افتادن یک سردار هرگز بر زمین نمیماند.
اگر امروز ملت ما داغدار رهبر شهید و عزیزمان است با تکیه بر همین پشتوانه عظیم مردمی و خرد جمعی است که علم هدایت و راهبری با صلابت تمام در دستان علمدار جوان این مسیر قرار گرفته است. حمایت قاطع و میدانی مردم از ایشان در واقع به معنای بازتولید قدرت نرم جمهوری اسلامی و پیامی قاطع و کوبنده به استکبار جهانی است که مسیر انقلاب با تغییر نسلها و رفتن چهرهها متوقف نمیشود بلکه با پویایی نشاط و قدرتی مضاعف ادامه مییابد و این حضور نشان دهنده بلوغ سیاسی ملتی است که آرمان را بر اشخاص ارجح میداند و در بزنگاهها پشتیبان بیبدیل ولایت و رهبری جریان حق است.
هنگامی که مؤلفههای قدرت ملی را در یک ترازوی علمی و راهبردی میسنجی به روشنی درمییابیم که در نبرد ارادهها کارایی و بُرندگی این حضور میدانی و همبستگی ملی حتی از حضور و قدرت نظامی صرف نیز فراتر میرود. بیشک اقتدار دفاعی و نظامی سپر پولادین و بازوی توانمند کشور در برابر متجاوزان است و تقویت روزافزون آن امری حیاتی، عقلانی و غیرقابل انکار است اما آن چه در نهایت ماشین جنگی پیچیده آمریکا و صهیونیسم را از کار میاندازد و آنها را در باتلاق محاسباتیشان غرق میکند تپش مداوم این خون در رگهای جامعه است. موشکها، بمبافکنها و الگوریتمهای هوشِ مصنوعی دشمن شاید بتوانند خسارات مادی و زیرساختی به بار آورند، اما هرگز نمیتوانند بر سد مستحکم اراده یک ملتِ حاضر در صحنه فائق آیند. حضورِ مردم، آن نرمافزارِ غیرقابل هکی است که سختافزار دشمن را از حیز انتفاع ساقط میکند و مشروعیت بینالمللی جبهه مقاومت را در افکار عمومی جهان تثبیت مینماید و هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را برای متجاوزان به شدت بالا میبرد. قدرتی که از بطن اجتماع میجوشد هیمنه روانی دشمن را در هم میشکند و نشان میدهد که با یک ملت متحد نمیتوان با زبان زور و تهدید سخن گفت.
با توجه به این واقعیات میدانی و راهبردی آن چه اکنون اهمیت مضاعف و استراتژیک دارد و مسئله استمرار و تداوم این حضور است. دشمن زخمخورده و مستأصل که در میدان نظامی و امنیتی نتوانسته است اراده خود را تحمیل کند اکنون تمام ظرفیتهای رسانهای، شناختی و روانی خود را به کار گرفته است تا مردم را خسته کرده و از صحنه خارج کند. آنها با تئوریپردازیهای شیطانی خود به خوبی میدانند که غیبت مردم به معنای خلع سلاح اصلی نظام است. ترک این صحنه و پناه بردن به کنج عافیتطلبی دقیقاً همان هدف غایی آمریکا و رژیم صهیونیستی است تا بتوانند در فضایی خالی از مقاومت مردمی و در میان انفعال عمومی نیات شوم خود را برای تسلط بر مقدرات این کشور عملی سازند. دشمن به دنبال گسست میان مردم و حاکمیت، و ایجاد شکاف در صفوف به هم پیوسته ملت است.
بنابراین رسالت امروز ما به عنوان اساتید دانشگاه، نخبگان فکری و تکتک آحاد ملت بیدار ایران تبیین این شرایط و حفظ این انسجام و تداوم حضور در میدان است و این حضور مستمر یگانه کلید پیروزی قطعی کنونی بر دشمنان، ضامن بیبدیل تولید قدرت ملی و بهترین روش برای پاسداری از خون پاک رهبر شهیدمان و تمامی شهدای مسیر حق است. ما باید بدانیم که قدرت اصلی در دستان همین مردمی است که خیابانها و میادین را به عرصه تجلی اراده ملی بدل کردهاند. این صحنه میدان آزمون بزرگ تاریخی ماست، میدانی که ترک آن گناهی نابخشودنی و ماندن در آن تضمینکننده بقای ایران اسلامی است. بیتردید با استمرار این حضور حماسی حمایت از علمدار جوان و ایستادگی در برابر طوفان دسیسهها دشمن به زانو درخواهد آمد و افقهای روشنی از نصرت، ظفر و تمدنسازی در انتظار این ملت سرافراز و تاریخساز خواهد بود و پیروزی، پاداش قطعی ملتی است که نبض حضورش هرگز از تپش نمیایستد.
انتهای پیام/