به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در جهان معاصر که تحت تأثیر جریانهای یکسویه فرهنگی و رسانهای غرب قرار دارد، حفظ و ترویج «هویت ملی و مذهبی» به یکی از پیچیدهترین چالشهای دولت-ملتها تبدیل شده است. پروژه «ایران نوین» نه صرفاً به عنوان یک طرح سیاسی یا عمرانی، بلکه به عنوان یک الگوی زیستمحیطی، فرهنگی و تمدنی مطرح است که قصد دارد در برابر «هژمونی غرب» بدیلی کارآمد ارائه دهد. در این میان، نهاد رهبری به عنوان ستون خیمه این تحول، نقشی فراتر از مدیریت سیاسی ایفا کرده و به عنوان «مهندس فرهنگی» و «تئوریسین هویت» عمل میکند.
رهبری در پروژه ایران نوین، وظیفه پیوند میان «سنت» و «تجدد بومی» را بر عهده دارد. سیاست هویتی مدنظر رهبری بر سه پایه استوار است:
بازگشت به خویشتن تمدنی:تاکید بر میراث تاریخی ایران باستان در کنار آموزههای اسلامی برای ایجاد یک هویت یکپارچه که از حقارت در برابر فرهنگ غربی مصون بماند.
خودباوری (اعتماد به نفس ملی): رهبری با ترویج گفتمان «ما میتوانیم»، هویت ایرانی را از یک هویت منفعل و تقلیدگر به یک هویت خلاق و مولد در عرصههای علم و فرهنگ تبدیل میکند.
وحدت در کثرت:مدیریت تنوع قومی و مذهبی در ایران به گونهای که همگی ذیل چتر «هویت ایرانی-اسلامی» تعریف شوند تا راه بر نفوذ جریانهای تجزیهطلب فرهنگی بسته شود.
افق فرهنگی که رهبری برای ایران نوین ترسیم میکند، در تضاد ماهوی با «فردگرایی افراطی» و «مصرفگرایی» غربی قرار دارد. مؤلفههای اصلی این افق عبارتند از:
سبک زندگی ایرانی اسلامی: این پروژه به دنبال ارائه الگویی از زندگی است که در آن خانوادهمحوری، قناعت، و عدالت اجتماعی جایگزین الگوهای غربی شود. رهبری با نقد مبانی سکولاریسم، سعی در تزریق معنویت به لایههای مختلف اجتماعی دارد.
عدالت فرهنگی: بر خلاف هژمونی غرب که فرهنگ را کالاییسازی میکند، افق ایران نوین بر دسترسی برابر همگان به منابع فرهنگی و تقویت بنیههای فکری در مناطق محروم تاکید دارد.
مقابله با هژمونی غرب: هژمونی غرب تنها از طریق قدرت نظامی اعمال نمیشود، بلکه از طریق «استعمار فرانو» و تسخیر ذهنها پیش میرود. نقش رهبری در این تقابل، مدیریت «جنگ نرم» و «جهاد تبیین» است:
شکستن انحصار رسانهای: رهبری بر ضرورت ایجاد رسانههای مستقل و قدرتمند برای روایت صحیح از ایران نوین تاکید دارد تا تصویری که غرب از ایران به عنوان یک کشور منزوی میسازد، در هم شکسته شود.
تولید محتوای تمدنساز: تشویق هنرمندان، نویسندگان و سینماگران به تولید آثاری که بازتابدهنده ارزشهای اصیل ایرانی و مقاومت در برابر استحالهی فرهنگی باشند.
ایران نوین در افق تمدنی خود، تنها به مرزهای جغرافیایی محدود نیست. رهبری با تعریف «محور مقاومت فرهنگی»، به دنبال ایجاد پیوند با ملتهای آزاده و مسلمان است. این دیپلماسی فرهنگی با هدف:
ارائه الگوی «مردمسالاری دینی» به عنوان رقیب جدی لیبرال دموکراسی.
حمایت از جنبشهای ضد استعماری و تقویت روحیه عزتطلبی در میان ملتهای تحت ستم.
نتیجهگیری
رهبری در پروژه ایران نوین، به دنبال آن است که با تکیه بر سیاستهای هویتی منسجم، جامعه را از وضعیت «انفعال فرهنگی» به وضعیت «فعالیت تمدنی» برساند. در این مسیر، تقابل با هژمونی غرب نه یک ستیزهجویی کور، بلکه یک ضرورت برای بقای استقلال معنوی و فکری ملت ایران است. ایران نوین در این افق، کشوری است که ضمن بهرهگیری از تکنولوژی روز، روح و هویت خود را در پای بتهای فرهنگی غرب قربانی نکرده و خود به قطبی الهامبخش در جهان تبدیل میشود.
یادداشت از: سیداسماعیل حسینی گرماوری
انتهای پیام/