به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، پیام نوروزی سال 1405 مقام معظم رهبری را باید فراتر از یک پیام مناسبتی، بهمثابه «سند راهبردی عبور از بحران» در نظر گرفت؛ متنی که در بستر یک سال پرآشوب، تلاش دارد نسبت میان «تهدید، انسجام، و پیشرفت» را بازتعریف کند.
در این پیام، سه سطح از واقعیت بهصورت همزمان مورد توجه قرار گرفته است: واقعیتهای میدانی (جنگ و ناامنی)، واقعیتهای اجتماعی (انسجام و حضور مردم)، و واقعیتهای راهبردی (اقتصاد و روابط خارجی). هنر اصلی متن در آن است که این سه سطح را در یک چارچوب معنایی واحد، یعنی «مقاومت فعال» صورتبندی میکند.
1. بازتعریف جنگ: از تهدید نظامی به آزمون اجتماعی
نخستین محور پیام، روایت سهگانه از «جنگ» در سال 1404 است. اما آنچه اهمیت دارد، نه صرف ذکر وقایع، بلکه نوع بازنمایی آنهاست. جنگ در این متن، صرفاً یک پدیده نظامی نیست؛ بلکه بهمثابه «آزمون اراده ملی» تصویر میشود.
در این چارچوب، دشمن دچار «خطای محاسباتی» معرفی میشود؛ خطایی که ریشه در نادیده گرفتن عنصر مردم دارد. در مقابل، مردم نه بهعنوان تماشاگر، بلکه بهعنوان «کنشگر اصلی میدان» برجسته میشوند. این جابجایی مفهومی، جنگ را از سطح سختافزاری به سطح نرمافزاری (اراده، امید، و انسجام) منتقل میکند.
2. انسجام ملی بهمثابه سرمایه راهبردی
یکی از کلیدیترین مفاهیم پیام، «وحدت ملی» است که نه در سطح شعار، بلکه بهعنوان یک «دارایی راهبردی» تحلیل میشود. در متن، این انسجام محصول شرایط بحرانی دانسته شده، اما بلافاصله بهعنوان «نعمت الهی» و نیازمند «شکر عملی» معرفی میگردد.
این نگاه، حاوی یک نکته مهم برای سیاستگذاری فرهنگی است:
انسجام اجتماعی، پدیدهای خودبنیاد و پایدار نیست؛ بلکه نیازمند «بازتولید مستمر» از طریق کنشهای آگاهانه است. از این منظر، هشدار نسبت به عملیات رسانهای دشمن نیز دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند: شکستن انسجام، کمهزینهترین و در عین حال مؤثرترین راهبرد دشمن است.
3. اقتصاد مقاومتی: انتقال میدان نبرد به حوزه معیشت
شعار سال («اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی») نشاندهنده یک جابجایی مهم در سطح راهبردی است: انتقال کانون تقابل از میدان نظامی به میدان اقتصادی.
در اینجا، اقتصاد نه صرفاً یک حوزه اجرایی، بلکه «خط مقدم جدید» معرفی میشود. نکته قابل تأمل، تأکید بر تجربه زیسته مردم (از جمله گفتوگوهای میدانی) بهعنوان منبع شناخت مسائل است. این رویکرد، نوعی «مردمپایهسازی سیاستگذاری اقتصادی» را پیشنهاد میکند که میتواند برای نظام حکمرانی، واجد پیامهای مهمی باشد.
4. نسبت معنویت و سیاست: از رمضان تا نوروز
یکی از ظرایف متن، پیوند میان «زمان مقدس» (رمضان و عید فطر) و «زمان ملی» (نوروز) است. این تقارن، صرفاً یک همزمانی تقویمی نیست، بلکه بهعنوان فرصتی برای تلفیق «معنویت و حیات اجتماعی» مورد استفاده قرار گرفته است.
در این چارچوب، حتی سوگواری برای شهدا نیز در تعارض با حیات اجتماعی قرار نمیگیرد، بلکه در کنار آن تعریف میشود. این نگاه، نوعی «فرهنگ زیست توأمان غم و امید» را بازنمایی میکند که از ویژگیهای جوامع مقاوم به شمار میرود.
5. سیاست همسایگی: بازتعریف محیط پیرامونی
در بخش پایانی، پیام به حوزه سیاست خارجی وارد میشود و بر «روابط حسنه با همسایگان» تأکید میکند. در اینجا نیز، رویکرد متن قابل توجه است: همسایگی صرفاً یک واقعیت جغرافیایی نیست، بلکه بهعنوان یک «سرمایه تمدنی» (اشتراکات دینی، فرهنگی و تاریخی) بازتعریف میشود.
در کنار آن، هشدار نسبت به «عملیات پرچم دروغین» نشان میدهد که میدان رقابت منطقهای، بیش از آنکه نظامی باشد، عرصهای پیچیده از جنگ ادراکی و رسانهای است.
جمعبندی: از مقاومت انفعالی تا مقاومت پیشرونده
در یک جمعبندی کلان، پیام نوروزی 1405 را میتوان تلاشی برای عبور از «مقاومت انفعالی» به «مقاومت پیشرونده» دانست؛ مقاومتی که:
بر مردم بهعنوان محور اصلی تکیه دارد.
انسجام اجتماعی را سرمایه راهبردی میداند.
اقتصاد را میدان اصلی تقابل تعریف میکند.
و در عین حال، معنویت را بهعنوان پشتوانه نرم این حرکت حفظ مینماید. برای جامعه دانشگاهی، این پیام حاوی یک دلالت مهم است: دانشگاه دیگر صرفاً نهاد تولید علم نیست، بلکه باید به «کانون تبیین، تقویت و بازتولید این الگوی مقاومت» تبدیل شود؛ الگویی که در آن، علم، فرهنگ و سیاست در یک افق تمدنی به هم میرسند.
یادداشت از: دکتر فرزاد جهانبین، دانشیار دانشگاه شاهد
انتهای پیام/