به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، افزایش تنشها و ورود آمریکا و رژیم صهیونیستی به یک تقابل گسترده با مشارکت غیرمستقیم برخی کشورهای حوزه خلیج فارس علیه ایران، بار دیگر توجه تحلیلگران ژئوپولیتیکی را به یکی از پیچیدهترین معادلات امنیتی جهان جلب کرده است.
در نگاه نخست ممکن است تصور شود که فشارهای نظامی و سیاسی میتواند جایگاه منطقهای ایران را تضعیف کند، اما بررسی دقیقتر ساختار قدرت در خاورمیانه نشان میدهد چنین راهبردی با عدم قطعیتهای جدی روبهرو است.
نگاهی به عملکرد ایران در چهار دهه گذشته نشان میدهد این کشور توانسته جایگاهی راهبردی در معادلات منطقهای به دست آورد؛ جایگاهی که تنها بر توان نظامی متکی نیست، بلکه بر ترکیبی از مؤلفههای ژئوپولیتیکی شبکههای نفوذ منطقهای، ظرفیتهای اقتصادی و انسجام سیاسی داخلی استوار است. در چنین شرایطی هرگونه تلاش برای تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه بدون در نظر گرفتن این متغیرها ممکن است پیامدهایی متفاوت از اهداف اولیه به همراه داشته باشد.
ایران؛ مرکز ثقل ژئوپولیتیکی غرب آسیا
یکی از مهمترین دلایل اهمیت ایران در معادلات منطقهای، موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد آن است. ایران در تقاطع سه حوزه ژئوپولیتیکی مهم شامل آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه قرار دارد و به نوعی پل ارتباطی میان این مناطق محسوب میشود.
در ادبیات ژئوپولیتیکی کلاسیک، کشورهایی که در چنین موقعیتهایی قرار دارند اغلب به بازیگران تعیینکننده در ساختار قدرت منطقهای تبدیل میشوند. دسترسی ایران به آبراههای حیاتی خلیج فارس و نزدیکی آن به مسیرهای اصلی انتقال انرژی، این کشور را به یکی از بازیگران مهم در امنیت انرژی جهان تبدیل کرده است. به همین دلیل هرگونه بیثباتی در این منطقه میتواند پیامدهای گستردهای برای بازارهای جهانی انرژی داشته باشد؛ موضوعی که در افزایش بهای نفت در هفتههای اخیر نیز قابل مشاهده است.
عمق راهبردی؛ ستون اصلی امنیت ایران
یکی از ویژگیهای سیاست منطقهای ایران در دهههای اخیر تلاش برای ایجاد «عمق راهبردی» در محیط پیرامونی بوده است. در ادبیات امنیتی، عمق راهبردی به معنای گسترش لایههای دفاعی یک کشور فراتر از مرزهای جغرافیایی آن تعریف میشود.
ایران با توسعه روابط سیاسی، امنیتی و فرهنگی با بازیگران مختلف منطقهای توانسته شبکهای از همکاریها و تعاملات ایجاد کند. این شبکه موجب شده هرگونه تقابل مستقیم با ایران به سرعت ابعاد منطقهای پیدا کند و هزینههای اقدام نظامی علیه این کشور افزایش یابد.
انتقال رهبری و تداوم ساختار قدرت
از دیگر متغیرهای مهم در شرایط کنونی، مسئله انتقال قدرت در ساختار سیاسی ایران است. پس از شهادت رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید علی خامنهای(ره)، فرآیند انتقال رهبری در چارچوب سازوکارهای قانونی و نهادی مدیریت شد و مجلس خبرگان رهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای را به عنوان رهبر جدید معرفی کرد.
در بسیاری از نظامهای سیاسی، چنین تحولات ناگهانی میتواند زمینهساز بیثباتی شود، اما نحوه مدیریت این انتقال در ایران نشان داد که ساختارهای نهادی کشور توانایی حفظ انسجام و ثبات در شرایط بحرانی را دارند. از منظر تحلیل نهادی، تداوم ساختار قدرت یکی از عوامل مهم در افزایش توان مقاومت کشور در برابر فشارهای خارجی محسوب میشود.
همگرایی ملی در برابر تهدید خارجی
در علوم سیاسی پدیدهای شناختهشده با عنوان «همگرایی داخلی در برابر تهدید خارجی» وجود دارد. بر اساس این مفهوم، در شرایط تهدید بیرونی بسیاری از شکافهای داخلی کاهش یافته و گفتمان دفاع از حاکمیت ملی تقویت میشود.
در ایران نیز نشانههایی از این همگرایی به وضوح قابل مشاهده است. حضور گسترده مردم در تجمعها و گردهماییهای عمومی و تأکید بر حمایت از امنیت و استقلال کشور نشان میدهد که حتی بخشهایی از جامعه که در شرایط عادی ممکن است نسبت به برخی سیاستها انتقاد داشته باشند، در برابر تهدید خارجی از اصل امنیت و تمامیت ارضی کشور حمایت میکنند.
محدودیتهای راهبرد نظامی در خاورمیانه
تجربه تاریخی در خاورمیانه نشان داده است که استفاده از ابزار نظامی برای تغییر ساختارهای سیاسی یا موازنه قدرت منطقهای اغلب با نتایج پیشبینینشده همراه بوده است. مداخلات نظامی در دهههای گذشته نشان دادهاند که فشار خارجی در بسیاری موارد به تقویت گفتمان مقاومت در داخل کشور هدف منجر شده است.
چنین شرایطی نه تنها میتواند همبستگی و انسجام ملی را افزایش دهد، بلکه در برخی موارد حتی به تقویت نفوذ منطقهای کشورها نیز منجر میشود. از این رو برخی تحلیلگران معتقدند راهبرد فشار حداکثری علیه ایران ممکن است در بلندمدت نتایج متفاوت از اهداف اولیه به همراه داشته باشد.
سناریوهای پیشرو در بحران
بر اساس تحلیلهای ژئوپولیتیکی چند سناریوی اصلی برای آینده بحران قابل تصور است. نخست، مدیریت تنش و بازگشت تدریجی به مسیر دیپلماسی که در آن فشارهای نظامی و سیاسی به عنوان ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی مورد استفاده قرار میگیرد.
سناریوی دوم تداوم درگیریهای محدود و فرسایشی است؛ وضعیتی که در آن تقابلها در سطحی کنترلشده ادامه مییابد، بدون آنکه به یک جنگ گسترده منطقهای تبدیل شود. سناریوی سوم نیز گسترش بحران به سطح منطقهای است که در صورت ورود بازیگران بیشتر میتواند خاورمیانه را وارد مرحلهای از بیثباتی گستردهتر کند.
با توجه به هزینههای سنگین سناریوی سوم، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که بازیگران اصلی تلاش خواهند کرد بحران را در سطحی قابل کنترل نگه دارند و در نهایت مسیر مذاکرات را باز کنند.
ایران و آینده موازنه قدرت در منطقه
تحولات اخیر نشان میدهد که ایران همچنان یکی از بازیگران کلیدی در ساختار قدرت خاورمیانه است. موقعیت ژئوپولیتیکی عمق راهبردی منطقهای، ظرفیتهای نهادی برای حفظ ثبات داخلی و توان ایجاد شبکههای نفوذ منطقهای از جمله عواملی هستند که جایگاه این کشور را در معادلات منطقهای تثبیت کردهاند.
از این منظر، هرگونه تلاش برای تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه بدون در نظر گرفتن نقش ایران با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد شد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که روند تحولات اخیر نه تنها به تضعیف ایران منجر نشده، بلکه موقعیت راهبردی این کشور را در معادلات ژئوپولیتیکی منطقه برجستهتر کرده است.
یادداشت: دکتر مهرداد جشنیپور؛ کارشناس مسائل سیاسی ایران
انتهای پیام/