به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، شطرنج قدرت میان ایالات متحده آمریکا و چین حال به ایستگاه ایران و منطقه خاورمیانه رسیده است. دو ماه قبل دولت ترامپ پس از محاصره طولانی مدت ونزوئلا و اعلام منطقه «پرواز ممنوع» در محدوده این کشور نفت خیز، توانست در عملیاتی مشکوک و بحث برانگیز نیکولاس مادورو و همسر وی را در کاراکاس ربوده و به نیویورک منتقل کند.
پس از رخداد غیرقانونی و تروریستی ترامپ که از قبل با نتانیاهو در فلوریدا دیدار و برنامه ایجاد آشوب و سپس جنگ با تهران را طرح ریزی کرده بود، ندای «کمک به مردم ایران» سر داد! جامعه جهانی اما که شناخت کاملی نسبت به شخصیت و دیدگاههای شخصی رئیس جمهور آمریکا در مورد مسائلی همچون حقوق بشر و دموکراسی دارد، بیش از گذشته در خصوص نیت واقعی برجسته سازی پرونده ایران در عرصه افکار عمومی مشکوک شد.
در این بزنگاه کشورهای عربی و ترکیه که تلاشهای لابی صهیونیستی در نیویورک و واشنگتن را تماشا میکردند، با تهران- واشنگتن تماس گرفته و خواستار انتخاب گزینه «دیپلماسی» به جای جنگ شدند! ایران که تجربه خوبی در خصوص مذاکرات غیرمستقیم با هیات آمریکایی و به دنبال آن جنگ 12 روزه نداشت، اینبار نیز با هدف نشان دادن حسن نیت خود به میز مذاکره بازگشت و انعطاف پذیری تاریخی برای رسیدن به توافق با دولت ترامپ از خود نشان داد. در نتیجه نهایی اما باز هم تغییری ایجاد نشد.
شب قبل از آغاز تجاوز نظامی آمریکا- اسرائیل به ایران، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان به واشنگتن رفت و با جی.دی ونس دیدار و گفتگو کرد. وی صراحتا به مردم آمریکا گفت که ایران حاضر به مذاکره بر سر تمام مسائل مورد اختلاف است اما ظاهرا تصمیم از قبل گرفته شده و ترامپ در تله نتانیاهو گرفتار شده است!
تسلط بر پاشنه آشیل چین
برای فهم نیت واقعی دولت ترامپ و دلیل همراهی وی با نتانیاهو دلایلی مختلفی مطرح میشود. گروهی معتقدند رئیس جمهور کنونی آمریکا دارای اسناد بسیار زیادی در «پرونده اپستین» است و اگر «بی بی» و رسانههای تحت سلطه لابی رژیم صهیونیستی اراده کنند، میتوانند رسوایی اخلاقی بدتر از دوران بیل کلینتون را ایجاد کنند. عده دیگر اما با اشاره مجدد به تئوری تسلط یهودیان بر امور سیاسی- نظامی آمریکا معتقدند که رژیم صهیونیستی قصد دارد تا با کمک گرفتن از «قدرت آمریکا» موازنه قوا در خاورمیانه را تغییر داده و به تنهایی تبدیل به هژمون اصلی در منطقه غرب آسیا شود.

در سوی دیگر عدهای با کم رنگ کردن نقش و اهمیت اسرائیل معتقدند اساسا جنگ با ایران، بخشی از شطرنج بزرگ میان واشنگتن- پکن است! برای فهم این استدلال مصاحبه اخیر سناتور لیندسی گراهام با فاکس نیوز میتواند بسیاری از ابهامات را روشن کند. این سناتور جمهوری خواه صراحتا از سهم 31 درصدی ونزوئلا و ایران از ذخایر نفت جهان سخن گفت و وعده داد که آمریکا قصد دارد تا بر این منابع مسلط شود. بیان چنین اعتراف آشکاری در فضای عمومی آمریکا نشان میدهد جریان ضدجنگ «ماگا» بیش از گذشته از دولت ترامپ ناامید شد و افرادی همچون گراهام سعی دارند تا منطق ژئواستراتژیک- ژئواکونومیک این تجاوز نظامی را تقویت کنند.
مشتریان امنیت؛ بازندگان اصلی!
در این بازی قدرت اما به نظر میرسد کشورهای عربی، بزرگ ترین بازندگان باشند، آن هم در حالی که سال گذشته میلادی در جریان سفر دونالد ترامپ به منطقه جنوب خلیج فارس، وی به بهانه تهدید ایران قریب به 2 تریلیون دلار وعده سرمایه گذاری از سه کشور پادشاهی عربی سعودی، امارات و قطر دریافت کرد. رئیس جمهور آمریکا در دوره نخست ریاست جمهوری خود هم با بیان اظهاراتی غیر معمول اظهار داشته بود اگر وی نباشد کشورهای عربی مجبور خواهند بود به زبان «فارسی» تکلم کنند.
واقعیت تاریخی آن است که سایر روسای جمهور آمریکا نیز چنین ادبیاتی را خطاب به رهبران کشورهای عربی بیان میکردند و اینگونه توانستند برای سالها از نظر سخت افزاری و نرم افزاری پایگاههای سنتکام در خاورمیانه را توسعه دهند. این پایگاهها قرار بود روزی محل تامین امنیت برای حکام جنوب خلیج فارس باشند اما امروز تبدیل به تهدید اصلی علیه حاکمیت ملی و شهروندان این مناطق عرب نشین شدند!

از پایگاه ناوگان پنجم آمریکا در منامه تا بنادر امارات دیگر هیچ یک از منافع غربیها در امان نیست. حملات هدفمند نیروهای مسلح ایران به پایگاههای سنتکام، مراکز لجستیکی، هتلهای محل اقامت نیروهای آمریکایی، مخازن انرژی و اخیرا برندهای معروف تبدیل به بخشی از بانک اهداف ایران برای ضربه به دشمن متجاوز شده است! حال کشورهای عربی نه اراده سیاسی کافی برای اخراج نیروهای آمریکایی را دارند نه میتوانند همتایان ایرانی خود را قانع کنند که خاک کشور آنها تهدیدی علیه جمهوری اسلامی نخواهد بود.
در این دو گانه کشورهای عربی را میتوان بزرگترین بازندگان جنگ اخیر میان آمریکا- رژیم صهیونیستی با ایران دانست که هم امنیت خود را از دست دادند، هم پول پرداخت کردند و هم در پیشگاه جهان اسلام به عنوان همدست قاتلان متجاوز آمریکایی- اسرائیلی شناخته میشوند!
نویسنده: محمد بیات/ کارشناس مسائل غرب آسیا
انتهای پیام/