بهگزارش خبرگزاری تسنیم، جعفرعلیان نژادی - در ذهن خودم آخرین جملات رهبر شهیدم را مرور می کردم، یکی از جملاتی که به نظرم برجسته آمد این بود که گفته بودند، «اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاه های خنثی کننده ی تهدید هم به فضل الهی وجود دارد.
مردم کارشان را بکنند، زندگی شان را بکنند، درسشان را بخوانند، محیط کسب وکار را آرام کنند، تجارتشان را بدون دغدغه انجام بدهند. بایستی در کشور محیط آرامش، محیط اطمینان به نفس، محیط سکینه حاکم باشد». به این جملات که فکر می کردم ناگاه با سوالی بزرگ مواجه شدم. مگر می شود جنگ باشد، بمباران باشد، اما مردم بتوانند آرام زندگی کنند، مردم کارشان را بکنند و الی آخر.
اما آنچه این روزها در سراسر مملکت اسلامی دیدم، پاسخ بزرگی به این سوال بود چون مردم فهمیدند جنگ ترامپ، جنگی علیه زندگی است، البته نه از این شکل زندگی های قاچاقی و آسه برو آسه بیا گربه شاخت نزنه، نه، جنگی علیه ادامه زندگی آرام. جنگ ترامپ را جنگی علیه امتداد زندگی آن هم از نوع ایرانیش فهمیدند. دلیلش هم آن بود که به ناگاه پدرشان را از دست دادند. یعنی همان کسی که خوب آنها را شناخته بود و بهتر از آن خوب تعریفشان می کرد، تکیه شان بود، راه و رسم زندگی آرام را به آنها نشان داده بود.
حالا دنبال انتقام بودند، انتقام از تمام نیروهای اهریمنی ضد زندگی که دست بر قضا قصد جانشان را هم کرده است. یعنی با کسی مواجه شدند که اصلا مساله زندگی را هم بی معنا می کرد، دشمنی که نه فقط زندگی، بلکه زنده مانی آنها را هم نشانه گرفته بود. این بود که حرکت کرد برای انتقام از اهریمن مرگ و ماشین کشتار شیطانی. این هم از عجایب روزگار و شاید حماقت دشمن است که با شهادت پدر ملت، مردم از همان لحظه آغاز تجاوز، خود را مخاطب اصلی این جنگ حس کردند، نه قوای نظامی یا مسئولان کشوری. زدن امام، زدن امت بود و خواسته و ناخواسته موجی سهمگین شد علیه امید دشمن به میراندن این ملت.
دشمن تهدید کرد می خواهد آسمان را به زمین بدوزد، یعنی با جنگنده هایش آسمان و با سربازانش زمین را تصاحب کنند، غافل از آنکه 47 سال است، فناوری اتصال آسمان به زمین و زمین به آسمان را ، ایرانیان برای چنین روزهایی تمرین کرده اند. همان وعده های نصرت الهی. به اینجا که رسیدم فیش های مربوط به کلید واژه نصرت الهی را در سایت رهبر شهید رصد کردم تا بیابم چگونه چنین مردمی به این مرتبه رسیده اند. پاسخ ساده بود همان که رهبر شهید انقلاب به کرات در وصف پیروزهای مردم ایران و تداوم آن، مطرح کرده بود. «پیروزی ملّت ایران و پیروزی بسیج و پیروزی این جریان عظیم انقلابی در ایران، تضمینشده است. خدای متعال در قرآن میفرماید: اِن یَنصُرکُمُ اللهُ فَلا غالِبَ لَکُم؛ اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما غلبه نمیکند. خب، یاری کردن خدا چه جوری است؟ اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم؛ اگر شما یاری کردید دین خدا را، جهتگیری الهی را، منطق خدایی را، راه خدا را، خدا هم شما را نصرت خواهد کرد و یاری خواهد کرد؛ این همان چیزی است که امروز وجود دارد. این جریان عظیم انقلابی در کشور دارند اهداف الهی را دنبال میکنند، ایجاد جامعهی اسلامی را دارند دنبال میکنند، تحقّق شریعت الهی را در کشور دارند طلب میکنند و دنبال میکنند؛ پس کار خدا است، راه خدا است، نصرت خدا است؛ وقتی نصرت خدا شد، خدای متعال هم نصرت خواهد کرد، و وقتی خدای متعال نصرت کرد، فَلا غالِبَ لَکُم؛ هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد.» 6/09/1398
فرمول ساده ای بود، خدا را یاری کنید، تا خدا شما را نصرت دهد و غالب کند. به نظرم آمد در این 47 سال مردم بارها این فرمول را تمرین کردند تا لایق وصف رهبر سوم انقلاب شوند، همان که گفتند در این چند روز شما مردم رهبری کردید.
آری مردم در مکتب امام شهیدشان به خوبی آموختهاند که راه زندگی آرام ، یاری رساندن به دین خدا است، همروی و استقامت در راه ولی خدا و تداومبخشی به آن با حضور در خیابان ها است که این روزها تبدیل به حماسهای ماندگار در چشم جهانیان شده است. این چنین مردمی را خدا یاری کرده و خواهد کرد که یک جلوه از این یاری خدا را می توان در هدایت قلوب برای انتخاب بهترین جانشین برای امام شهید مشاهده کرد. چه نصرتی بالاتر از این که با شهادت هم اجر پدر را داد و هم راه او را با پسر تضمین کرد...
انتهای پیام/