به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها شعلههای جنگ نه تنها در غرب آسیا، بلکه در قلب اروپا و آمریکا زبانه کشیده؛ جایی که قیمت انرژی به صورتی کم سابقه بالا رفته و دولتها در مهار تبعات آن مشکلات جدی دارند. در این میان، همراهی سیاسی و نظامی تروییکای اروپایی (بریتانیا، فرانسه، آلمان) با آمریکا در خصومت علیه ایران، نه تنها چهره واقعی آنها را آشکار ساخته، بلکه ضرورت بازنگری در رویکرد دیپلماتیک ایران در قبال این قدرتها را بیش از پیش نمایان کرده است.
آنچه روزی ابزار فشار علیه ایران تلقی میشد، امروز به حربهای در دست تهران بدل شده و در معادلات جدید انرژی، این ایران است که با قدرت و ثبات، نرخ سوخت غرب را تعیین میکند و نظم اقتصادی مورد ادعای آنها را از پایه دگرگون کرده است.
پیش از آغاز حمله علیه ایران، هیچیک از قدرتهای غربی باور نداشتند که چنین اقدام نسنجیدهای میتواند تبعاتی تا این حد سنگین و گسترده داشته باشد. امروز اما جدیترین نگرانی دولتهای اروپایی و آمریکا در بخش اقتصاد و انرژی خودشان شکل گرفته است. جنگ موجب جهش بیسابقه قیمت نفت و گاز شده و صنایع و مردم این کشورها با بحرانی روبهرو شدهاند که در کنترل آن ناتوانند. افزایش هزینههای انرژی، رکود تولید و نارضایتی اجتماعی به کابوس جدیدی برای دولتهای غربی تبدیل شده است.
برخلاف تصور دیرینه آنان که خود را تعیینکننده نظم اقتصادی جهان میدانستند، اکنون این ایران است که با نقش محوری خود در معادلات منطقه، عملاً قیمت سوخت در اروپا و آمریکا را رقم میزند. این واقعیت تازه، توازن قدرت جهانی را به شکلی بنیادین تغییر داده و چهره جدیدی از ایران مقتدر را به نمایش گذاشته است.
در حالی که ایران هدف حمله قرار گرفته و درگیر دفاع از حاکمیت و امنیت ملی خود است، برخی کشورهای اروپایی بار دیگر چهره واقعی و خصمانهشان را آشکار کردهاند. انگلیس با اعلام اجازه استفاده از پایگاههای نظامی خود به آمریکا و تأکید بر تشدید «عملیات دفاعی برای حمایت از متحدان»، عملاً وارد میدان تقابل سیاسی و نظامی علیه ایران شده است.
در همین حال، فرانسه نیز با قرار دادن ناو هواپیمابر شارل دوگل در حالت آمادهباش در دریای مدیترانه، بنظر می رسد قصد دارد جای خالی ناو آمریکایی جرالد فورد را پس از ترک منطقه پر کند و از اسرائیل پشتیبانی بهعمل آورد. افزون بر آن، پاریس طرحی را برای بازگشایی تنگه هرمز و اعزام دو ناوچه به دریای سرخ تدارک دیده که معنایی جز حضور تحریکآمیز در پیرامون مرزهای ایران ندارد.
برخی رسانهها از اعزام کشتی پشتیبانی نظامی انگلیس به منطقه اطلاع میدهند و شبکه سیبیاس پس از حل اختلافات داخلی واشنگتن و لندن از فرود بمبافکنهای B-2 در پایگاههای بریتانیا خبر داده است. پیش از این آلمان هم با ارسال محمولههای نظامی متعدد به اسرائیل پس از جنگ 12 روزه، همراهی خود را با جبهه ضدایرانی اروپا تکمیل کرده است. این رویکردها نشان میدهد که دشمنی اروپا با ایران، دیگر امری پنهان و پوشیده نیست.
کشورهای اروپایی همراه با آمریکا که امروز با مواضع خصمانه خود علیه ایران صفآرایی کردهاند، همانهایی هستند که در پرونده هستهای نیز همواره نقش مانعآفرین ایفا کردند. در جریان مذاکرات برجام، این دولتها با تعلل و فشارهای جانبدارانه، عملاً مانع تحقق منافع واقعی ایران شدند.
این کشورها پس از خروج آمریکا از توافق، بهجای اتخاذ موضع مستقل و عمل به تعهدات خود، از ایران خواستند در برجام باقی بماند، اما هیچ اقدام مؤثری برای جبران نقض تعهدات واشنگتن انجام ندادند. وعده اروپا برای ایجاد سازوکار مالی اینستکس که قرار بود راهی برای جبران خروج آمریکا و تداوم تجارت مشروع ایران باشد، هیچگاه از مرز شعار فراتر نرفت. در عوض، با طرح اتهامات بیاساس حقوق بشری و اعمال تحریمهای جدید، آنها کوشیدند فشار سیاسی و اقتصادی را همواره بر ایران حفظ کنند. این رفتار دوگانه و ریاکارانه، ماهیت واقعی سیاست اروپا در قبال ایران را بهروشنی آشکار ساخته است.
با توجه به همراهی سیاسی و نظامی تروییکای اروپایی با اقدامات خصمانه علیه ایران، ضرورت دارد جمهوری اسلامی با دقت و هوشمندی تحرکات این کشورها را در جریان جنگ رصد کند. در صورت هرگونه اقدام مستقیم یا غیرمستقیم از سوی آنان، پس از پایان درگیری، قطع روابط دیپلماتیک با این کشورها میتواند به عنوان واکنشی منطقی و راهبردی در دستور کار قرار گیرد. این رویکرد، پیام آشکاری از استقلال و اقتدار سیاست خارجی ایران خواهد بود.
نویسنده: پوریا لوایی/ کارشناس مسائل بینالملل
انتهای پیام/