به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، در سال 329 هجری قمری ، یعنی از ابتدای غیبت کبری جهان اسلام از نعمت امام حاضر محروم شد. شیعه باقی ماند و تعداد زیادی از احادیث و روایات رسیده از معصومین سلام الله علیهم اجمعین که عوام قدرت فهم ، درک و عمل به آن روایات را نداشتند. اما مشیت الهی بر این بود که در این دوران شریعت و احکام باقی مانده و رسیده از جانب ائمه سلام الله علیهم اجمعین از طریق علما و فقهایی که بنا بر روایت امام حسن عسکری سلام الله علیه ؛ خویشتن دار ، مخالف هوای نفس ، پیرو خدا و اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین و نگهبان دین خود بودند حفظ شده و باقی بماند.
بنا بر روایت امام زمان سلام الله علیه ؛ فارجعوا الی رواة ... میتوان به جایگاهی که امام معصوم سلام الله علیه به فقهاء بخشیده اند پی برد. فقهایی دارای ولایت بر امت اسلامی، که اگر بگوییم کم از ولایت امام معصوم علیه السلام بر امت اسلامی ندارد، اغراق نبوده و مبالغه نکرده ایم.
اما نقش و احکام صادره از سوی این فقها که جامعه عمدتاً آنها را تحت عنوان مراجع تقلید میشناسد، در عرصههای سیاسی و اجتماعی نیز همواره در طول تاریخ پر فراز و نشیب شیعه حائز اهمیت و تعیینکننده بوده است. مراجع دینی در طول تاریخ به دلیل جایگاه والا و پذیرش بالا در میان مردم، به ویژه در مقاطع حساس نقش مرجعیت سیاسی و اجتماعی را نیز به دوش کشیدهاند. فتاوای علماء در موارد متعددی عامل مهمی در بسیج مسلمین علیه تجاوز یا استثمار خارجی بوده و قوای مقابله تعدی به کیان و ناموس مسلمانان را انسجام و قوت بخشیده است.
امروز که کشور شیعه در معرض حمله نظامی گسترده از ناحیه کفار و جبهه متخاصم دین قرارگرفته، مال و جان شیعیان در معرض خطر است، دشمن مرجعیت شیعه را به شهادت رسانه و جسورانه به آن اذعان میکند، و رسماً به صراحت هدف از تهاجم را براندازی حکومت اسلامی اعلام میدارد؛ بررسی نقش و فتاوای تعدادی از زعماء شیعه در بعضی از مواطن حساس و حائز اهمیت از لحاظ سیاسی خالی از لطف نیست.
ابتدائا میتوان در دوره صفویه سیری در زمان حکومت شاه سلطان حسین نمود که شیر غازی خان ازبک به مردم خراسان حمله نمود و بسیاری از آنان را به شهادت رساند و مرحوم آیت الله شیخ بهاءالدین استیری و جمعی از علماء خراسان ، پافشاری و اصرار بر جهاد کردند.
من جمله میتوان سیری در جنگ ایران و روسیه و استمداد ولیعهد فتحعلی شاه یعنی عباس میرزا از علماء نمود. در آن برهه زعامت شیعه بر عهده آیت الله سید محمد مجاهد طباطبائی بود. وجه تسمیه ایشان به لقب مجاهد این بود که خود شخصا در آن جهاد حضور پیدا کرد. همچنین در آن نبرد مرحوم آیت الله آ شیخ جعفر کاشف الغطاء نیز با نوشتن رساله جهاد شیعیان را به این جهاد تشویق و ترغیب می نمودند. در پی حکم جهاد سید مجاهد و رساله مرحوم کاشف الغطاء، علمائی من جمله مرحوم استر آبادی ، برغانی ، نراقی و مامقانی برای رساندن حکم جهاد سید مجاهد به تبریز رفتند.
برای درک عمیق تر و دقیق تر اهمیت جهاد و حکم آن و صدور آن از جانب مرجعیت میتوان به ماجرای فتوای جهاد مرحوم سید محمد کاظم یزدی اشاره نمود که در دورهای زعیم شیعیان ایران، هند و افغانستان بودند. با توجه به اینکه دشمنان اروپایی قصد تصرف لیبی امروزی و همزمان روس ها قصد تصرف شمال و انگلیس ها قصد تصرف جنوب ایران را داشتند، ایشان برای حفظ نفس شیعیان و تمامیت ارضی ممالک اسلامی حکم جهاد داده و آن را بر هر مسلمانی اعم از شیعه و سنی ، عرب و عجم فریضه شمردند.
در پی صدور این حکم عده ای از علماء در شهر تبریز اعدام شده و به شهادت رسیدند؛ پس از این اتفاق ناگوار آن عده از علمائی که در نجف اشرف حضور داشتند و شاید تا آن لحظه اهمیت جهاد و عمل به آن حکم را درک نکرده بودند نیز برای جهاد به ایران آمدند.
این روایت به خوبی این واقعیت را میرساند که به شهادت رساندن علماء برای سایر علماء و عوام شیعیان تا چه اندازه سخت و غیر قابل سازش است.
انتهای پیام/