به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم،تحولات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه در کنار تغییرات ساختاری در بازار جهانی انرژی، بهتدریج یکی از مهمترین ستونهای نظم مالی بینالمللی یعنی «سیستم پترودلار» را با چالشهای جدی روبهرو کرده است؛ سیستمی که طی حدود نیم قرن گذشته نقش کلیدی در تثبیت سلطه اقتصادی و مالی ایالات متحده بر اقتصاد جهانی ایفا کرده است.
بررسی روندهای جدید نشان میدهد درگیریها و رقابتهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه صرفاً یک بحران منطقهای نیست، بلکه نشانهای از تغییرات عمیقتر در نظم اقتصادی جهان است؛ نظمی که از دهه 1970 میلادی بر پایه دلار و تجارت نفت شکل گرفت و به آمریکا اجازه داد با استفاده از جایگاه دلار در بازار انرژی، نفوذ مالی گستردهای در سطح جهانی ایجاد کند.
پترودلار چگونه شکل گرفت؟
سیستم پترودلار بر یک سازوکار نسبتاً ساده اما بسیار مؤثر استوار بود. در این سیستم، نفت عمدتاً با دلار آمریکا قیمتگذاری و معامله میشد. به همین دلیل، کشورهای واردکننده انرژی برای خرید نفت ناچار به تأمین دلار بودند و در مقابل، کشورهای صادرکننده نفت نیز درآمدهای خود را به شکل داراییهای دلاری یا سرمایهگذاری در بازارهای مالی غرب نگهداری میکردند.
این چرخه مالی باعث شد دلار به ستون اصلی تجارت جهانی تبدیل شود و ایالات متحده بتواند از طریق کنترل شبکه مالی بینالمللی، قدرت اقتصادی و سیاسی خود را تقویت کند. در واقع، تقاضای دائمی برای دلار در تجارت نفت به واشنگتن اجازه داد کسریهای مالی خود را تأمین کرده و در عین حال نفوذ ژئوپلیتیکی گستردهای در اقتصاد جهانی داشته باشد.
خاورمیانه؛ قلب نظام انرژی و مالی جهان
خاورمیانه همواره نقشی فراتر از یک منطقه تولیدکننده نفت داشته است. این منطقه از سه منظر اهمیت راهبردی در اقتصاد جهانی دارد.
نخست، موقعیت جغرافیایی آن بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی است. مسیرهایی مانند تنگه هرمز و کانال سوئز حجم عظیمی از تجارت جهانی را کنترل میکنند و اتصال اقتصادهای آسیا، اروپا و آفریقا تا حد زیادی به این مسیرها وابسته است.
دوم، خاورمیانه همچنان یکی از مهمترین منابع انرژی جهان محسوب میشود. نفت و مشتقات آن نهتنها سوخت صنایع مدرن هستند، بلکه در تولید طیف گستردهای از محصولات صنعتی از جمله پلاستیک، مواد شیمیایی، کودهای کشاورزی و منسوجات نقش حیاتی دارند.
اما سومین و مهمترین بعد اهمیت این منطقه، نقش آن در تثبیت سیستم پترودلار بوده است. از دهه 1970 به بعد، صادرات نفت کشورهای خلیج فارس عمدتاً با دلار انجام میشد و همین موضوع به ایجاد چرخهای خودتقویتکننده در تقاضای جهانی برای دلار انجامید.
چرا سیستم پترودلار در حال تضعیف است؟
با وجود سلطه چند دههای پترودلار، اکنون چند تحول ساختاری این نظم مالی را به چالش کشیده است.
نخستین تحول، تغییر جایگاه ایالات متحده در بازار انرژی است. انقلاب نفت و گاز شیل در آمریکا باعث شد این کشور از بزرگترین واردکننده نفت به یکی از رقبای اصلی تولیدکنندگان انرژی تبدیل شود. در نتیجه، روابط سنتی میان واشنگتن و تولیدکنندگان نفت خلیج فارس دچار تغییر شده است.
دومین عامل، سیاستهای پولی انبساطی در اقتصاد آمریکا است. افزایش شدید نقدینگی از زمان بحران مالی جهانی و در سالهای اخیر، نگرانیهایی درباره ارزش بلندمدت دلار ایجاد کرده و برخی کشورهای صادرکننده نفت را نسبت به نگهداری داراییهای دلاری محتاطتر کرده است.
عامل سوم نیز روند جهانی گذار انرژی است. گسترش خودروهای برقی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و تغییرات فناوری این پیام را برای کشورهای نفتی ارسال کرده که نفت در بلندمدت ممکن است جایگاه فعلی خود را از دست بدهد؛ موضوعی که باعث شده بسیاری از کشورهای منطقه به دنبال تنوعبخشی به اقتصاد خود باشند.
شکاف در معامله امنیت در برابر نفت
یکی دیگر از پایههای پترودلار، توافق نانوشتهای بود که طی آن ایالات متحده امنیت کشورهای نفتی خلیج فارس را تضمین میکرد و در مقابل، این کشورها نیز فروش نفت خود را عمدتاً با دلار انجام میدادند.
اما تحولات سالهای اخیر نشان داده که این معادله امنیتی با تردیدهایی روبهرو شده است. بحرانهای منطقهای و تهدید مسیرهای کشتیرانی انرژی این پرسش را در میان برخی کشورهای منطقه ایجاد کرده که آیا چتر امنیتی آمریکا همچنان همان کارایی گذشته را دارد یا خیر.
با افزایش این تردیدها، انگیزه برخی کشورها برای تنوعبخشی به روابط اقتصادی و مالی نیز بیشتر شده است؛ مسئلهای که میتواند به تدریج انحصار دلار در تجارت انرژی را تضعیف کند.
ورود چین و تغییر معادلات ژئوپلیتیکی
در همین حال، چین با رویکردی متفاوت وارد معادلات منطقه شده است. برخلاف مدل سنتی آمریکا که بر ائتلافهای امنیتی و نظامی استوار بود، پکن تمرکز خود را بر توسعه زیرساختها، تجارت و همکاری اقتصادی قرار داده است.
پروژههایی مانند توسعه بنادر، شبکههای حملونقل، زیرساختهای مخابراتی و طرح «کمربند و جاده» بخشی از این استراتژی هستند که هدف آن تبدیل خاورمیانه به یک گره کلیدی در شبکه تجارت اوراسیا است.
در چنین مدلی، ثبات و همکاری اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا میکند و همین مسئله میتواند زمینهساز کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه باشد.
حرکت آرام به سوی بازار انرژی چندارزی
یکی از مهمترین پیامدهای این تحولات، تغییر تدریجی در ساختار ارزی تجارت انرژی است. در سالهای اخیر برخی معاملات انرژی با ارزهایی غیر از دلار، از جمله یوان چین یا ارزهای محلی، انجام شده است.
اگرچه این روند هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد، اما گسترش چنین معاملاتی میتواند به شکلگیری یک بازار انرژی چندارزی منجر شود؛ بازاری که در آن دلار دیگر تنها ارز مسلط نخواهد بود.
چنین تغییری در صورت تحقق، پیامدهای عمیقی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت؛ چرا که تقاضای جهانی برای دلار کاهش یافته و در نتیجه قدرت مالی ایالات متحده نیز ممکن است تضعیف شود.
پیامدهای راهبردی برای آمریکا
سلطه دلار در تجارت جهانی طی دهههای گذشته یکی از مهمترین ابزارهای قدرت اقتصادی آمریکا بوده است. این وضعیت به واشنگتن اجازه داده است کسریهای مالی خود را تأمین کرده و شبکهای گسترده از نفوذ اقتصادی در جهان ایجاد کند.
اما اگر سیستم پترودلار بهتدریج تضعیف شود، این مزیت راهبردی نیز کاهش خواهد یافت و ساختار قدرت اقتصادی جهانی ممکن است دچار تغییرات اساسی شود.
نظم جهانی در حال تغییر
در مجموع، تحولات خاورمیانه را نمیتوان صرفاً در چارچوب درگیریهای منطقهای تحلیل کرد. این منطقه اکنون به یکی از نقاط کانونی تغییر نظم اقتصادی و مالی جهان تبدیل شده است.
ناظران اقتصادی معتقدند اگر روندهای کنونی ادامه یابد، ممکن است در دهههای آینده شاهد شکلگیری یک معماری مالی جدید در اقتصاد جهانی باشیم؛ معماریای که در آن نقش دلار کاهش یافته و قدرت اقتصادی جهان بیش از گذشته به سمت شرق، بهویژه آسیا، حرکت کند.
انتهای پیام/