به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، رویای شوم سرنگونی انقلاب اسلامی ایران، بار دیگر در سد محکم اراده مردمی و اقتدار نظام در هم شکست. پس از جنایت بزدلانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در هدف قرار دادن رهبر شهید انقلاب اسلامی و ترور همزمان فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی کشور از جمله سردار موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سردار پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و سردار نصیرزاده وزیر دفاع محور آمریکایی-صهیونیستی بر این باور خام بود که با تکیه بر اغتشاشات 18 و 19 دیماه و انجام حملات هوایی برقآسا، شیرازه کشور از هم پاشیده و جمهوری اسلامی ایران ظرف 3 الی 4 روز سقوط خواهد کرد. اما تحولات میدانی، خط بطلانی بر تمام این پیشبینیها کشید.
با انتصاب بلافاصله رهبر جدید انقلاب اسلامی، انسجام کشور نه تنها از بین نرفت، بلکه در هفدهمین روز از نبرد تاریخی موسوم به «جنگ رمضان»، ماشین جنگی ایران کوبندهتر از همیشه در حال نبرد است. برخلاف ادعاهای رئیسجمهور تروریست آمریکا مبنی بر نابودی توان نظامی ایران، عملیات غرورآفرین «موج 55 ضربه سپاه»، تلآویو را با موشکهای خوشهای در هم کوبید. در سوی دیگر میدان، شاهرگ اقتصادی جهان یعنی تنگه هرمز توسط ایران مسدود شده و تلاشهای دستپاچه ترامپ برای بازگشایی آن، حتی با دست رد همپیمانان واشنگتن برای تشکیل ائتلاف مواجه شده است.
شیرانِ در خیابان و موشکورهای در پناهگاه
در گرماگرم این نبرد نابرابر، تفاوت عمیق و ماهوی دو جبهه عیان شد: تفاوت ملتی که از مرگ، زندگی میسازد با قومی که در لانههای زیرزمینی میخزد. در سرزمینهای اشغالی، با به صدا درآمدن آژیرهای ممتد خطر، میلیونها نفر با وحشتی افسارگسیخته به بیش از 1,000,000 پناهگاه عمومی و خصوصی (مَمَد) پناه میبرند و چون موشکور در تاریکی زمین پنهان میشوند. اما در ایران، آسمان که میغرد و بمب که میبارد، زمینِ خیابانها فرش زیر پای مردمی میشود که سینه ستبر کردهاند. مردم و مقامات ایرانی، شجاعت را نه در کلمات، که در کف خیابان مشق میکنند.
دستگاه دروغپردازی آمریکا در روزهای نخست مدعی شد که پس از حملات، تمامی مقامات ایرانی در تونلهای عمیق پنهان شدهاند. اما خونِ پاکِ رهبر شهید انقلاب، خط بطلان بر این دروغ بود. امامِ شهیدِ انقلاب اسلامی، نه در پناهگاههای زیرزمینی و نه در دژهای نفوذناپذیر، بلکه روی زمین، در دفتر کار همیشگی خود و پشت میز خدمت به شهادت رسید. ایشان پیش از این حادثه عظیم، تمامی اصرارهای امنیتی برای انتقال به پناهگاه را رد کرده و فرموده بودند: ما در کنار مردممان هستیم.
این روحیه، در کالبد تمامی ارکان نظام دمیده شد. با وجود تکرار ادعای پنهان شدن مقامات ایران از سوی آمریکا پیش از روز قدس، رئیسجمهور شجاع کشورمان در زیر بارش باران و با اندک حلقهی حفاظتی، به اقیانوس جمعیت پیوست، با مردم خوشوبش کرد و عکس یادگاری گرفت.
در سوی دیگر، حجتالاسلام محسنی اژهای، رئیس دستگاه قضا، کوهوار در میان مردم ایستاده بود. زمانی که در حین مصاحبه زنده با خبرنگار صدا و سیما انفجار مهیبی در نزدیکی ایشان رخ داد، بیآنکه حتی خم به ابرو بیاورد یا کلامش بلرزد، رو به دوربین گفت: این حملات ما و مردم را نمیترساند؛ ملت ایران ایستاده است. او حتی به محافظان خود دستور داد تا مسیر را در دل جمعیت ادامه دهند.
حضور بدون هراسِ علی لاریجانی، مقام عالی امنیتی کشور در این راهپیمایی نیز چنان سیلی محکمی بود که در تیترهای وحشتزده رسانههای عبری بازتاب داشت.
اسلامشهر؛ ضربانِ تندِ قلبِ یک حماسه در جنوب پایتخت
اگر میخواهید ریشه این شجاعتِ حاکمان را بیابید، باید به خاکی نگاه کنید که در آن روییدهاند: بسترِ بیبدیلِ مردم. از روز دوم جنگ، پدیدهای شگرف از ساعت 20 تا 22 هر شب، در خیابانهای کلانشهرها تا دورافتادهترین روستاها در حال رقم خوردن است. تجمعاتی که در دل تاریکی و همزمان با اوج حملات هوایی دشمن برگزار میشود، تحرکات کور ضدامنیتی را در نطفه خفه کرده است.
شهرستان اسلامشهر با جمعیتی نزدیک به 1 میلیون نفر، نماد بارز این خروش است. در شهرکهای پرجمعیتی چون واوان، مهدیه و زرافشان، خون مقاومت میجوشد. فیلمهای منتشر شده از شهرک «قائمیه» این شهرستان در شب گذشته، مو به تن سیخ میکند. بالغ بر 5 هزار نفر، زیر رگبار شدید باران، سیلابی از اراده را در خیابان به راه انداختهاند.
نقطه جوشش این چشمه، مسجد جامع «حسین بن علی (ع)» است؛ تنها مسجد شهرستان اسلامشهر که در اغتشاشات اخیر در آتش کینه اغتشاشگران کاملاً سوخت، اما چون ققنوس از خاکستر خود برخاست تا امروز، عمود خیمه ایستادگی در این منطقه باشد.
با حرکت جمعیت، تقابل زیبایی از جریانِ زندگی و نبضِ جنگ به چشم میخورد. دستفروشان و کاسبان حاشیه خیابان که بساط شب عید خود را پهن کردهاند، نه تنها از این حضور آشفته نمیشوند، بلکه با دود کردن اسفند، عطر دلدادگی را در زیر باران پراکنده میکنند. یکی از روحانیون خوشروی مسجد، دوشادوش صفوف مردم حرکت میکند و با مهر و لبخند، به کاسبان خسته خداقوت میگوید؛ تصویری که نشان میدهد دین و دنیای این مردم، در تار و پود هم تنیده شده است.
.
رودخانهای که از جویبارِ کوچهها جان میگیرد
در طول مسیر و عبور از سه میدان اصلی شهرک، صحنههایی خلق میشود که در هیچ کجای تاریخ یافتنی نیست. سالمندانی که پاهایشان یاری قدم زدن در کل مسیر را نمیدهد، چون جویبارهایی کوچک در سرِ کوچههای خود ایستادهاند تا به این رودِ خروشان بپیوندند. آنها با مشتهای گرهکرده و طنین «الله اکبر» و «خامنهای رهبر»، عصای لرزان خود را به ستون محکم انقلاب تکیه دادهاند.
در میانه میدان، شعاردهنده مراسم با درایتی مثالزدنی، آب بر آتش هرگونه تفرقه میریزد. او در میان فریادهای «ابوالفضل علمدار، خامنهای نگهدار»، با صدایی رسا میگوید: در این روزها باید از رفتارهای تحریککننده بپرهیزیم و هیجان خود را کنترل کنیم. چه طیفی که با من موافق است و چه مخالف، همه ایرانی هستیم و تفکر هرکس برای خودش محترم است. تنها کسی که از هیجانِ کاذب و تفرقه سود میبرد، آمریکا و اسرائیل است؛ بیایید آنها را در حسرتِ شکافِ میان خود بگذاریم.
.
به دنبال این سخنانِ وحدتبخش، غریو «ایران قهرمان، اتحاد اتحاد» و «ایران با غیرت، اتحاد اتحاد» آسمان بارانی را میشکافد. پخش مداحی حماسی حاج مهدی رسولی (تو رستم تهمتنی بزن که خوب میزنی…) خون در رگها به جوش میآورد و استقبال پرشور بانوان حاضر، شکوه این قاب را دوچندان میکند. چشم این مردم قدرشناس، زحمات شبانهروزی حافظان امنیت را نیز میبیند؛ هرجا نیروی انتظامی به چشم میخورد، فریاد «نیروی انتظامی، تشکر تشکر» مرهمی بر خستگیهای آنان میشود.
.
مراسم در نهایت، باز هم در مقابل همان مسجدِ سوخته اما سرافراز، با دعای استغاثه به امام زمان (عج) پایان مییابد. قطرات باران با اشکهای مردمی که دست به دعا برداشتهاند درمیآمیزد، اما حتی پس از اتمام مراسم، دلهای بیقرارِ این جمعیت، ساعتها خیابان را رها نمیکند.
.
آقای جنایتکار! کابوسهایت را با «هوش مصنوعی» روتوش نکن!
با تماشای این دریای بیکران مردم پرشور، یاد هذیانگوییهای امروز رئیسجمهور تروریست آمریکا میافتیم. پیرمردِ متوهم کاخ سفید که از دیدن این موجِ بیداری در دل بمباران به مرز جنون رسیده، در رسانهها التماس میکند که: "این تجمعات از جمله تجمع روز قدس، ساخته هوش مصنوعی است!"
آقای ترامپ! هوش مصنوعی، این قدمهای استوارِ زیر باران و این سینههای سپر شده در برابر موشکهای شما نیست. هوش مصنوعی، تصاویری است که این روزها از شریک جرم جنایتکارتان، نتانیاهو، مخابره میکنید.
همان سردسته باند فاسد «جفری اپستین» که در کمال بُزدلی، روزهاست به لانههای موش پناه برده و خبری از جسم زندهاش نیست! ویدیوهای بیروح و سراسر پیکسلیِ منتشر شده از او که دادِ منابع عبری را هم درآورده، نشان از آن دارد که این جنایتکارِ کودککش، یا از شدتِ رعشه ترس در عمیقترین سوراخهای تلاویو دفن شده و یا مدتهاست که به درک واصل شده و شما با «هوش مصنوعی» قصد دارید جسد متعفن او را در افکار عمومی زنده نگه دارید.
حقیقتِ میدان این است: عروسکهای خیمهشببازی شما در تلآویو با هوش مصنوعی و آژیرهای ممتد نفس میکشند، اما ایرانِ ما، با خون، باران، شجاعت و قدمهای مردمی زنده است که خیابانها را به قتلگاهِ آرزوهای شوم شما تبدیل کردهاند.
انتهای پیام/