به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، هدف از شروع جنگ آمریکا علیه ایران چه بود؟ پاسخ به این سؤال بسته به اینکه چه روزی آن را از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بپرسید، متفاوت است. روز شنبه 9 اسفند 1404، او از «عملیات نظامی بزرگ» برای جلوگیری از سلاح هستهای سخن گفت. اما چند روز بعد، این جنگ را که کل جهان را تحت تأثیر قرار داده به یک «سفر کوتاه» تقلیل داد تا از بار مسئولیت فرار کند.
تناقضگویی و رویکرد زیگزاگی ترامپ دیگر راهبردی برای سردرگم کردن دشمن نیست. او دارد نشان میدهد دولتش دچار فقدان یک استراتژی منسجم در سطوح کلان امنیت ملی است. وقتی ترامپ در نشست خبری دورالِ فلوریدا، در پاسخ به سؤالی درباره تضاد حرفهایش با پنتاگون، با نگاهی لغزان میگوید: «فکر میکنم میتوان گفت هر دو [درست است]»، این موضوع به اوج خودش میرسد.
جاناتان آلتر، مورخ آمریکایی اشاره میکند که ترامپ یک «عامل ایجاد آشوب» است که افق دیدش از چرخه خبری بعدی فراتر نمیرود. روزنامه گاردین نیز در این باره نوشته است که ترامپ سنتهای رؤسایجمهور پیشین را به کلی کنار گذاشته است. برخلاف جورج واشنگتن که «مظهر انضباط نظامی» بود، یا آبراهام لینکلن که «با سخنرانی گتیزبورگ روح ملی را در میانه جنگ داخلی جلا داد» و یا فرانکلین روزولت که با «گفتوگوهای کنار شومینه به ملت آرامش میبخشید»، ترامپ معلوم نیست چه میکند!
منتقدان آمریکایی میگویند ترامپ جنگ را به یک «پلتفرم دیجیتال ارزانقیمت» تبدیل کرده است. کاخ سفیدِ او ویدئوهایی منتشر میکند که در آن تصاویر انفجارهای واقعی با صحنههای بازیهای ویدئویی و کلیپهای ورزشی ترکیب شده است. او حتی در مراسم انتقال جسد سربازان آمریکایی، کلاه بیسبال «USA» سفیدرنگ روی سرش میگذارد و محکمترین لگد تاریخ را به وقار ریاستجمهوری آمریکازده است.
«جنگ تمام شده» یا «تازه اول کار است»؟
در جهانبینی ترامپ، زمان مفهومی است که با هر توییت یا سخنرانی فیالبداهه بازتعریف میشود. او با تغییر مداوم خط زمانی جنگ، در واقع در حال انجام یک عملیات روانی علیه ملت خود است تا از پاسخگویی فرار کند.
طی روزهای اخیر، ترامپ در تماس با سیبیاس مدعی شد: «فکر میکنم جنگ تقریباً کاملاً تمام شده است.» همان روز پنتاگون در بیانیهای رسمی در شبکه ایکس اعلام کرد: «این تازه آغاز کار است. تا پایان مأموریت متوقف نخواهیم شد... ما تازه شروع به جنگیدن کردهایم.» یک روز بعد ترامپ در کنتاکی با اطمینان فریاد زد: «ما پیروز شدیم. در همان ساعت اول، کار تمام شد.» اما لحظاتی بعد، با چرخشی 180 درجهای گفت: «ما که نمیخواهیم زود برویم، درست است؟ باید کار را تمام کنیم.»
این پارادوکس روز 22 اسفند به اوج رسید؛ زمانی که پیت هگست، وزیر جنگ، اعلام کرد: «امروز شاهد بالاترین حجم حملات و بمبارانها بر فراز آسمان تهران خواهیم بود؛ روندی که فقط رو به افزایش است.» این تناقض بین «پیروزی در ساعت اول» و «افزایش بیسابقه حملات در هفته سوم»، نشاندهنده شکافی عمیق میان واقعیتهای میدانی و توهمات رئیسجمهور آمریکا است. تلگراف درباره این موضوع نوشته است که «چرا خودشان یک چیز میگویند و چیز دیگری به هگست میدهند که بگوید.» این روزنامه به نقل از منبعی در کاخ سفید مدعی شده که این ممکن است تله ترامپ برای هگست باشد تا او را کنار بگذارد.
جانسا گلدبک، کهنهسرباز تفنگداران دریایی، تأکید میکند که این پیامهای متضاد، روحیه نیروهایی را که در معرض خطر هستند ویران کرده و اراده آمریکا را در چشم جهان به لرزه درآورده است. تناقضات ترامپ اما فقط در این حوزه محدود نمیشود و اهداف جنگ نیز هر روز تغییر میکنند.
تغییر ماهیت به سمت استعمار نوین
بخش دیگری از این تناقض در توییتهای اخیر ترامپ روشن شد. جایی که او با حروف بزرگ نوشت: «هیچ توافقی در کار نخواهد بود مگر تسلیم بدون قید و شرط» این عبارت، جنگی را که به ادعای مارکو روبیو یک «اقدام پیشدستانه دفاعی» برای جلوگیری از حملات موشکی بود، به یک جنگ تمامعیار برای نابودی کامل یک حاکمیت ملی تبدیل کرد. متیو هو، تحلیلگر و کهنهسرباز، معتقد است که این تعیین نکردن هدف روشن، راهی برای فرار از پاسخگویی است؛ چراکه وقتی هدفی وجود ندارد، شکست هم معنایی نخواهد داشت. علاوهبر این، ترامپ در جنگ دوازده روزه نیز چنین ادعایی کرده بود.
توهم انتخاب رهبری
در یکی از متوهمانهترین لفاظیهای تاریخ، ترامپ مدعی شد که پس از تسلیم، او و متحدانش در «انتخاب رهبران عالی و قابل قبول» برای ایران نقش خواهند داشت.
با این حال فرایند انتخاب رهبری و مدیریت سیاسی در ایران، بدون کوچکترین اعتنا یا تأثیرپذیری از توییتهای ترامپ، طبق روالهای داخلی پیش رفت و رئیسجمهور آمریکا را در یک بنبست بیعملی مطلق رها کرد.
ترامپ دست به دامان چین شد!
ترامپ در روزهای اخیر حتی دست به دامان چین، فرانسه، ژاپن، کره جنوبی و انگلیس هم شده و درخواست کرده آنها کشتیهای جنگی خود را برای حفاظت از نفتکشها و باز کردن تنگه هرمز به منطقه اعزام کنند. این درخواست در حالی مطرح شد که او همزمان مدعی شده بود آمریکا «ایران را شکست داده و به طور کامل نابود کرده است». هیچکدام از کشورها اما ریسک همکاری با یک دولت متناقض را برای بازکردن تنگه هرمز نپذیرفتهاند.
ژاپن اعلام کرده «اعزام کشتیهای جنگی به تنگه هرمز، با مانع بزرگی روبهروست». فرانسه گفته «ما هیچ کشتی جنگی را به تنگه هرمز ارسال نخواهیم کرد.» چین نیز تأکید کرده است که «ما به عنوان یک دوست صمیمی کشورهای خاورمیانه، نقشی سازنده برای کاهش تنش و احیای صلح ایفا خواهیم کرد.» کره جنوبی هم با تردید گفته این موضوع را بررسی خواهد کرد.
یک بام و دوهوای ناو انگلیسی
در ادامه این ماجرا، گزارشهایی درباره اعزام ده کشتی جنگی فرانسه به منطقه منتشر شد؛ اما دولت فرانسه این موضوع را به طور کامل تکذیب و اعلام کرد ناو هواپیمابر این کشور در شرق مدیترانه باقی خواهد ماند و مأموریت آن صرفاً دفاعی است.
همزمان، ترامپ در پیامی دیگر در شبکه اجتماعی تروث سوشال به شکل عجیبی از احتمال اعزام ناوهای انگلیسی سخن گفت، اما بلافاصله نوشت که ایالات متحده دیگر به این ناوها نیازی ندارد و «به کسانی که بعد از پیروزی وارد جنگ میشوند احتیاجی نیست». این موضع در حالی بیان شد که ساعاتی پیش از آن خود او از متحدان خواسته بود برای تأمین امنیت کشتیرانی وارد عمل شوند. در این شرایط حتی نزدیکترین شرکای آمریکا نیز ترجیح میدهند در شرایطی که پیامهای کاخ سفید شفاف نیست، وارد یک درگیری پرهزینه و نامشخص نشوند.
پارادوکس نابودی و درخواست عاجزانه برای کمک
ترامپ برای مهار بحرانهای داخلی و آرام کردن بازار انرژی، به تاکتیک «اغراق بیمارگونه» روی آورده است. او در حالی مدعی شد که «توان نظامی ایران را بهصورت کامل نابود کردیم» که شواهد میدانی، تصویری کاملاً متفاوت را ترسیم میکردند. طی روزهای جاری نهتنها توان ایران کم نشده که به دلیل فرسایش توان پدافندی دشمن، نرخ اصابتها بیشتر نیز شده است.
بزرگترین کمدی این جنگ زمانی رقم خورد که ترامپ در همان متنی که ادعای نابودی کامل ایران را مطرح میکرد، از چین، انگلیس و فرانسه التماس کرد تا برای باز کردن تنگه هرمز به کمک آمریکا بیایند. اگر دشمن نابود شده است، پس درخواست کمک جهانی برای مقابله با پهپادها و موشکهای همان دشمن چه معنایی دارد؟
واقعیت این است که تنگه هرمز همچنان بسته مانده و 20 درصد نفت جهان در گروی اراده ایران است. ترامپ در تلهای که خود ساخته، اسیر شده است. قیمت نفت برنت هر لحظه قابلیت انفجار دارد؛ گزارشها حاکی از آن است که وزارت خزانهداری آمریکا با «تقلب و دستکاری» در بازارهای انرژی، سعی دارد به طور مصنوعی جلوی انفجار قیمتها را بگیرد. ترامپ از سویی ایران را نابود شده میخواند و از سوی دیگر اعتراف میکند که «ایرانیها انسانهای سختی هستند» و همچنان به پرتاب پهپاد ادامه میدهند. این رفتارهای متناقض، متحدان سنتی را به مرز انفجار رسانده است.
ترامپ علیه همه؛ همه علیه ترامپ
سیاستهای «فرمانده آشوب» نه تنها در داخل با مخالفت 54 درصدی مواجه شده، بلکه متحدان کلیدی ناتو را نیز منزوی کرده است. تهدید پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، به قطع تجارت و برخورد تند با کییر استارمر، نخستوزیر انگلیس، نشاندهنده این است که ترامپ در حال ضربه زدن به چندین جبهه همزمان است؛ جبهه نظامی با ایران و جبهه دیپلماتیک با متحدان. ترامپ با الگوبرداری ناشیانه از نظریه «مرد دیوانه» ریچارد نیکسون، تصور میکند که غیرقابل پیشبینی بودن به او قدرت میدهد.
ترامپ در تلهای که خود در تنگه هرمز ساخته، گرفتار شده است. تصویر نهایی او، تصویر رهبری است که لفاظی را جایگزین واقعیت کرده و در حالی که ادعای پیروزی صد در درصدی دارد، چشمانش از ترس قیمتهای جهانی نفت و انزوای سیاسی، به هر سو میدود. او بیش از هر زمان دیگری تبدیل به مردی شده که نه تنها متحدان و دشمنان، بلکه اطرافیان خودش هم نمیتوانند روی حرف او حساب کنند.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/