به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، شبکه المیادین در ادامه تحلیلهای خود درباره جنگ کنونی میان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، به بررسی ابعاد و تاثیرات این جنگ در کوتاه مدت و بلند مدت و اینکه ایران چگونه ورق را بار دیگر به نفع محور مقاومت در منطقه برگرداند، پرداخته که شرح آن به شکل زیر است.
شکست سریع اهداف تجاوز آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران
تأثیر و اثربخشی حمله خائنانه اسرائیل و آمریکا که جمهوری اسلامی ایران را در صبح 28 ماه فوریه هدف قرار داد، قابل دست کم گرفتن نیست. همچنین نمیتوان بزرگی خساراتی را که ایران در آن صبح خونین متحمل شد، انکار یا پنهان کرد و در صدر این خسارات، شهادت امام سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، ولی فقیه و ناخدای کشتی مردم و نظام ایران و همه آزادگان، برای بیش از چهار دهه و نیم بود.
روشن است که هدف اصلی جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، سرنگونی نظام اسلامی، به دست گرفتن کامل زمام قدرت و تبدیل این جمهوری عزیز و قدرتمند به یک رژیم مطیع و تسلیم اراده آمریکا و اسرائیل بود؛ همانطور که در مورد اکثر رژیمهای منطقه نیز صادق است. این جنگ ناعادلانه، همسویی کامل کشورهای عربی منطقه با محور شرارت و در واقع، تبدیل شدن آنها به سپری برای محافظت از رژیم صهیونیستی سرکش را آشکار کرد.
ایالات متحده، تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ، علاوه بر تلاش برای سرنگونی نظام اسلامی در ایران، که از زمان انقلاب به سرسختترین دشمن اسرائیل، ایالات متحده و سایر اعضای «محور شرارت» تبدیل شده و اکنون عملاً تنها حامی نیروهای مقاومت در منطقه است، به عنوان بخشی از اهداف جنگ، به دنبال کنترل نفت، گاز و سایر منابع ایران نیز بود؛ یعنی همان کاری که با ونزوئلا انجام داد و قصد دارد در سایر نقاط جهان نیز انجام دهد.
علاوه بر این، تلاشی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ترسیم مجدد نقشه ژئوپلیتیک منطقه وجود دارد تا اسرائیل را به تنها حاکم منطقه تبدیل کند و همه کشورها را مطیع این رژیم سازد.
جمهوری اسلامی ایران از زمان پیروزی انقلاب مانند پرندهای تنها در میان انواع مشکلات و بحرانها قرار داشته و آمریکا و متحدانش از سالهای طولانی با انواع توطئهها از جمله تحرکات خرابکارانه در داخل ایران به دنبال فرصتی برای جنگ گسترده و از بین بردن نظام این کشور بودهاند.
بنابراین اگر مقاومت شگفتانگیز نظام اسلامی و حمایت مردم ایران نبود، این بحرانها، کشور را به یک جنگ داخلی ویرانگر فرو میبرد. دشمنان جمهوری اسلامی، که روی سقوط آن شرط بسته بودند، با تمام ابزارهای تبلیغاتی لازم، میلیونها دلار و سلاح گرم از، طرحهای آشوب حمایت کردند که در بسیاری از مناطق ایران برای کشتن پرسنل امنیتی و پلیس و حتی شهروندان عادی استفاده شد تا شعلههای فتنه و درگیری داخلی را شعلهورتر کند.
اما در مواجهه با همه اینها، جمهوری اسلامی ایران با تمام سازمانها و نهادهای خود، برنامههای از پیش آمادهشدهای را برای شکست فتنههای دشمن فعال کرد. این برنامهها بر انعطافپذیری تاکتیکی عظیمی متکی بودند که قادر به پاسخگویی به شرایط مختلف، حتی شرایطی که کشور، رهبر معظم و تعداد زیادی از فرماندهان نظامی و امنیتی خود را از دست داده بود، علاوه بر حملات به مراکز قدرت آن، بودند. این برنامهها بر اجرای سیاستهای مختلف کشور نظارت دارند و بخش عمدهای از ثباتی را که هر ملتی به آن نیاز دارد، فراهم میکنند.
ایران چگونه ابتکار عمل را دوباره به دست گرفت؟
علاوه بر این، جمهوری اسلامی ایران در جنگ کنونی موفق شده است ابتکار عمل را در بیشتر زمینهها به دست گیرد و از حالت دفاعی به حالت تهاجمی تغییر وضعیت دهد و دشمنان خود را در تنگنا قرار داده و گزینههای محدودی را برای آنها باقی گذاشته است.
جمهوری اسلامی ایران اکنون در خط مقدم نیروهای جهانی مخالف قدرتهای سلطهگر و استعماری قرار دارد. در سطح سیاسی، پس از آنکه ایالات متحده موفق شد بسیاری از کشورها را به بهانههای مختلف از جمله با زور و تهدید، به سمت موضع سختگیرانه خود علیه ایران سوق دهد، جمهوری اسلامی ایران از طریق منابع نظامی عظیم خود و قابلیتهای تولید داخلی، توانست کنترل درگیریهای شدید را دوباره به دست گیرد و علیرغم مقیاس تلفات و فداکاریهایش، جریان را به نفع خود تغییر دهد.
این امر برای دشمنان ایران و مقاومت و حتی بسیاری از حامیان و هوادارانش هم غافلگیرکننده بود. اختلاف در قدرت، عدم تعادل در تواناییها و حمله خائنانه و غیرمنتظرهای که به قلب نظام ضربه زد، بسیاری را به این باور رسانده بود که احتمال فروپاشی نظام ایران و فروپاشی نهادهای حاکم بر آن وجود دارد - حتی در عرض چند روز؛ همانطور که ترامپ دیوانه و ارباب او (اشاره به نتانیاهو)، جنایتکار جنگی تحت تعقیب دادگاه بینالمللی، که در تل آویو پنهان شده است، آرزویش را دارند.
با این حال، واکنش نظامی کیفی ایران که در این درگیری گسترش یافت و تمام پایگاههای آمریکایی در منطقه، به ویژه پایگاه مرکزی معروف به «اسرائیل»، و همچنین تمام مراکز امنیتی و اطلاعاتی و لانههای جاسوسی که گمان میرفت از دسترس اطلاعات ایران خارج باشند - به ویژه از آنجا که آنها در ساختمانهای مسکونی و برجهای بلند در بسیاری از کشورهای منطقه قرار داشتند- را هدف قرار داد، بسیار غافلگیرکننده بود.
عملیاتهای ایران حتی به هدف قرار دادن کشتیهای عظیم دریایی آمریکایی نیز گسترش یافت، که بازوی بلند آمریکا محسوب میشوند و کنترل تقریباً مطلق بر تمام آبراههای جهان را برای آن فراهم و از طریق آنها همه دشمنان و مخالفان خود را تهدید میکنند. اما حملات شدید ایران، کشتیها و ناوهای آمریکا را مجبور به عقبنشینی و فرار یا در بهترین حالت، تغییر موقعیت به دور از صدها کیلومتر از مرز ایران کرد.
تثبیت روایت تهران و شکست محسابات دشمن درباره فروپاشی داخلی در ایران
از نظر اقتصادی، ایران، با وجود اینکه بیش از چهل و هفت سال تحت تحریم فلجکننده بوده و حملات گستردهای را تحمل کرده است و دشمنان برخی منابع طبیعی، بنادر دریایی و حتی بسیاری از کارخانههای تولیدی حیاتی آن را هدف قرار دادهاند، موفق شده است بر چالشهای خود غلبه کند و تلاشها برای خفه کردن و تخلیه منابع خود را خنثی نماید. در واقع، حتی در بحبوحه تجاوز آمریکایی-صهیونیستی، ایران تولید نفت خود را فراتر از سطح قبل از جنگ افزایش داده و با موفقیت، مقادیر قابل توجهی نفت صادر کرده و دشمنان خود را به چالش کشیده است.
همچنین در جبههای موازی، ایران موفق شده است هزینه جنگ را برای دشمنان خود افزایش دهد و با زیرکی بینظیر، اکنون بیش از یک چهارم صادرات نفت و گاز جهان را کنترل میکند و با موفقیت، بسیاری از کشورها را مجبور کرده است که برای عبور نفتکشهای خود از تنگه حیاتی و استراتژیک هرمز درخواست اجازه کنند. همچنین با وجود تهدیدهای ترامپ برای باز کردن اجباری تنگه هرمز، از زمان آغاز جنگ، حتی یک نفتکش بدون تأیید قبلی سپاه پاسداران ایران از این تنگه عبور نکرده است.
در جبهه اقتصادی داخلی هم، ایران موفق شده است تمام نیازهای غذایی و دارویی مردم خود را تأمین کند. طبق گزارش رسانههای خارجی، هیچ کمبودی در بازارهای ایران ثبت نشده و هیچ نشانهای از فروپاشی اقتصادی، آنطور که دشمنانش امیدوار بودند، مشاهده نشده است. این امر تأثیر مثبتی بر کل مردم ایران داشته و اعتماد آنها را به نظام اسلامی و دولتشان تقویت کرده است؛ دولتی که با پشتکار برای رفع نیازهای آنها و فراهم کردن هر آنچه در این دوران سخت و حساس لازم است، تلاش میکند.
چشمانداز مهم رسانهای نیز شاهد یک تغییر کیفی و تعیینکننده بوده است. روایت ایران در مورد تجاوز جاری و حق ایران برای پاسخگویی، بسیار فراتر از روایتهای آمریکایی و اسرائیلی بوده است. با وجود اینکه دشمنان ایران صاحب اکثر امپراتوریهای رسانهای جهان هستند و از کانالهای تلویزیونی بزرگ، از جمله کانالهای تلویزیونی عربی، حمایت دریافت میکند، اما این کانالها به میزان بیسابقهای فاقد اعتبارشدهاند.
این امر باعث شده است که بسیاری از برجستهترین روزنامهنگاران جهان، به همراه میلیونها نفر در رسانههای اجتماعی، ترامپ و متحد خودشیفته او در تلآویو (نتانیاهو) را دروغگو بنامند. اکثر اظهارات آمریکاییها و صهیونیستها، همراه با اظهارات سخنگویان نظامی و سیاسی آنها، حتی در رسانههای خودشان بسیار بحثبرانگیز بوده و به سوژهای برای تمسخر و استهزا تبدیل شده است.
در مقابل، رسانهها و سخنگویان ایرانی، به ویژه پس از آنکه رویدادهای متعدد، صحت روایتهای آنها را ثابت کرد و سطح بالای اعتماد و شفافیت آنها را نشان داد، از اعتبار بالایی نه تنها در داخل کشور بلکه در سطح بینالمللی برخوردار شدهاند. این شفافیت به آنها اجازه میدهد تا آشکارا به خساراتی که متحمل شدهاند هم اذعان کنند؛ در حالی که طرف مقابل (آمریکاییها و صهیونیستها) ساکت ماندهاند و پشت روایتهای متناقض پنهان میشوند، و اغلب حتی فاقد ابتداییترین حرفهایگری و بیطرفی هستند.
علاوه بر آن، ایران در جبهههای دیگر نیز ابتکار عمل را به دست گرفته است، مانند کنترل آشوب داخلی که توسط دشمنان برای سرنگونی نظام مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود. بعد از آغاز این جنگ، درحالی که دشمنان روی آشوب داخلی و ورود اغتشاشگران و تروریستها به خیابانها حساب زیادی باز کرده بودند، ملت ایران برای حمایت از نظام و انقلاب و رهبر جدید خود به خیابانها آمدهاند و از ابتدای جنگ حتی یک شب هم عرصه را خالی نکردهاند.
بنابراین متجاوزانی که با ترور پدر ملت ایران (شهید امام خامنهای) به دنبال قطع همکاری بین نهاد مذهبی و سیاسی و مردم بودند، در عوض، ناخواسته این همکاری را تقویت کرده و تمام توهمات دشمنان انقلاب، چه در داخل و چه در خارج، را در هم شکستند.
ایران ورق را به نفع محور مقاومت برگرداند
اما بازپسگیری ابتکار عمل تنها به جمهوری اسلامی ایران محدود نشد، بلکه به سایر جبهههای مقاومت، بهویژه در لبنان و عراق، نیز گسترش یافت. برخی معتقد بودند که این جبههها برای التیام زخمهای خود و تجدید قوا پس از متحمل شدن خسارات، بهویژه خسارات وارده به حزبالله در لبنان، عقبنشینی کردهاند. با این حال، این حزب قدرتمند و تأثیرگذار، مانند گروههای مقاومت اسلامی در عراق، با قدرتی غیرمنتظره بازگشت و همه، بهویژه دشمن اسرائیلی را غافلگیر کرد.
دشمن به اشتباه تصور میکرد که بزرگترین ضربه تاریخ خود را به حزبالله وارد کرده است، همانطور که نتانیاهوی جنایتکار تبلیغ میکرد. اما حزبالله حتی هواداران و تحسینکنندگان خود را که بهویژه پس از سلسله حملات بیپاسخ اسرائیل در طول سال گذشته، دچار ناامیدی شده بودند، غافلگیر کرد. عدم پاسخ حزبالله به تجاوزات صهیونیستها طی یک سال گذشته، این تصور را ایجاد کرده بود که حزبالله قدرت خود را از دست داده و تمایلی یا توانایی مقابله مجدد با دشمن صهیونیستی را ندارد.
با این حال، آنچه از زمان پیوستن حزبالله به نبرد علیه دشمن جنایتکار رخ داده و دستاوردهای چشمگیری که این جنبش به دست آورده، ورق را برگردانده و تصویر وارونه شده است و روایت قبلی اسرائیل را که مورد استقبال دشمنان حزب الله و مقاومت در داخل و خارج از لبنان قرار گرفته بود، کاملاً تضعیف میکند.
در هر صورت، پس از گذشت بیش از دو هفته از آغاز عملیات «وعده صادق 4» ایران در پاسخ به جنایات دشمنان، و پس از آنکه حزبالله در لبنان به آن پیوست، همه احتمالات، باز به نظر میرسند. بنابراین مرحله بعدی بسیار حساس و پیچیده به نظر میرسد و منطقه و شاید جهان آماده رویدادهای چشمگیر و تغییرات ژئوپلیتیکی است که برخی از پیامدهای آن حتی ممکن است به بحرانهای بینالمللی و تحولات جهانی منجر شود.
با این حال، تنها نکته ثابت در تمام اتفاقاتی که میافتد این است که دشمنان امت اسلامی، دشوارترین مسیر را برای رسیدن به هدف خود انتخاب کردهاند و مسیری مملو از خطرات فراوان را در پیش گرفتهاند، فریب قدرت بیش از حد را خوردهاند و دچار خودبزرگبینی شدهاند.
محاسبات میدانی دشمنان با محاسبات نیروهای مقاومت و مبارزهطلبی که هرگز یک ببر کاغذی یا توهمی که با اولین آزمایش از بین میرود، نبودند، بلکه ساختاری یکپارچه از اراده و عزم، و پایداری بر اصول هستند و قبل از همه اینها، از اعتقاد عمیق به حقانیت آرمان خود و مشروعیت اهدافشان برخوردارند، کاملا متفاوت بوده و نتایج آن را در روند جنگ کنونی میان حق و باطل و افتادن ابتکار عمل در دست جبهه حق و مقاومت میبینیم.
انتهای پیام/