به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تقویم روزگار ما گاه لحظاتی ثبت میشوند که از مدار زمان تقویمی و روزمرگی خارج شده و به تجلیگاه عیار روح یک ملت بدل میگردند. بیست و سومین روز از ماه مبارک رمضان امسال مصادف با روز قدس و در چهاردهمین منزلگاه از نبرد تاریخی ما با دشمن کینهتوز آمریکایی و صهیونیستی دقیقاً یکی از همین بزنگاههای شگرف بود که آیندگان دربارهی عظمت آن بسیار سخن خواهند گفت. تهرانی که هنوز عطر مناجات شبانگاهی و زمزمهی ملکوتی العفوهای شب قدر را در سینهی فراخ خود حبس کرده بود ناگهان با یکی از بیسابقهترین و مهیبترین هجومهای تاریخ خویش مواجه شد. در آستانهی قدسی که سیاهی شب پر راز آرامآرام به سپیدی فجر گره میخورد، آسمان شهر به غرش پرتابههایی لرزید که بنا بود خواب و بیداری این مردم را به کابوسی وحشت زا بدل کنند. لرزش عمیق دیوارها و خانهها تنها یک ارتعاش فیزیکی نبود بلکه آزمونی سهمگین بود برای سنجش طمأنینهی قلوب مردمی که ساعتها پیش از آن خسته از تعلقات خاکی، دستهای نیاز خود را تا بیکران اجابت الهی بالا برده بودند. انفجارهای مهیب و پیاپی در گوشهگوشهی پایتخت آنهم با بمبهایی که شاید نامهای هراسآوری چون سنگرشکن بر آنها نهاده باشند و پیشتر شبیهش را حس نکرده بودیم سکوت سحرگاهان را میدرید تا آرامش مردمان خلوتگزیده و روزهدار را به یغما ببرد.
منطق تاریک ماشین جنگی خصم و ذات مستکبر شیطان همواره بر پایهی تولید رعب و درهمشکستن ارادهها از طریق نمایش عریان خشونت استوار است. شیطان در مقام کینهتوزی تاب تماشای آن دستهای دعایی را نداشت که دیشب زیر سقف آسمان معادلات باطل او را بر هم زده بودند و دشمن گمان میبرد با فرو ریختن کوهی از آهن و آتش میتواند بذر یأس و هراس را در دلهایی بکارد که به تازگی در چشمه سار شب قدر تطهیر شدهاند اما این محاسبه گرفتار یک خطای بنیادین و یک نقصان بزرگ بود و شیطان در برابر طرحِ شکوهمند و ارادهی قاهر الهی ماهیتاً هیچ است. خصم نمیدانست قلبی که در مقام عبودیت به تکیهگاه استوار حیّ قیّوم پیوند خورده است و دیگر هرگز در تسخیرِ وحشت زمینیان درنمیآید. پروردگاری که بنا بر نص صریح کلامش لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ نه چرتی او را فرامیگیرد و نه خوابی در کالبد بندگان مؤمنش نیز بیداری و هوشیاری مدام را به ودیعه نهاده است و از این رو غرش بمبها به جای آن که پریشانی بیافریند به شیپور بیداری جانهایی بدل شد که مکر خصم را در پیشگاه تقدیر الهی ناچیز میشمردند و شیطان خواست با بلندترین صداها این ملت را بترساند اما ناخواسته آنها را برای حماسهای بس بزرگتر بیدار کرد تا مصداق عینیِ این حقیقت باشند که مکر تاریک بدخواهان همواره بخشی حقیر در حصار مکر روشن و برتر خداوند است: و آن والله خیر الماکرین.
اما تجلی نهایی و بینظیر شکوه این مردم را باید در ظهر همان روز شگفت انگیز جستجو کرد آن چه در خیابانهای سرد و بارانخوردهی تهران نمایان شد فراتر از توان توصیف تمام کلمات و متون بود. خیابانها مملو از سیل خروشان جمعیتی بود که در روزی آبستن خطر چنان با وقار و صلابت گام برمیداشتند که گویی مرگ واژهای بیگانه و رنگباخته است. اوج این حماسهی خاموش و در عین حال پرخروش زمانی رقم خورد که همزمان با طنینِ ملکوتی اذان ظهر، کینهی کور شیطان دندان خشم بر هم سابید و مسیر حرکت این دریای انسانی به صورت مستقیم هدف بمباران قرار گرفت. در قاموس نبردها و در رفتارشناسی تودهها صدای انفجارهای مهیب در مجاورت جمعیت بلافاصله مترادف با هراس، فرار و از همگسیختگی است اما در اینجا معجزهای از جنس یقین خالص در حال وقوع بود، بمبها با تمام قساوتشان فرو ریختند اما انگار نه انگار، چشم تاریخ با بُهت و حیرت نظارهگر بود که در میانهی دود و صدای انفجار حتی یک نفر سر خود را به نشانهی ترس به عقب برنگرداند هیچ گامی سست نشد و هیچ صفّی از هم نگسست و در آن لحظهی ناب تنها چیزی که در آسمان شهر اوج گرفت گره محکمتر مشتها و طنین تکبیرهایی بود که با قدرتی ماورایی صدای بمبها را در خود بلعیدند و حقارت آنها را به رخ کشیدند و آن جا بود که در مقام یک ناظر با تمام سلولهای وجودم حس کردم که وقتی سلاحها و بمبهای مرگبار به میدان میآیند در برابر عظمت و صلابت بیانتهای این ارادهها چقدر زبونانه کم میآورند. آسمان میبارید و قطرات باران بر سر و روی مردمان روزهدار و مقاوم میبارید و دیگر لطافت یک پدیدهی طبیعی صرف را نداشت و این قطرات گویی تجسم نم نم لبخند فرشتگانی بود که با شوق از آسمان رحمت بر زمین میبارید تا غبار خستگی شب زندهداری و دود ناشی از کینهتوزی شیاطین را از چهرهی مصمم این شهر بشوید.
این مردم با ایستادگی بینظیر خویش در آن روز تاریخی نه تنها از حریم عقیدتی خود دفاع کردند بلکه آبروی انسان را در پیشگاه کائنات خریدند و آنها به جهان خسته و مادی زده ثابت کردند که وقتی جان آدمی به سرچشمهی لایزال نور و حقیقت متصل شود هیچ تاریکی و آهنی یارای مقابله با آن را نخواهد داشت. امروز ما هستیم و میراث این شکوه بیبدیل و ماییم و رسالت روایت روزی که ترس در برابر شجاعت زانو زد و مرگ مقهور ارادهی زندگی مؤمنانه شد، روزی که تا ابد در حافظهی روشن زمان به عنوان نقطهی درخشان غلبهی خون بر شمشیر و استیصال آهن در برابر ایمان، جاودانه باقی خواهد ماند.
انتهای پیام/