به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تاریخ جوامع چندمذهبی، گاهی مهمترین دستاورد یک نظام سیاسی نه آن چیزی است که آشکارا دیده میشود، بلکه بحرانهایی است که اساساً رخ ندادهاند. بسیاری از کشورها با تنوع مذهبی، تنها با یک تحریک کوچک به میدان درگیریهای فرقهای کشیده شدهاند؛ نزاعهایی که گاه دههها ادامه یافته و بنیان اجتماعی آن کشورها را متزلزل کرده است. در چنین فضایی، تجربه ایران در چهار دهه اخیر پدیدهای قابل تأمل است. کشوری با تنوع مذهبی قابل توجه، اما بدون درگیریهای گسترده فرقهای. فهم این وضعیت، بدون توجه به نقش سیوهفت ساله زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی ممکن نیست.
وحدت میان شیعه و سنّی البته موضوع تازهای در تاریخ اسلام نیست. در دورههای مختلف، عالمان مسلمان برای جلوگیری از درگیریهای مذهبی و سوءاستفاده دشمنان بر ضرورت همزیستی تأکید کردهاند. با این حال، در بسیاری از موارد این وحدت بیشتر رنگ و بوی مصلحت داشت؛ نوعی مدارا در عرصه عمومی برای جلوگیری از تنشهای آشکار. به تعبیر دیگر، گاه این همزیستی بیشتر یک تدبیر مقطعی بود تا یک باور ریشهدار.
آنچه در دوران سیوهفت ساله زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت، تفاوتی اساسی با این تجربهها داشت. در این نگاه، احترام به مقدسات مذاهب اسلامی و پرهیز از اهانت به باورهای اهلسنّت صرفاً یک تاکتیک سیاسی برای عبور از شرایط خاص تلقی نمیشد، بلکه به عنوان یک اصل دینی و اخلاقی مورد تأکید قرار گرفت. همین نگاه بود که باعث شد فتوای حرمت توهین به مقدسات اهلسنّت نه یک موضع موقت سیاسی، بلکه نشانهای از یک باور عمیق تلقی شود.
نشانههای این رویکرد را میتوان در رفتارها و حساسیتهای اجتماعی نیز مشاهده کرد. در برخی روایتها از سفرهای استانی، بهویژه در مناطق اهلسنّتنشین، این دقت دیده میشود که چگونه تلاش شده است احساسات مذهبی مردم با احترام کامل مورد توجه قرار گیرد. در یکی از این روایتها از سفر به سیستان و بلوچستان نقل شده است که هنگام بازدید از مقبره شهدای گمنام، این پرسش مطرح شد که آیا شرایط این مکان به گونهای فراهم شده است که اهلسنّت نیز بتوانند به راحتی در آن حضور پیدا کنند. شاید این پرسش در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در واقع نشاندهنده توجهی عمیق به مسئله همزیستی مذهبی است؛ توجهی که از سطح شعار فراتر رفته و به حساسیتهای واقعی اجتماعی تبدیل شده است.
در طول این سیوهفت سال، ایران در منطقهای قرار داشت که بسیاری از کشورهای آن گرفتار تنشها و جنگهای فرقهای شدند. تحریک گسلهای مذهبی یکی از ابزارهای شناختهشده در جنگهای سیاسی و رسانهای بود و در مواردی تلاشهایی نیز برای ایجاد چنین شکافهایی در ایران صورت گرفت. با این حال، این تلاشها هیچگاه نتوانستند جامعه را به سمت نزاعهای گسترده مذهبی سوق دهند. بخشی از این واقعیت را باید در سیاستی جستوجو کرد که بر حفظ احترام متقابل و جلوگیری از تبدیل اختلافات مذهبی به منازعه اجتماعی تأکید داشت.
به همین دلیل است که امروز وقتی به گذشته نگاه میکنیم، شاید آرامش مذهبی موجود در جامعه امری بدیهی به نظر برسد. اما واقعیت این است که این وضعیت نتیجه نوعی تدبیر مستمر در طول دههها بوده است. سیوهفت سال مدیریت گسلهای مذهبی با رویکردی فرهنگی و دینی، فضایی را پدید آورد که در آن شیعه و سنّی توانستند در کنار یکدیگر زندگی کنند، بدون آنکه اختلافات مذهبی به میدان نزاعهای بیپایان تبدیل شود.
از این منظر، همزیستی مسالمتآمیز شیعه و سنّی را میتوان یکی از میراثهای مهم دوران زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی دانست؛ میراثی که نشان میدهد مدیریت جامعه متنوع، پیش از هر چیز نیازمند فهمی عمیق از فرهنگ، دین و واقعیتهای اجتماعی است.
یادداشت از: ناصر عزیزی
انتهایپیام/