به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، لوئو لاییآن تحلیلگر سیاسی و روزنامه نگار چینی نوشت: در مارس 2026، در میان دود حمله نظامی آمریکا و اسرائیل، حتی گنجینههای انسانی چند صد ساله نیز در امان نماندند - کاخ گلستان در تهران و کاخ چهلستون در اصفهان، هر دو که جزو میراث جهانی یونسکو محسوب میشوند، آسیب دیدند.
این نه تنها ضایعهای برای یک ملت است، بلکه زخم جبرانناپذیر دیگری در تاریخ تمدن بشری است. این آثار تبلورهای حافظه ملی و خرد انسانی به حساب میآیند و هرگز نباید قربانی جنگ شوند.
در مدت فعالیت خود در ایران، بارها از کاخ گلستان و کاخ چهلستون بازدید کردهام. هر بار، عمق تاریخی و ظرافت هنری این بناها مرا تحت تأثیر قرار داده است. این آثار به عنوان بناهای تاریخی و فرهنگی ایران که برای بسیاری از مردم چین نیز شناختهشده هستند، با انتشار خبر آسیب دیدنشان موجی از اندوه و نگرانی را در شبکههای اجتماعی این کشور برانگیختند.
گلستان فراتر از یک کاخ سلطنتی است.این مجموعه از یک ساختمان فرعی در دوره صفوی آغاز شد، در دوره قاجار به مرکز قدرت سلطنتی تبدیل شد و در دوره پهلوی به نمادی ملی بدل گشت؛ مسیری که در واقع بازتابی از حرکت پر فراز و نشیب ایران به سوی مدرنیته است و جلوهای از خرد تمدن ایرانی و آمیزش سنتهای شرق و غرب را نشان میدهد. هر آینه منبتکاریشده در کاخ آینه زمانی شکوه یک سلسله را بازتاب میداد و نقشبرجستههای تخت مرمر نیز خاطره جمعی یک ملت را در خود ثبت کردهاند.
امروز این انفجار نه تنها به دیوارها و تزئینات آسیب زده، بلکه پیوند معنوی ایرانیان با تاریخ و آیندهشان را نیز خدشهدار کرده است. سرنوشت کاخ چهلستون نیز به همان اندازه دلخراش است. تعامل واقعیت و خیال که توسط بیستستون واقعی و انعکاس آنها در آب ایجاد شده، اوج هنر باغ ایرانی و میراثی فرهنگی است که توسط سلسله صفوی به جهان هدیه شده است. اینکه این بنا، بدون هیچ اهمیت نظامی، هدف حمله قرار گرفته، اساساً اقدامی عمدی برای نابودی روح فرهنگی یک ملت تلقی میگردد. ظلم جنگ نه فقط در گرفتن جان انسانها، بلکه در تلاش آن برای پاک کردن هویت یک ملت نیز نهفته است - وقتی نسلهای آینده دیگر نمیتوانند از پلههای سنگی کامل برای ردیابی تاریخ عبور کنند، وقتی شکوه تمدن را فقط میتوان از طریق آثار تاریخی و فرهنگی تصور کرد، ریشههای یک ملت ممکن است برای همیشه قطع شود.
با نگاهی به گذشته، تراژدی نابودی تمدنها در شعلههای جنگ هرگز متوقف نشده است. از فروپاشی مجسمههای بودای بامیان تا تخریب شهر باستانی پالمیرا، هر بار از دست رفتن میراث فرهنگی به معنای حذف بخشی از حافظه مشترک بشریت است. یونسکو مدتهاست تأکید کرده که آثار فرهنگی تحت حمایت قوانین بینالمللی قرار دارند. اما زمانی که این مقررات نمیتوانند موشکهای مرگبار را متوقف کنند و اعلامیهها تنها در حد کلمات باقی میمانند، جهان دیگر نمیتواند در برابر چنین رویدادهایی سکوت کند. مرگ بیش از صد دختر دانش آموز ایرانی به اندازه کافی غمانگیز است؛ ما نمیتوانیم بیتفاوت بایستیم و شاهد فروپاشی هزاران سال تمدن در خاکستر جنگ باشیم. میراث فرهنگی فراتر از همه اختلافات سیاسی است؛ این گنجینه مشترک و ارزشمند بشریت است.
آتشبس نه تنها برای نجات جان انسانها، بلکه برای جلوگیری از خاموش شدن شعله تمدن نیز هست. ایران دارای 29 مکان میراث جهانی است که هر کدام گواهی زنده بر تمدن پارسی هستند. آینههای موزه گلستان را میتوان بازسازی کرد، اما گرمای تاریخ را نمیتوان بازیابی کرد؛ آبهای کاخ چهلستون سرانجام به آرامش بازخواهند گشت، اما زخمهای جنگ برای همیشه باقی خواهند ماند. حفاظت از این میراثها، حفاظت از بشریت مشترک ما، حفاظت از حق نسلهای آینده برای لمس تاریخ و درک زیبایی است.
برای جلوگیری از لرزیدن تمدن در شعلههای جنگ، برای جلوگیری از پاک شدن حافظه بشر به وسیله خشونت، آتشبس به فوریترین و عادلانهترین خواسته زمان ما تبدیل شده است. باید گفتگو جایگزین موشک و بازسازی جایگزین تخریب شود؛ تنها از این راه است که بشریت میتواند درخشش تمدنها را در طول تاریخ حفظ کند و به سوی صلح و همزیستی واقعی گام بردارد.
انتهای پیام/