به گزارش خبرگزاری تسنیم، محمدرضا سبزعلیپور رئیس مرکز تجارت جهانی ایران در واکنش به خیانت مجدد ترامپ به مذاکرات و به بنبست کشاندن دیپلماسی و همچنین حمله یکجانبه آمریکا و اسرائیل به ایران و آغاز جنگ نظامی علیه کشورمان، ضمن تأکید بر ناکارآمدی و بیاعتباری "سازمان ملل متحد" طی یادداشتی بهقلم خود در خصوص «حفظ صلح و امنیت جهانی» نوشت: امروز، منشور ملل متحد در معرض آزمونی جدی بهواسطه اقدامات تجاوزکارانه و جنایات آمریکایی ـ صهیونی و سوءاستفاده سیاسی از سازوکارهای آن سازمان قرار گرفته است!!
وی تصریح کرد: فرسایش اعتماد به سازمان ملل متحد نه از بابت اصول آن، بلکه بهخاطر ناتوانی در اجرای صادقانه و بیطرفانه همان اصول ناشی میشود. هنگامی که تجاوز بدون پاسخ و مجازات باقی میماند و یک جانبهگرایی در جهان، جایگزین گفتگو و چندجانبهگرایی میگردد، منشور ملل معنای خود را از دست میدهد و رفته رفته اعتبار "شورای امنیت" متزلزل میشود و زیر سؤال میرود!
با توجه به هرجومرج موجود در گوشهوکنار جهان و یکهتازی، تجاوز و قتلعام مردم بیگناه و کودکان توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل آنهم در سکوت مجامع بینالمللی، لازم به یادآوری است که این نهادهای جهانی بهویژه "سازمان ملل متحد" دیگر بهطور مؤثر مأموریت اصلی خود یعنی "حفظ صلح و امنیت جهان" را انجام نمیدهند و نیازمند بازنگری جدی و تحول اساسی میباشند.
سبزعلیپور اضافه کرد: در کمال تأسف باید صراحتاً اعلام کنم که "سازمان ملل متحد" هویت، اعتماد و اعتبار خود را از دست داده و از اهداف و شرح وظایفش کاملاً دور شده است!! اگر از مردم عادی هم در خصوص عملکرد "سازمان ملل متحد" سؤال کنید، بعید است پاسخ مثبتی درباره این سازمان بدهند و از عملکردش راضی باشند زیرا تصور عمومی بر این است که "سازمان ملل" یک ماشین بوروکراتیک است که هیچ مشکلی را حل نمیکند!! هرچند بسیاری از فعالیتهای این سازمان مهم و مؤثرند اما واقعیت این است که این نهاد بین المللی در هشتادمین سالگردش از مأموریتهای اصلی خود فاصله گرفته است و به همه چیز میپردازد الّا وظایف ذاتی خود، در نتیجه بهجرئت میگویم که جهان شاهد ضعیفترین عملکرد و ضعیفترین دوران "سازمان ملل متحد" میباشد و ناکارآمدی این سازمان موجب شده است جهان امروز ما "بیصاحب" شده است!! از همین رو تمرکز دوباره بر وظایف اصلیاش ضروری است.
سازمان ملل در بحرانهای مهم بینالمللی، عملاً غایب بوده است که نباید چنین باشد، آنهم در زمانی که ما شدیداً به دیپلماسی فعال سازمان ملل، بهویژه از سوی دبیرکل محترم جناب آقای گوترش، نیاز داریم.
علیپور تأکید کرد: از منظر حقوق بینالملل، تجاوز به خاک جمهوری اسلامی ایران و توسل به زور علیه یک دولت مستقل، نقض صریح ماده 2 بند 4 منشور سازمان ملل متحد محسوب میشود، اصلی بنیادین که هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورها را ممنوع اعلام کرده است و هیچ توجیه سیاسی یا امنیتی نمیتواند این اقدام را از وصف «تجاوز» خارج کند،
علاوه بر این، ترور مقامات رسمی و هدف قراردادن غیرنظامیان بهویژه زنان و کودکان، نقض آشکار "حق ذاتی حیات" و همچنین اصول بنیادین "حقوق بشر" میباشد. مطابق ماده 6 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، "حق حیات" حقی غیرقابل سلب است و سلب خودسرانه آن، حتی در شرایط مخاصمه، ممنوع و مستوجب مسئولیت بینالمللی است، همچنین بر اساس کنوانسیون های چهارگانه ژنو 1949، حمله به غیرنظامیان و اشخاص خارج از درگیری و مخاصمه، "جنایت جنگی" محسوب میشود و عاملان آن میبایست تحت تعقیب کیفری قرار بگیرند.
وی در ادامه یادآور شد که ترور شخصیتهای رسمی یک دولت مستقل و حمایت آشکار برخی دولتها از این اقدامات، نقض اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها و همچنین مغایر با قواعد حقوق بینالملل است؛ قواعدی که تخطی از آنها، مسئولیت غیرقابل انکار بینالمللی برای دولتهای خاطی را بههمراه دارد.
در حالی که جامعه جهانی انتظار داشت مسیر دیپلماسی و کاهش تنشها بهعنوان تنها راهحل منطقی برای بحرانهای منطقهای مورد توجه قرار گیرد، واقعیتی دردناکتر و هولناکتر در جبهه نبرد رخ داد. گزارشهای تأییدشده از حملات ویرانگر هوایی و موشکی که با مشارکت آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام شده است، نهتنها مرزهای حقوقی را درنوردید، بلکه چهرۀ زشت بیرحمی نظامی را به نمایش جهانیان گذاشت! این اقدامات که با هدف قرار دادن بالاترین مقامات کشور، کشتار دستهجمعی دانشآموزان در فضاهای آموزشی و نیز حمله به مراکز درمانی صورت گرفته است، فراتر از یک درگیری نظامی معمولی است؛ اینها سوگنامهای از نقض صریح و سیستماتیک تمام کنوانسیونهای بینالمللی و اصول بنیادین حقوق بشر است.
وقتی که یک قدرت نظامی، در سکوت مجامع بینالمللی بهویژه مقابل چشمان سازمان ملل، میان مذاکرات با نادیده گرفتن تمام پروتکلهای امنیتی و حقوقی، به محل اقامت رهبر کشوری حمله میکند، عملاً در حال نقض اصل 2 منشور ملل متحد و کنوانسیونهای مرتبط با حمایت از اشخاص در زمان درگیری است. کشتن خانواده یک رهبر سیاسی که هیچگونه نقش مستقیمی در عملیاتهای نظامی نداشتند، مصداق بارز ترور و جنایت علیه بشریت است. این اقدام آمریکا و رژیم صهیونیستی، فراتر از یک تاکتیک جنگی، نمادی از تلاش آنان برای ایجاد رعب، وحشت و فروپاشی ساختار سیاسی یک کشور از طریق کُشت و کشتار و خشونت بیحدوحصر است که هیچ توجیهی در هیچ کُد اخلاقی یا حقوقی نمیتواند داشته باشد.
بدون شک، دردناکترین و تکاندهندهترین بخش این حوادث، حمله به مدرسه شجره طیّبه در استان میناب است! در اینجا، نه یک هدف نظامی بلکه آینده یک ملت، یعنی کودکانی که تنها وظیفه آنها یادگیری و تحصیل است، مورد اصابت موشکها قرار گرفتند!! شهادت 165 دانشآموز در محیطی که طبق کنوانسیونهای بینالمللی باید تحت حفاظت ویژه باشد، نهتنها جرمی است که هرگز فراموش نخواهد شد بلکه "جنایت جنگی و نسلکشی" محسوب میشود.
تحلیل این فاجعه بهوضوح نشان میدهد که گویا عاملان حملات، عمداً بهدنبال شکستن "روحیه ملی" و ایجاد شوک اجتماعی از طریق آسیبپذیرترین قشر جامعه بودهاند، اقدامی که در تاریخ بهعنوان خیانت به اصول انسانیت ثبت خواهد شد.
کنار حملات مستقیم به افراد، شواهدی دال بر هدف قرار دادن سیستماتیک بیمارستانها و مراکز امدادرسانی و هلال احمر وجود دارد. حداقل 13 مرکز درمانی از جمله بیمارستانهای شهید مطهری، خاتم الانبیاء(ص) و گاندی تهران و بیمارستان ابوذر اهواز و همچنین سازمان مرکزی هلال احمر در اصفهان و مهاباد، نمونهای از مراکزی بودند که مورد اصابت موشکهای هدایتشونده متجاوزین قرار گرفتند، طبق ماده 18 پروتکل اول کنوانسیونهای ژنو، حملات به پرسنل پزشکی و مراکز درمانی، حتی در زمان جنگ، اکیداً ممنوع و تنها در صورتی میتوان اینگونه حملات را مجاز دانست که از این مراکز بهوضوح و با سند و مدرک محکمهپسند برای مقاصد نظامی استفاده شوند.
تحقیقات میدانی نشان میدهد که این مراکز در زمان حمله، صرفاً در حال انجام وظایف درمانی و بشردوستانه خود بودهاند، تخریب عمدی این زیرساختها، علاوه بر مصدومیت و شوک به پرسنل پزشکی و بیماران، باعث اختلال و فلج شدن توانایی کشور برای امدادرسانی به قربانیان سایر حملات میشود، این استراتژی که میتوان آن را محاصره درمانی نامید، هدفی فراتر از پیروزی نظامی دارد، و آنهم به زانو درآوردن یک ملت از طریق محروم کردن آن از ابتداییترین خدمات نجاتبخش.
این تاکتیک، نهتنها ضدانسانی است، بلکه باعث افزایش تصاعدی تلفات غیرنظامیان میشود و سطح جرم و جنایت را نیز در جامعه به بالاترین سطح و درجه میرساند.
مهمترین جنبه این رخدادها، واکنش مجامع بینالمللی است. در حالی که سازمانهای حقوقبشری و نهادهای بینالمللی معمولاً در قبال نقض حقوق در سایر نقاط جهان واکنشهایی سریع و محکومکننده دارند، اما در قبال این مجموعه از جنایات هولناک علیه ایران، شاهد سکوت سنگین و هدفمندی بودهایم، این سکوت، موجب شده است مجامع و نهادها به شریک جرم بینالمللی مبدل شوند.
عدم واکنش قاطع شورای امنیت سازمان ملل، یا حتی محکومیتهای لفظی ضعیف از سوی قدرتهای غربی که خود را مدعیان اصلی حقوق بشر میدانند، این پیام را به جهانیان میرساند که "حقوق بشر" یک ابزار سیاسی است که تنها در راستای منافع ژئوپولیتیک بهکار گرفته میشود. حقوق بینالملل و اقتدار مجامع بینالمللی در این مقطع از زمان، مشروعیت خود را در برابر قدرت نظامی ابرقدرتها از دست داده است، این بیعملی نهتنها مجریان جنایات را جسورتر میکند بلکه این پیام را به دولتها و ملتهای کوچکتر میدهد که مقابل تجاوز نظامی قلدران، حمایت نخواهند شد، ایران اکنون نهتنها قربانی حملات فیزیکی است بلکه قربانی یک شکست اخلاقی بزرگ در ساختار حکمرانی جهانی شده است.
البته جا دارد بدینوسیله از طرف خود و مردم عزیز ایران از شجاعت، ایستادگی و موضعگیری نخست وزیر محترم اسپانیا در برابر حمله نظامی آمریکایی ـ صهیونی قدردانی کنم و مجامع بینالمللی و سایر دول اروپایی را به الگوبرداری از شجاعت و آزادگی ایشان دعوت نمایم.
واقعیت حاکی از آن است که اهداف و اصول منشور ملل، یعنی برابری حاکمیتی دولتها، عدممداخله در امور داخلی کشورها، حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات و منع توسل به زور یا تهدید با آن، همچنان جهانی و تفکیکناپذیرند؛ چنین اصولی باید بهطورکامل و بدون معیارهای دوگانه اجرا شوند. پاسداشت این اصول مستلزم احیای صداقت در چندجانبهگرایی و تضمین آن است که هیچ کشوری یا گروهی از کشورها فراتر از قانون قرار نگیرد.
امروز، "منشور ملل متحد" که اساس حقوق بینالملل و چندجانبهگرایی را تشکیل میدهد، در معرض آزمونی جدی بهواسطه تداوم اقدامات تجاوزکارانه، بیکیفرمانی و سوءاستفاده سیاسی از سازوکارهای آن قرار گرفته است.
برای بازسازی اعتماد، کشورهای عضو سازمان ملل متحد باید بر برتری منشور ملل تأکید مجدد داشته باشند و بار دیگر به چندجانبهگرایی اصیل مبتنی بر برابری، احترام متقابل و حاکمیت قانون متعهد شوند. شورای امنیت سازمان ملل بهطورخاص باید مسئولیت اصلی خود را بهگونهای بیطرفانه، مؤثر و بدون رویکرد گزینشی ایفا کند و اطمینان یابد که هیچ عضوی، حتی اگر قدرتمند هم باشد، نتواند این نهاد را برای مقاصد سیاسی یا یکجانبه مورد سوءاستفاده یا دغلورزی خود قرار دهد،
با وجود این، این تصور که مشکلاتی در سازمان ملل متحد وجود دارد، کاملاً معتبر است. این سازمان در حال از دست دادن اهمیت و توانایی خود برای اقدام است و بهنظر میرسد که از بیخوبن آسیب دیده است، این وضعیت تقریباً قابل لمس میباشد، در این میان آمریکاییها سهم زیادی از ایجاد چنین شرایطی را بهعهده دارند.
اما سازمانی با 193 کشور عضو نمیتواند مانند یک شرکت خصوصی سازماندهی و اداره شود! این تصور که سازمان ملل میتواند با بودجه بسیار کمتر به همان میزان کار دست یابد، خیالی باطل است،
اما بههرحال حداقل این سازمان بهعنوان تنها مجمعی که همه کشورهای جهان در آن همدیگر را ملاقات میکنند، تبادل نظر میکنند و با یکدیگر مباحثه میکنند، باید به حیات خود ادامه دهد.
در شرایط فعلی بسیاری از کشورها حتی متقاعد شدهاند که سازمان ملل متحد میتواند بدون ایالات متحده به دستاوردهای زیادی برسد، با این حال، وقتی که صحبت از بسیاری از فعالیتهای سازمان ملل میشود، کشورها کاملاً در مورد اینکه چهچیزی وظیفه اصلی این سازمان است اختلاف نظر دارند.
دیگر چیز زیادی از هدف اولیه بزرگ و شاید بیش از حد بزرگ این سازمان که ملتها با کمک سازمان ملل، جهان را بهصورت مسالمتآمیز، عادلانه و مترقی شکل میدهند، باقی نمانده است.
در خاتمه انتظار نگارنده این یادداشت و همچنین عموم مردم جهان و دولتهای عضو این نهاد بر این است تا "سازمان ملل متحد" و در رأس آن جناب آقای گوترش دبیرکل محترم آن سازمان، بهعنوان بزرگترین مجمع جهانی "حافظ صلح و امنیت" در دنیا، نقش واقعی خود را ایفا نماید و نسبت به تحولات جهانی بهویژه حمله نظامی آمریکایی ـ صهیونی به ایران واکنش جدی نشان دهد و با تصمیمات و عملکرد قاطعانه، شایسته و برازنده، نسبت به کاهش سطح تنشها و استقرار صلح و امنیت بهجای جنگ و خونریزی اقدام کند تا از این طریق کارآمدی خود را به اثبات رساند و اعتبار و اعتماد ازدسترفته این سازمان را نیز احیاء کند و دنیا را از قلدری عدهای خاص و همچنین بیصاحبی نجات دهد!
انتهای پیام/+