به گزارش خبرگزاری تسنیم در خرمآباد، خرمآباد امروز بوی اندوه میداد؛ اندوهی سنگین که در ششمین روز از شهادت رهبر انقلاب هنوز بر دلها نشسته بود. اما این اندوه، خاموش و منزوی نبود؛ به خروشی جمعی بدل شده بود که از دل مصلی الغدیر تا خیابانهای اطراف شهر امتداد داشت.
از ساعتی پیش از آغاز نماز جمعه، سیل جمعیت به سوی مصلی روانه شد. صفوف نماز چنان فشرده و طولانی شکل گرفت که بسیاری از نمازگزاران ناچار شدند در خیابانهای اطراف و بیرون از مصلی نماز اقامه کنند. صحنهای که شاید برای برخی عجیب باشد، اما امروز واقعیتی آشکار در خرمآباد بود؛ شهری که مردمش نمیخواستند در این روزها خانهنشین بمانند.
پس از پایان نماز، جمعیت آرامآرام به خیابانها جاری شد؛ اما آنچه شکل گرفت تنها یک راهپیمایی نبود، بلکه تصویری از یک امت بود. مردمی با چشمانی بیدار، قلبهایی آکنده از اندوه و مشتهایی گرهکرده که فریادشان از عمق دل برمیخاست.
شعارها در میان موج جمعیت طنین میانداخت؛ فریادهایی که گویی میخواست تا دورترین افقها شنیده شود. مردمی که آمده بودند بگویند این ملت انتقام خون شهیدانش را میخواهد؛ مردمی که آزادی و آرامش وطنشان را میخواهند و در برابر ظلم و تجاوز سکوت نخواهند کرد.
پرچمهای سهرنگِ اللهنشان در دستها بالا رفته بود و در میان جمعیت موج میزد. بسیاری از شرکتکنندگان با زبان روزه در راهپیمایی حضور داشتند؛ اما گرمای ایمان و عزم در چهرهها، هر نشانی از خستگی را از میان برده بود. این حضور، بیش از هر چیز، روایت انسجامی بود که فقدان رهبر نهتنها آن را سست نکرده، بلکه استوارتر از گذشته ساخته است.
یکی از مردان حاضر در جمعیت در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید:«با توجه به تهدیدهایی که این روزها مطرح میشود و سفارشهای امام شهیدمان، ما باید در صحنه بمانیم. خیابانها را خالی نکنیم و پشتیبان رزمندههایمان باشیم.»
در میان جمعیت، بانوی لرستانی دیگری با صدایی محکم و آمیخته به بغض میگوید: «انشاءالله انتقام خون عزیزانمان را از اسرائیل و آمریکا میگیریم. برای مردمی که چنین انسانهایی را برای ریاست خود انتخاب میکنند متأسفم.»
کمی آنسوتر نوجوانی با پرچم ایران در دست ایستاده است. او با صلابت میگوید: «آمدهام تا آمریکا و اسرائیل بفهمند رهبری که شهیدش کردند تنها نیست. هر رهبری که انتخاب شود ما پشت او هستیم و حتی اگر رهبر هم نباشد، ما تا آخر پای اسلام میایستیم.»
بانوی دیگری در میان جمعیت، در حالی که کودک خردسالش را در آغوش گرفته، میگوید: «ما خون خودمان و فرزندانمان را در راه رهبر و انقلاب میدهیم. آمریکا فکر نکند با این کارها کار ما تمام شده؛ این تازه آغاز پایان آنهاست.»
در کنار او، دختربچهای با صدایی کودکانه اما جدی میگوید: «آمریکا فکر کرده با شهید کردن رهبرمان کار ما تمام شده، اما ما راهش را ادامه میدهیم.»
کمی جلوتر، مردی در میان جمعیت با صدایی رسا فریاد میزند:«امروز آمدهایم به یاد امام شهیدمان و برای پیروزی رزمندگان اسلام. دشمن تهدید میکند کشور ما را نابود کند، اما ما به آنها نشان میدهیم مردم ایران تا آخرین قطره خون پای انقلاب و شهدا ایستادهاند.»
راهپیمایی در خیابانهای شهر ادامه داشت؛ موجی انسانی که گویی پایان نمیپذیرفت. خرمآباد امروز شاهد تصویری بود که در حافظه شهر ماندگار خواهد شد ملتی که در سوگ رهبرش ایستاده، اما قامتش خم نشده است.
ششمین روز از آن واقعه گذشته است؛ اما میدانهای شهر گواهی میدهند که این فقدان، مردم را پراکنده نکرده، بلکه آنان را به هم نزدیکتر کرده است.و خرمآباد امروز با صدایی واحد یک پیام روشن داشت سوگ این ملت، سوگی منفعل نیست؛ سوگی است که به اراده تبدیل شده است. ارادهای که هر روز، در خیابانها، در فریادها و در پرچمهایی که بر فراز دستان مردم برافراشته است، خود را نشان میدهد.
انتهای پیام /