به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، در تاریخ درخشان صدر اسلام، در میان چهرههای تابناکی که خشتهای بنای تمدن نوین اسلامی را استوار کردند، نام بانویی میدرخشد که نه تنها به عنوان نخستین همسر پیامبر اکرم(ص) و نخستین بانوی مسلمان، بلکه به عنوان پایهگذار و پشتیبان مالی، عاطفی و سیاسی رسالت، نقشی بیبدیل ایفا کرد.
حضرت خدیجه بنت خویلد(س)، ملقب به «طاهره» و «سیدة نساء قریش»، پیش از اسلام نیز جایگاهی رفیع و شخصیتی استثنائی در جامعه جاهلی مکه داشتند.
وی تاجری ثروتمند، بانویی خردمند و مورد اعتماد قومش بودند، تا آنجا که به «ملکهی بطحاء» شهرت یافتند؛ اهمیت تاریخی و اجتماعی خدیجه(س) نه تنها از طریق پیوند مقدس با رسول خدا (ص) که از طریق کنشگری آگاهانه، تدبیر اقتصادی و حمایت سیاسی بیچشمداشتی است که ثمره آن، استمرار و گسترش دعوت اسلامی در حساسترین سالهای نخستین شد.
تحلیل زیست سیاسی آن حضرت، پنجرهای به سوی درک عمیقتر از نقش محوری زنان در شکلدهی به سرنوشت جوامع و تعریف سیاستی مبتنی بر اخلاق و بصیرت میگشاید.
در جامعه قبیلهای و مردسالار عرب جاهلی، که جایگاه زنان غالباً به حوزه خصوصی محدود میشد، خدیجه کبری(س) به مثابه یک «کنشگر سیاسی آگاه» ظهور کردند و این کنشگری ریشه در سه عامل کلیدی شرافت خانوادگی، ثروت مستقل، و خرد و دوراندیشی ذاتی داشت.
حضرت خدیجه بازیگری فعال در عرصه اجتماعی-اقتصادی مکه بودند و تصمیم آن حضرت برای ازدواج با محمد امین(ص) که برخلاف عرف رایج آن زمان یعنی ازدواج با مردانی از اشراف ثروتمند صورت گرفت، خود یک اقدام سیاسی ژرفنگرانه بود.
این انتخاب، حاکی از شناخت حضرت خدیجه(س) از شایستگیهای متعالی پیامبر آینده و درکی استراتژیک از نیاز جامعه به رهبری راستین و اصلاحگر بود و جایگاه اجتماعی والای خدیجه(س) به آن حضرت امکان میداد تا نه تنها در نقش یک حامی، که در نقش مشاوری امین برای رسول خدا (ص) ظاهر شوند.
شبکه ارتباطات گسترده و احترام عمومی قریش نسبت به آن حضرت، پوشش امنیتی اولیهای برای دعوت نوپای اسلامی فراهم کرد و ثروت حضرت خدیجه(س) تنها یک دارایی مادی نبود، بلکه مهمترین «ابزار قدرت» و «عاملی برای استقلال رأی» ایشان محسوب میشد.
در جامعهای که اقتصاد، سیاست و مناسبات اجتماعی درهم تنیده بود، حضرتوخدیجه(س) با مدیریت کاروانهای تجاری بزرگ، به نماد یک کارآفرین موفق و معتمد تبدیل شده بودند و این موفقیت اقتصادی چند نتیجه سیاسی - اجتماعی کلیدی داشت و اولین آن استقلال و نفوذ بود.
ثروت، حضرت خدیجه(س) را از وابستگی به مردان قبیله حتی پیش از ازدواج مستقل ساخته بود و این استقلال مالی، پایه استقلال فکری و قدرت تصمیمگیری بینظیر آن حضرت بود و فعالیت تجاری، حضرت خدیجه(س) را با طبقات مختلف جامعه عرب و حتی فراسوی حجاز مرتبط ساخته و برای آن حضرت شبکه وسیعی از نفوذ و اطلاعات فراهم کرده بود.
پس از بعثت، کل این ثروت در مسیر حمایت از اسلام به کار گرفته شد و این امر، قدرت اقتصادی را به «سرمایهای انقلابی» تبدیل کرد که امکان بقا و رشد جامعه مسلمانان را فراهم کرد و حمایت حضرت خدیجه(س) از پیامبر اسلام(ص)، نمونهای بینظیر از یک «سرمایهگذاری سیاسی - اعتقادی تمامعیار» است.
این حمایت، چندوجهی و عمیقاً حساب شده بود، اول اینکه تأمین تمام هزینههای زندگی شخصی پیامبر (ص) و گسترش دعوت، آزادی بردگان، کمک به مستمندان و تأمین امنیت مهاجران مسلمان باعث شد، پیامبر(ص) را از دغدغه معیشت رها کرد تا تمام انرژی خویش را صرف رسالت الهی کند.
حضرت خدیجه(س) نخستین باورکننده به رسالت پیامبر(ص) بودند و در لحظه نزول وحی و آشفتگی اولیه رسول خدا (ص)، کلمات اطمینانبخش حضرت خدیجه (س) که گفت: «هرگز! سوگند به خدا، خداوند هرگز تو را خوار نمیکند.»، بزرگترین پشتوانه روحی بود و این حمایت، نوعی «امنیتسازی روانی» در فضای پرخطر و خصومتآمیز مکه ایجاد کرد.
اعلان ایمان ایشان به عنوان یکی از معتبرترین شخصیتهای قریش، اعتبار اجتماعی بزرگی به دعوت نوپا بخشید و راه را برای جذب دیگران هموارتر کرد و این حرکت، نشاندهنده بصیرت سیاسی عمیق آن حضرت در استفاده از «سرمایه اجتماعی» خویش در جهت آرمانی بزرگتر بود.
دوران محاصره اقتصادی و اجتماعی مسلمانان در «شعب ابیطالب»، سختترین آزمایش برای جامعه نوپای اسلام بود و در این دوره سهساله، که قریش تمام روابط تجاری و خانوادگی با بنیهاشم و مسلمانان را قطع کرده بود، نقش حضرت خدیجه (س) به عنوان «پشتوانه سیاسی - اجتماعی» به اوج خود رسید.
حضرت خدیجه(س) که خود از ثروتمندترین افراد مکه بودند، تمام دارایی خویش را پیش از این در راه اسلام صرف کرده و اکنون خود در بدترین شرایط گرسنگی و محرومیت، در کنار پیامبر (ص) و دیگر مسلمانان استقامت ورزیدند.
این همسرنوشتی کامل، پیامی سیاسی قدرتمند داشت؛ وفاداری مطلق به آرمان و رهبری و نشاندهنده آن بود که اتحاد درونی جامعه مسلمانان، حتی در سختترین فشارهای خارجی، قابل شکستن نیست.
استقامت حضرت خدیجه(س)، نماد مقاومت غیرقابل خریداری و الگویی برای پایمردی در راه عقیده شد و تحلیل این دوره نشان میدهد که تداوم جامعه تحت محاصره، تابعی از متغیرهایی مانند انسجام درونی، رهبری و منابع باقیمانده است.
حضرت خدیجه(س) در این تابع، هم بر انسجام درونی و رهبری از طریق وفاداری و الگو سازی و هم بر منابع باقیمانده از طریق مصرف تمام سرمایه قبلی، تأثیری تعیین کننده داشت در حالی که سیاستورزی حضرت خدیجه(س) را میتوان بر سه ستون استوار دانست که از جنس سیاستورزی متداول قدرتمحور نبود.
اولین پایههای سیاستورزی آن حضرت سیاست به مثابه وفا است؛ در نگاه آن حضرت، سیاست نه معامله و فرصتطلبی، که عهد و پیمانی ناگسستنی با حق و حقیقت بود و وفاداری وی به پیامبر (ص) و آرمان اسلام، نمونه عینی این اصل است.
اقدامات حضرت خدیجه(س) حاکی از درکی ژرف و آیندهنگرانه از تحولات اجتماعی است و سرمایهگذاری بر شخص محمد (ص) پیش و پس از بعثت، تشخیص اصالت دعوت و درک ضرورت حمایت بیقید و شرط، همگی از بینش سیاسی عمیق ایشان سرچشمه میگرفت.
حضرت خدیجه(س) ثروت و نفوذ اجتماعی خویش را نه یک امتیاز شخصی، که امانتی میدانستند که در برابر جامعه و در مسیر تحقق آرمانی اخلاقی (اسلام) مسئولند. این، تعریف سیاست به مثابه خدمت و ایثار است و این سهگانه، فرمولی اخلاقی برای کنش سیاسی ارائه میدهد و آن وفاداری به ارزشها، بصیرت و بینش استراتژیک و احساس مسوولیت اخلاقی است.
حضرت خدیجه کبری(س) را به حق میتوان «نخستین زن کنشگر سیاسی در اسلام» نامید و آن حضرت نشان دادند که عرصه سیاست و اجتماع، میدانی انحصاری برای مردان نیست و زنان میتوانند با بهرهگیری از خرد، استقلال اقتصادی و مسئولیت پذیری اخلاقی، نقشی تعیینکننده و حتی نجاتبخش در سرنوشت یک امت ایفا کنند.
حمایت همهجانبه آن حضرت از پیامبر (ص)، نه یک انتخاب شخصی محدود، که یک استراتژی کلان برای تضمین بقا و رشد یک نهضت الهی بود و زیست سیاسی خدیجه(س)، الگویی ماندگار ارائه میکند که چگونه میتوان قدرت را در مسیر آرمانی بزرگتر ذوب کرد.
یادآوری این الگو، افقهایی گسترده برای درک و گسترش میدان عمل زنان در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در تمدن اسلامی میگشاید و اثبات میکند که ایمان، بصیرت و تدبیر و نه جنسیت معیارهای اصلی اثرگذاری هستند.
بانوی بصیرت و تدبیر، چراغ راهی است برای همه کسانی که سیاست را نه بازی قدرت، که مجرایی برای خدمت و تحقق ارزشهای انسانی -الهی میدانند.
یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی
انتهای پیام/804