به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، با بدن و اقتضائات و احکام آن آشنا هستیم. برای استراحت و سرپناه و خواب و گرسنگی و تشنگی و درد و لذت و سرما و گرمای آن تلاش میکنیم. این امور بخش قابل توجهی از زندگی ما را به خود اختصاص میدهد.
در این میان، فرستادهای که اصل کرم است از سوی خدای مهربان میآید و برخلاف جریان رایج از ما میخواهد در مقطعی، گرسنگی، تشنگی، و بی خوابی را تجربه کنیم و از ما طلب میکند که در ماهی از سال، بهطور ویژه از دیگران دستگیری کنیم و خود را برای مهمانی خدا آماده کنیم.
این خواسته های آسمانی، بخش مهمی از ساحت وجودی ما را هایلایت میکند. بخشی که در غبار روزمرگی به دست فراموشی سپرده شد روزمرگی، این گمان را تقویت میکند که آدمی چیزی بیش از همین تن خاکی نیست.
روزه رمضان اما ساحت فراموش شده آدمی را بطور برنامه ریزی شده و در چارچوب امر الهی برجسته میکند و به مثابه نماهای جدی فراروی ما قرار میدهد. تجربه این نمای مغفول مشحون از ابتهاج، سرزندگی، طراوت، شور و معناست.
به همین دلیل، رمضان نوعی تولد دوباره است و گونهای التفات و بهادادن به نیمه گمشده وجودمان. نیمه ای که کلیت وجودمان را سامان میدهد و ما را از تهی بودن و احساس تهی بودن و مهمتر از همه، ما را از فروکاست به وجودی این جهانی نجات میدهد.
روزه رمضان، پمپاژ بزرگمنشی و رهایی و تعالی است. به یک معنا فرایند روزه داری کمک میکند تا ساحت باطنی مغفول و پدیدارهای معنوی در وجود آدمی نجات یابد و بدان التفات مجدد و جدی شود. کسی که خویش را به جریان رمضان می سپارد دل در گرو تحول و آزادگی و رضوان الهی دارد و همه اینها برآمده از قدرت و شکوه ماه مهمانی خداست؛ مهمانی ای که نجات میدهد باطن وجود را و ناجی است برای پدیدارهای معنوی ای چون مراقبه، ایمان، اخلاص، فضیلت، و حکمت.
نجات زمان از آنات مثل هم و همردیف هم یکی دیگر از مصادیق نجات پدیدار در ماه رمضان است؛ این نوع نجات، بشر را از طوفان نهیلیسم در امان می دارد و تجربه متفاوت بودن لحظات و آنات را به ما هدیه میدهد و این مهم بنوعی عمق دادن به زندگی و معنای زندگی و ترسیم بومی پر از نماهای تعالی بخش است.
حیرت
زندگی بهطور عادی جریان دارد اما این بار قرار است خلاف جریان عمل کنید؛ در یک بازه زمانی باید خوردن و آشامیدن را ترک کنید. دقیقا از لحظاتی دست از خوردن بکشید و در زمان خاصی اجازه خوردن داشته باشید. از محدوده ای در زمان خاص نباید خارج شوید و الا برنامه بهم میخورد.
در این بازه زمانی، یک آیه بخوانید یک ختم قرآن محاسبه می شود. پایان یک ماه گرسنگی، عیدی بزرگی می دهند و برای سالکان حقیقی لقای خدا میشود عیدی. این بازه زمانی، دعای مستجاب دارد و درب جهنم تخته است و در آن، گناهان بخشیده میشوند و روزی زیاد میشود.
شکم که بایر شود دل دایر میشود و بارقههای الهی یکی پس از دیگری از راه میرسند. در این بازه، بایر شدن شکم، شگفتیهای زیادی در پی دارد. شب قدر هم یکی از آن شگفتیهاست. شب قدری که از هزار شب برتر است.
این همه حیرت اندر حیرت است. چطور میشود از یک گام کوچک در این ماه، این همه استقبال شود و این همه تحسین شود و خواب روزه دار عبادت باشد. واقعا شگفتانگیز است اما آن قدر حرفش تکرار شده که برای ما تکراری به نظر میرسد.
ماه و زمان صیام ماه شگفتی است و حیرت. یکی از این شگفتی ها کافی است آدمی چو پر کاهی در دست طوفان معنا بیفتد و خویش را به بیکران بسپارد تا مس دهد و زر ستاند و لحظه لحظهاش را آباد کند به یاد دوست و به گشاده دستی سخاوتمندانه بیکران، روزگارش خرم باشد.
رمضان، روزها و شبها و لحظات را از یکنواختی درمیآورد و آدمی را در موقعیت حیرت قرار میدهد تا چشمها را بشوید و بار دیگر عالم و آدم را با چشمی الهی ببیند و به نمانما زیبایی و شکوه در پس حیرت، التفات پیدا کند و تجربههای زیسته متفاوتی را در پرتو بارقههای مراقبه رقم زند.
آدمی همواره برای دیدن و رسیدن به حقیقت به این حیرت نیاز دارد و رمضان، این حیرت را برنامه ریزی شده و قدرتمندانه در وجود ما خلق میکند و قله شکوه و زیبایی این دست حیرت آن است که همه این رویدادهای رمضان به فرمان خدای بیکران و سایه سار رضایت او و زلال هدایتش متولد میشود.
این نحوه حیرت، روزه رمضان را از فروکاست به گرسنگی و تشنگی وخویشتنداری بدنی صرف و تجارت و معامله رها میکند و آن را به عشق بازی با بیکران و دلدادگی به خدای دل و شیرین زبانی با کانون مهر ارتقا میدهد. التفات به ساحت عشق روزه، لحظه لحظه روزه داری را شیرین و دلچسب می کند.
دیگری
رمضان ماه پاکی و رهایی و ایمنی و سعادت و برکت و نیکی و نعمت و ایمان و احسان و سلامت و اسلام است. اینها بخشی از کلمات نورانی امام سجاد علیهالسلام در دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه است.
پاکی رمضان و سعادتش در شخص روزه دار منحصر نمی شود بلکه در «دیگری» امتداد می یابد. اساسا ناب بودگی و قدرت روزه داری این ماه سرریز شدن آن در سفره مردم است و متاثر شدن تعاملات و مناسبات مردم است و برطرف شدن موانع و دشمنیها و مشکلات.
در رمضان خدا میزبان ماست و توجه ویژه به روزه داران دارد. این توجه ویژه، پاکی و تعالی را بهمراه دارد و با این تعالی، دلشوره «دیگری» شکل می گیرد. چون «دیگری» عیال الله است: «اَلْخَلْقُ عِيَالُ اَللَّهِ فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَى اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِيَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ سُرُوراً» (اصول کافی؛ ج2؛ ص 163). نمیشود مهمان خدا بود اما به خانواده خدا بیتوجه بود.
آیدوس روزه به یک معنا از خویش بیرون آمدن و امتداد یافتن در «دیگری» و حضور در وادی بیکران مهرورزی است. از این منظر روزه داری بدون توجه به نیازهای «دیگری» و تصحیح مناسبات با «دیگری» از آیدوس روزه داری دور است.
در عرف، انگاره های مخربی در فقره روزه داری وجود دارد. یکی از آنها، انگاره درون ماندگاری روزه است. به این معنا که روزه داری امری شخصی است و منافع روزه و مضار خودداری از روزه عاید خود شخص می شود. در حالی که روزه داری هویتی اجتماعی دارد و باید بر نمای اجتماعی روزه بیش از پیش تاکید کنیم و غبار فردگرایی مفرط را از چهره دل آرای روزه کنار زنیم.
امام سجاد علیهالسلام در دعای چهل و چهارم صحیفه سجادیه میفرمایند: «و ما را در این ماه توفیق ده که با خویشاوندان خود، با نیکی و صلۀ رحم ارتباط پیدا کنیم؛ و با احسان و بخشش، به همسایگان خود رسیدگی کنیم و اموال خود را از آنچه به ستم گرفتهایم، پاک کنیم و با بیرون کردن زکات، ثروت و مال خود را در مدار پاکی قرار دهیم؛ و با کسی که با ما رابطهاش را بریده، آشتی کرده؛ و با آنکه به ما ستم روا داشته، به عدالت و انصاف معامله کنیم؛ و با شخصی که با ما دشمنی کرده، از در مسالمت در آییم؛ مگر کسی که در راه تو و به خاطر تو با او دشمنی شده باشد؛ همانا او دشمنی است که با او دوستی نکنیم و حزبی است که به او دست صداقت ندهیم».
بداهتزدایی
فرض کنید همین الان یکباره با همین مشاعر و سطح آگاهی به دنیا آمدیم در این حالت همه امور برای ما سرشار از شگفتی است و هیچ امری برای ما بدیهی نیست. به همین دلیل در این موضع، در تاریکی بسر می بریم و مدام در ساحت پرسش هستیم.
تاریکسازی در نقطه مقابل بداهت است. در سیره عملی نیز در ریل عادت سیر میکنیم و همه چیز برای ما بدیهی است. خوردن و آشامیدن و رفع نیازهای جسمانی در زندگی روزمره، جزو اصول بدیهی در طول سال به شمار می رود. اما رمضان در قبال امور این جهانی، تاریک سازی میکند و اعتبار دائمی بودن این اصول را زیر سوال می برد.
عادت شدن و بداهتی که خوردن و آشامیدن بهمراه دارند ما را در زمین زمان و مکان اسیر میکند و مجال پرواز در ملکوت و فرصت غور در اسرار را از ما می ستاند و پرنده خیال را رها میکند تا آنقدر شاخ و شاخه عوض کند تا توحد را که پایه توحید و تعالی است از ما بگیرد.
روزه به طور عام و روزه رمضان بطور خاص، با فرایند تاریکسازی، پرنده خیال را در اختیار عقل قرار میدهد تا برای عقل تلاش کند و مقاصد عقل موید به نور ایمان را محقق کند و عقل هر کجا و به هر سو بخواهد خیال را با خود ببرد و اجازه برهم زدن توحد عقل و دل را از خیال بگیرد و وجود آدمی را از قید پریشانی و غبار کثرت برهاند و در وادی قدس سکنا دهد.
اوج تاریک سازی و بداهت زدایی رمضان، در ساحت عرفانی رخ میدهد؛ با این توضیح که به مدد توفیقات روزه داری رمضان، تاریک سازی از اصول عملی ای چون خوردن و آشامیدن و رفع نیازهای جسمانی به تاریک سازی طبیعت و سپس تاریک سازی ماسوی الله ارتقا می یابد و در آن، به تعبیر عارفان، خلق معقول میشود و حق مشهود. در این حالت، آنچه نیازمند اثبات است پدیده های امکانی است و آنچه بدیهی است حق است.
به همین دلیل، اوج فرایند تاریک سازی و بداهت زدایی رمضان به این مقام می انجامد که خداوند پیش از هر پدیده ای، مشهود همگان است. البته التفات به این مشهودیت فقط برای طیف و طایفه اندکی رخ میدهد؛ طایفه ای که به مدد مجاهدت به طور عام و به برکت روزه بطور خاص، از اسارت دانستههای محدود و زمین گیرکننده رها شده و دست به بداهت زدایی گسترده و نظاممند زدند.
تنظیمگری ذهن
ذهن تنظیم پذیرترین و تنظیم گرترین پدیده در عالم است. الآن که ساعت پنج عصر است به ذهن می گوییم حدود دو ساعت بعد امکان افطار است. او هم خودش را تنظیم میکند تا ساعت 7. یا از سحر به او برنامه می دهیم تا ساعت 7 عصر غذایی در کار نیست و برخی امور ممنوعه را برایش فهرست میکنیم و او خودش را دقیقا طبق این برنامه تنظیم میکند و تمامی اعضای بدن را به خط میکند برای اجرای این برنامه.
افزون برآن، گاهی در حالت برنامه ریزی نشده، شرایط، ذهن را به تنظیم بر اساس مقتضیات جدید وادار میکند و ساعتها می گذرد و بدن نیازهای این جهانی اش را به رخ نمیکشد. به عنوان مثال زمانی که درگیر تعمیر وسیله ای هستیم یا برای نجات از مهلکه ای تلاش میکنیم و در شرایط شادی و غم مفرط، تشنگی و گرسنگی به سراغ ما نمیآید.
تا اینجا این تنظیمگری میتواند مطابق با تکوین عالم و در راستای آن باشد یا نباشد. اما زمانی که در راستای فرامین الهی دست به تنظیم گری ذهن میزنیم تنظیمات، موافق با واقع و تکوین عالم است یا تنظیمات، تحقق بخش حقایق سلوکی است. از این منظر رمضان یعنی تنظیمگری ذهن در معرض رحمت الهی و بر پایه اوامر الهی.
رمضان، از ذهن می خواهد تنظیمات پیشین را رها کند و از نو شروع کند. از نو با تنظیمات جدید. ذهن نیز خویش را با تنظیمات جدید وفق میدهد اگر قبلاً بین غذا خوردنش بیش از پنج ساعت فاصله نمی افتاد در رمضان تنظیم شده که حدود 17 ساعت چیزی نخورد در عین حال فعالیت روزمره خود را داشته باشد.
روزه تمرینی است برای تنظیم گری ذهن در سراسر زندگی تا بر پایه فرامین الهی آن را تنظیم کنیم و آنچه برای دیگران تکلف و مشقت و تحمل رنج و زحمت است برای ما بشود آسانی و آسایش و راحتی و رحمت.
روزهداران این تنظیمگری ذهن را تجربه میکنند اما کسانی بهترین و ماندگارترین بهره را از رمضان می برند که به ثبات تنظیمگری ذهن برسند به مقامی که ذهن چنان با رمضان انس میگیرد که به تعبیر امام سجاد علیهالسلام در دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه به حالتی اندوهگین از رمضان خداحافظی میکند: «اینک رمضان را بدرود میگوییم همچون بدرود گفتن کسی که فراقش بر ما دشوار است و رفتنش ما را دچار اندوه و وحشت میکند.»
ثبات تنظیم گری ذهن در چارچوب الهی رمضان، یکی از بزرگترین ارمغان بزرگترین ماه خداست. ذهن روزهداری که در پرتو نسیم رحمت رمضان برای کل سال تنظیمات الهی پیدا نکند از رمضان طرف زیادی نبسته است وشاید از مصادیق کسانی باشد که از رمضان چیزی جز تشنگی و گرسنگی و خویشتنداریهای جسمی عایدش نشده باشد.
روزهداری در ساحت عشق، خلق تنظیمات جدید ذهنی است رهای از تکلف و از سر اشتیاق و شیدایی. محصول این تنظیم گری در سراسر بدن و اعضا و قوا جاری میشود و کل وجود آدمی را فرامیگیرد و روزه دار حقیقتا با تمام هستی خدا را می خواهد و می خواند و یکسره تسلیم او میشود و به او توکل میکند.
یادداشت از: عبدالله صلواتی، استاد دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
انتهای پیام/