به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، همزمان با فرارسیدن ماه مبارک رمضان، آیین معنوی و دیرینه «آغیز آچیلدی» (افطار) در منطقه ترکمنصحرا، همچون نگینی درخشان در حلقه سنتهای اصیل این دیار، خودنمایی میکند. رسمی که قرنها پیش از این، طنین خوش آن در لحظههای افطار، فضای ترکمنصحرا را پر میکرد و کودکان را به عنوان سفیران شادی و بشارت به کوچهها میکشاند.
ماه رمضان در میان ترکمنها از جایگاهی والا و ویژه برخوردار است. آنها این ماه را «اورازا» مینامند و برای آن حرمت و احترامی خاص قائلاند. در فرهنگ غنی این قوم، رمضان نه تنها ماه روزهداری و بندگی، که فصل پاسداشت آیینهای جمعی، همبستگی و شور و شوق معنوی است . از چند هفته مانده به حلول ماه، حال و هوای دیگری در روستاها و شهرهای ترکمننشین حکمفرما میشود؛ زمزمه «اللهیولی» (راه خدا) از خانهها به گوش میرسد، خانهتکانی و نظافت مساجد و تکایا، آماده شدن برای پذیرایی از مهمانی بزرگ الهی را نوید میدهد.
اما در میان تمام این آیینها، شاید هیچکدام به اندازه مراسم «آغیز آچار» یا «آغیز آچیلدی» (باز شدن دهان/ افطار) برای اهالی منطقه خاطرهانگیز و شیرین نباشد. رسمی که در آن کودکان و نوجوانان نقش اصلی را بر عهده داشتند و حلقه اتصال خانهها با مسجد میشدند.
در روزگاران نهچندان دور که خبری از رسانههای جمعی و فناوریهای نوین نبود و هنوز ساعتهای دیجیتال راهی به آلاچیقهای ترکمن در صحرا نیافته بودند، لحظه تحقق افطار به شیوهای سنتی و پرشور به اطلاع اهالی میرسید. ماه رمضان با غروب آفتاب و نزدیک شدن به اذان مغرب، حال و هوا و رنگ و بوی دیگری در این مناطق به خود میگرفت.
کودکان و نوجوانان که اغلب روزهداران کوچکی بودند و شوق رسیدن لحظه افطار را در دل داشتند، دستهجمعی در ورودی مساجد یا ایوان خانهها جمع میشدند. چشمهای کنجکاو و مشتاقشان به لبهای مؤذن مسجد دوخته شده بود و در سکوتی سرشار از انتظار، لحظهها را میشمردند. به محض اینکه مؤذن مسجد با صدای بلند و رسا نوید «آغیز آچیلدی» (افطار شد) را سر میداد، شور و شعف وصفناپذیری میان کودکان میپیچید. آنها که دیگر طاقت نیاورده بودند، دواندوان به سمت خانههایشان حرکت میکردند و در طول مسیر با صدای رسا و پرطنین فریاد «آغیز آچیلدی بولدی» (افطار شد، افطار شد) سر میدادند. اینگونه بود که خبر وقت افطار نه تنها به خانوادههایشان، بلکه به همسایگان و اهالی دورتر نیز میرسید و فضای معنوی و صمیمی ماه رمضان را در سراسر روستا و منطقه ترکمننشین طنینانداز میکرد.
امروزه با گسترش رسانهها، فناوریهای نوین و اذانگویان خودکار، بسیاری از این آیینهای اصیل کمرنگتر شده و جای خود را به روشهای مدرنتر دادهاند. با این حال، هنوز هم در برخی نقاط ترکمنصحرا، به ویژه در روستاهای دورافتادهتر و یا در میان خانوادههایی که دغدغه حفظ سنتهای کهن را دارند، این آیین زیبا زنده نگه داشته شده است.
بزرگان فامیل با روایت خاطرات شیرین «آغیز آچیلدی» برای کودکان و نوههای خود، تلاش میکنند پیوند نسل جدید را با این میراث معنوی حفظ کنند. آنها برای کودکانشان بازگو میکنند که چگونه «آغیز آچیلدی» تنها یک خبررسانی ساده نبود، بلکه نمادی از همبستگی، شادی جمعی و معنویت در ماه میهمانی خدا بود؛ روایتی از روزگاری که بشارت افطار را پیکهای کوچک و بیقراری میدادند که شوق رسیدن به لحظه افطار در چشمانشان موج میزد و نوای خوش «آغیز آچیلدی» شان، طراوت و صفایی دیگر به سفرههای افطار میبخشید.
انتهای پیام/