به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، به تازگی آقای مجید انصاری، معاون حقوقی رئیس جمهور، در مصاحبه ای با خبرگزاری دولت درباره اتفاقات اخیر کشور و مسیر دیپلماسی دولت چهاردهم سخن گفته و در بخشی از این مصاحبه اظهار کرده "حکومت موظف است با تدبیر، فشارها را مدیریت کند. بله، اگر دشمن بخواهد زور بگوید و تحکم کند، به ما جنگ تحمیل کند، ملت و نظام و رهبری در برابر آنان ایستادگی میکنند اما آیا کل عالم دست به دست هم دادهاند که مقابل ما بایستند؟ باید کمی فکر کنیم شاید ما طوری رفتار کردیم که تمام جهان علیه ماست."
تردیدی نیست که هر حکومتی موظف است با تدبیر، فشارهای خارجی را کاهش بدهد و هزینهها را مدیریت کند اما بخش دیگری از این سخن که «شاید ما طوری رفتار کردهایم که تمام جهان علیه ماست» نیاز به تأمل جدی دارد؛ اگر این حرف را یک جوان ناآشنا به مسائل بین المللی و تاریخچه دشمنی ها با ایران می گفت می شد پذیرفت اما از شخصیتی که از ابتدای انقلاب تاکنون در مسئولیت های مختلف در قوای گوناگون حضور داشته پذیرفتی نیست.
اولاً تعبیر «تمام جهان» با واقعیتها سازگار نیست, امروزه جمهوری اسلامی ایران با قدرتهای مهمی مثل چین و روسیه روابط گسترده دارد و عضو پیمانهای مهم منطقهای و فرامنطقهای مانند شانگهای و بریکس است. همکاریهای منطقهای و اقتصادی ایران با همسایگان و تلاش برای کاهش اختلافات با کشورهای عربی منطقه نشان میدهد که مسئله اجماع کل عالم نیست بلکه فشار بلوک غرب به رهبری آمریکاست.
ثانیاً، تجربه تاریخی نشان داده ریشه این فشارها و دشمنیها در رفتار ایران نبوده بلکه در دورههایی که سیاست تنشزدایی در اولویت قرار گرفت و آقای انصاری هم در همان دولت ها مسئولیت داشت، نتیجه به رفع پایدار تحریمها منجر نشد بلکه رفتار خصمانه دشمن ادامه پیدا و حتی تشدید شد؛ نمونه روشن آن توافق برجام بود که ایران به تعهدات خود پایبند بود اما بعد از روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ، آمریکا بهراحتی از آن خارج شد و تحریمها را بازگرداند و تحریمهای زیادی به آن افزود.
تجربه جنگ 12 روزه هم نشان داد در میانه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران حمله کردند؛ این تجربه نشان میدهد مسئله فقط چگونگی رفتار ما نیست، بلکه بیاعتمادی عمیق به طرف مقابل و ماهیت سلطهجویانه او نقش تعیینکننده دارد.
آقای انصاری در بخش دیگری از این مصاحبه گفته " اگرچه تحریمهایی دشمن بر ما تحمیل کرده است اما آیا هیچ راهی نبود که از شدت دشمنیها و تحریمهای پیچیده و منسجم جلوگیری کنیم؟ یکی از وظایف حکومتی، اتخاذ تدابیر عقلایی برای کاهش خصومتها و مدیریت دشمنیهاست" پاسخ به این سوال آری است؛ حکومت بارها تلاش کرد و گام های متفاوتی برداشت و حتی الان نیز مذاکرات برای همین هدف انجام می شود اما آیا دشمن هم به کاهش خصومت و مدیریت دشمنی قائل بود؟
پاسخ قطعا خیر است؛ چه در زمان مرحوم هاشمی رفسنجانی که در ماجرای آزادی گروگانها در لبنان به آمریکا کمک کردیم و چه در دولت آقای خاتمی و چه در ماجرای برجام، ایران حسن نیت نشان داد اما طرف مقابل هیچ گام مثبتی برنداشت.
در پایان باید به این نکته توجه کرد در شرایطی که کشور با جنگ ترکیبی و فشار حداکثری و بمباران خبری مواجه است، مسئولان دولت باید در انتخاب واژگان دقت بیشتری داشته باشند؛ نقد سیاستها و دعوت به تدبیر، عقلانی است اما القای این ذهنیت که شاید خود ما عامل اجماع جهانی علیه خود شدهایم، ناخواسته میتواند روایت دشمن را تقویت کند.
دشمنی با جمهوری اسلامی، صرفاً واکنشی به یک رفتار ما نبوده بلکه دشمنی با ماهیت استقلالطلبی و ایستادگی نظام در برابر نظم یکجانبه جهانی برمی گردد. مدیریت هوشمندانه فشارها یک ضرورت است اما این مدیریت نباید به خودتحقیری یا تضعیف دکترین نظام منجر شود. در زمانی که کشور به تقویت انسجام داخلی و حفظ روحیه ایستادگی نیاز دارد، بازتولید ادبیاتی که القا می کند «تمام جهان» در برابر ما صف کشیده است، قطعاً عقلانی و واقعی نیست.
انتهای پیام/