به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، مکزیک از دیروز شاهد یکی از شدیدترین موجهای خشونت در سالهای گذشته بود. این حوادث با کشته شدن «نمیسیو روبن اوسگوئرا سروانتس»، معروف به «ال منچو» رهبر «کارتل نسل جدید جالیسکو» (CJNG) که یکی از قدرتمندترین گروههای قاچاق مواد مخدر در جهان است در روز یکشنبه در شهر تاپالپای مکزیک آغاز شد و به سرعت گسترش یافت.
ال منچو که سالها تحت تعقیب بود و جایزه 15 میلیون دلاری ایالات متحده برای دستگیریاش تعیین شده بود در عملیات نظامی مکزیک با حمایت اطلاعاتی ایالات متحده زخمی شد و در حین انتقال به مکزیکوسیتی جان باخت.

این عملیات که به عنوان ضربهای بزرگ به یکی از سازمانیافتهترین گروههای جنایی توصیف شد، بلافاصله واکنش شدید کارتل را برانگیخت: بیش از 250 مورد انسداد جاده در بیش از 20 ایالت گزارش شد، خودروها و کسبوکارها به آتش کشیده شدند، درگیریهای مسلحانه در ایالتهایی مانند جالیسکو، کولیما، میچوآکان، نایاریت، گواناخواتو و تامائولیپاس رخ داد، مدارس تعطیل شدند، پروازها لغو گردیدند و گردشگران در برخی مناطق گیر افتادند و مجبور به پناه گرفتن شدند.
این موج خشونت، که به عنوان انتقامجویی کارتلهای مواد مخدر توصیف میشود، نه تنها امنیت عمومی را مختل کرد، بلکه نگرانیهای گستردهای در مورد ثبات منطقهای ایجاد نمود.
این تحولات بعد از آن رخ دادند که دولت آمریکا به ریاست دونالد ترامپ مکزیک را تهدید کرده بود که در صورت عدم اقدام علیه کارتلها علیه این کشور اقدام نظامی خواهد کرد. آمریکا معتقد است که مکزیک یکی از کشورهای مبدا قاچاق فنتانیل به ایالات متحده است و اقدام مکزیک علیه این گروه ضروری است.
آمریکا، ریشه کارتلهای مواد مخدر در مکزیک
با وجود این، تحلیلهای کارشناسی نشان میدهند که این مشکل ریشههایی فرامرزی دارد که اتفاقاً مربوط به خود ایالات متحده است.
برای درک ریشههای بحران، ابتدا باید به ارتباط تنگاتنگ میان قاچاق مواد مخدر در آمریکای لاتین و بازار مصرف ایالات متحده بپردازیم. این ارتباط مانند یک زنجیره اقتصادی عمل میکند: تقاضای بالا در آمریکا، تولید و انتقال مواد را در کشورهای جنوبی تحریک میکند.
بر اساس گزارش جهانی مواد مخدر سازمان ملل متحد در سال 2025، ایالات متحده همچنان بزرگترین مصرفکننده مواد افیونی مصنوعی در جهان است. تنها در سال 2024 بیش از 48 هزار مرگ مرتبط با فنتانیل ثبت شده است.
این آمار نه تنها نشاندهنده یک بحران سلامت در داخل است به عنوان موتور محرک اقتصاد غیرقانونی در مکزیک و ونزوئلا عمل میکند. تصور کنید که بر اساس دادههای موقت مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها در سال 2023 هر سال بیش از 74 هزار مرگ ناشی از مصرف بیش از حد مواد مخدر در ایالات متحده رخ داده است.
این تقاضا که عمدتاً به مواد افیونی مانند فنتانیل و متامفتامین مربوط میشود کارتلهای مکزیکی را به تولید و قاچاق تشویق میکند. در ونزوئلا نیز گروههایی مانند کارتل خورشیدها که توسط ایالات متحده به عنوان سازمان تروریستی خارجی تعیین شده، از این بازار برای کوکائین و فنتانیل سود میبرند.
بدون این بازار مصرف آمریکایی، حجم قاچاق به این اندازه نمیرسید و خشونت مرتبط با آن نیز کاهش مییافت.

اثر بادکنکی آمریکا برای مسیرهای قاچاق چیست؟
اما این تقاضا چگونه به خشونت در کشورهای تولیدکننده منجر میشود؟ کارشناسان توضیح میدهند که تقاضای بالا رقابت میان گروههای قاچاقچی را برای کنترل مسیرها، مناطق تولید و بازارهای محلی افزایش میدهد. این رقابت اغلب به درگیریهای مسلحانه تبدیل میشود، که نمونهاش را در حوادث اخیر مکزیک میبینیم.
علاوه بر این، فشارهای ایالات متحده برای مسدود کردن مسیرهای قاچاق، پدیدهای به نام اثر بادکنکی ایجاد کرده است. این اثر به معنای آن است که وقتی یک مسیر قاچاق بسته میشود، قاچاقچیان به سادگی به مسیرهای دیگر منتقل میشوند، بدون اینکه حجم کلی تجارت کاهش یابد.
در دهههای گذشته، فشار بر مسیرهای کارائیب باعث انتقال قاچاق کوکائین به مکزیک شد، و حالا با فشار بر مکزیک، مسیرها به سمت کشورهای دیگر هدایت خواهند شد.
واندا فلباب-براون، کارشناس موسسه بروکینگز در تحلیل چند ماه پیش خود خود تأکید میکند که این اثر بادکنکی مستقیماً نتیجه سیاستهای یکجانبه ایالات متحده است که بر کاهش عرضه تمرکز دارد، بدون اینکه تلاشی برای کنترل تقاضا در کشور خودش انجام دهد.
او توضیح میدهد که اگر تقاضا کنترل نشود، قاچاقچیان همیشه راههای جدیدی پیدا میکنند و این چرخه ادامه مییابد. بنابراین، ارتباط قاچاق مواد با ایالات متحده نه تنها اقتصادی است، بلکه ساختاری و پایدار، که نیاز به تغییرات اساسی در سیاستهای داخلی آمریکا دارد. بدون کنترل تقاضا، هر تلاش برای سرکوب عرضه تنها خشونت را جابهجا میکند و مشکل را حل نمیکند.
ناکارآمدی سیاستهای آمریکا در کنترل تقاضا
علیرغم ادعاهای دولت ترامپ مبنی بر جنگ علیه مواد مخدر، در سالهای 2025 و 2026 هیچ گام معناداری برای کاهش تقاضای داخلی برداشته نشده است. گزارش ارزیابی ملی تهدید مواد مخدر در سال 2025 نشان میدهد که مرگهای مرتبط با مواد افیونی مصنوعی در سال 2024 حدود 52 هزار و 385 مورد بوده که البته نسبت به سال قبل 33 درصد کاهش داشته اما این کاهش بیشتر به دلیل اشباع بازار فنتانیل و نه سیاستهای پیشگیری است.
دبرا داول، کارشناس، در مقالهای در مجله لنست در سال 2025 توضیح میدهد که این کاهش ناشی از مرگهای قبلی و کاهش جمعیت در معرض خطر است، نه سرمایهگذاری در برنامههای درمانی یا آموزشی. به عبارت دیگر، سیستم به جای پیشگیری، اجازه میدهد بحران خود را از طریق مرگ مصرفکنندگان «حل» کند، که هزینه انسانی بالایی دارد.
بودجه فدرال نیز این ناکارآمدی را برجسته میکند. در سال 2025، تنها 15 درصد از بودجه کل ضد مواد مخدر (حدود 40 میلیارد دلار) به برنامههای کاهش تقاضا مانند درمان و پیشگیری اختصاص یافته، در حالی که 60 درصد به عملیات مسدودسازی و نظامی صرف شده است.
این عدم تعادل، به گفته واندا فلباب-براون باعث ناکارآمدی سیاستها میشود زیرا بدون کاهش تقاضا، بازار قاچاق پایدار میماند. فلباب-براون توضیح میدهد که اگر ایالات متحده بر برنامههای آموزشی در مدارس، درمان اعتیاد در مراکز بهداشتی و حمایت از افراد آسیبپذیر تمرکز کند، میتواند تقاضا را از ریشه کاهش دهد.
برای مثال، برنامههای پیشگیری مانند آموزش در مورد خطرات فنتانیل میتواند مصرف را تا 20 درصد کاهش دهد، اما بودجه فعلی این برنامهها را نادیده میگیرد. در عمل، دولت ترامپ بیشتر بر شعارهای سختگیرانه تکیه کرده است.
کمکاریهای اجرایی آمریکا
گزارش دفتر بودجه کنگره در ژانویه 2026 سه نوع رویکرد سیاستی برای بحران افیونی را بررسی کرده: کاهش عرضه، کاهش تقاضا و کاهش آسیب. این گزارش نشان میدهد که رویکردهای کاهش تقاضا، مانند بهبود برنامههای نظارت بر داروهای تجویزی، میتوانند مصرف افیونیهای تجویزی را کاهش دهند، اما دولت فدرال در اجرای آنها کوتاهی کرده است.
علاوه بر این، گزارش منتشرشده در مجله اسپرینگر در سال 2025 در مورد تلاشهای کاهش آسیب در ایالات متحده، موانع سیاستی را برجسته میکند. این گزارش توضیح میدهد که سیاستهای فدرال و ایالتی دسترسی به داروهای درمان اعتیاد به افیون (مانند متادون و بوپرنورفین) را محدود میکنند، که این محدودیتها تقاضا را کنترل نمیکنند. برای نمونه، مقررات سخت برای تجویز متادون تنها در مراکز درمان افیونی اختصاصی، بسیاری از افراد را از درمان دور نگه میدارد. نویسندگان گزارش پیشنهاد میکنند که سازمان مبارزه با مواد مخدر و اداره خدمات سوءمصرف مواد و سلامت روانی باید گواهی تجویز متادون را به تنظیمات غیرمرتبط گسترش دهند، اما این اتفاق نیفتاده است.
فرید زکریا، تحلیلگر مسائل سیاسی آمریکا در برنامه شبکه رادیویی ملی در سال 2025 هشدار میدهد که تمرکز بر سمت عرضه بدون کنترل تقاضا و اسلحه بحران را پایدار نگه میدارد. زکریا توضیح میدهد که تقاضا مانند یک کشش مغناطیسی عمل میکند که مواد را به سمت ایالات متحده میکشد، و بدون برنامههای پیشگیری مانند آموزش در مدارس یا درمان در جوامع محلی، این کشش کاهش نمییابد.
او مثال میزند که در حالی که مرگهای افیونی کاهش جزئی داشته، مرگهای ناشی از متامفتامین و کوکائین 317 درصد از 2013 تا 2019 افزایش یافته، و این روند در 2025 ادامه دارد. زکریا استدلال میکند که اگر ایالات متحده به جای سرمایهگذاری در عملیات نظامی در آمریکای لاتین، بودجه را به برنامههای داخلی درمان اختصاص دهد، میتواند تقاضا را کاهش دهد و در نتیجه، نیاز کارتلها به کنترل بازار با خشونت کمتر شود.
قاچاق اسلحه و صادرات مهمات
حالا که به تقاضای داخلی ایالات متحده و نقش آن در ایجاد بازار قاچاق مواد پرداختیم، باید به جنبه دیگری از مسئله بپردازیم که مستقیماً با آن مرتبط است: قاچاق اسلحه و مهمات از ایالات متحده به جنوب.
این دو مسئله مانند دو روی یک سکه هستند. تقاضای بالا برای مواد مخدر در آمریکا، کارتلها را قدرتمند میکند و آنها را وادار به رقابت برای کنترل مسیرهای قاچاق مینماید. این رقابت نیاز به ابزارهای خشونتآمیز دارد – اسلحههایی که برای حفاظت از عملیات، حذف رقبا و کنترل مناطق استفاده میشوند.
اما اسلحهها از کجا میآیند؟ عمدتاً از ایالات متحده، جایی که قوانین سست خرید و فروش اسلحه، قاچاق را آسان میکند. بدون کنترل تقاضا، نیاز به اسلحه افزایش مییابد، و بدون کنترل قاچاق اسلحه، خشونت تشدید میشود. این ارتباط ساختاری است: تقاضای آمریکا بازار را ایجاد میکند، و قوانین اسلحه آمریکا ابزار خشونت را فراهم مینماید.
جولیا بونویت کارشناس شبکه تیآرتی ورلد تأکید میکند که این چرخه بدون اصلاحات داخلی آمریکا شکسته نمیشود. بونویت توضیح میدهد که کارتلها بدون اسلحههای آمریکایی نمیتوانستند به این سطح از قدرت برسند، و تقاضای آمریکایی بدون خشونت کارتلها پایدار نمیماند. بنابراین، عدم اقدام در یکی، دیگری را تقویت میکند.
گزارش توقف تسلیحات ایالات متحده به مکزیک در فوریه 2026 نشان میدهد که سالانه حدود 135 هزار اسلحه از آمریکا به مکزیک قاچاق میشود، و 70 تا 80 درصد اسلحههای کشفشده در مکزیک (مانند 10 هزار و 689 مورد در 2025) از ایالات متحده میآیند. این آمار نه تنها حجم مشکل را نشان میدهد، بلکه به ارتباط مستقیم با خشونت کارتلها اشاره دارد. برای مثال، مهمات کالیبر 50، که برای نابودی خودروها و هواپیماهای سبک طراحی شده، نمونهای کلیدی است: از 137 هزار پوکه کشفشده در مکزیک از 2012 تا 2026، 47 درصد از کارخانه لیک سیتی (متعلق به ارتش آمریکا) آمده است.
نتیجهگیری
تحلیلهای کارشناسی نشان میدهد که سیاستهای ایالات متحده در سالهای اخیر با تمرکز بر عملیات نظامی در مکزیک و ونزوئلا بدون اقدامات جدی برای کنترل تقاضای داخلی مواد مخدر و جریان اسلحه، چرخه خشونت را تشدید کرده است. بدون تغییر معادلات در سمت آمریکا، حوادثی مانند آنچه اخیراً در مکزیک رخ داد، ادامه خواهد یافت و امنیت منطقهای را تهدید خواهد کرد.
انتهای پیام/