به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بانک مرکزی تازهترین آمار پرداخت وام ازدواج و فرزندآوری را منتشر کرده؛ آماری که در نگاه نخست از افزایش پرداختها حکایت دارد، اما در واقعیت، یک سؤال قدیمی را دوباره به صدر بحث بازمیگرداند: اگر شبکه بانکی به تعهداتش عمل کرده، چرا صف وام ازدواج همچنان باقی مانده و بخشی از متقاضیان وارد سال آینده میشوند؟
بر اساس اعلام رسمی بانک مرکزی، شبکه بانکی تا سوم اسفند 1404 در مجموع 247.5 هزار میلیارد تومان تسهیلات ازدواج و فرزندآوری پرداخت کرده است. از این رقم، 201.5 هزار میلیارد تومان به حدود 600 هزار نفر وام ازدواج اختصاص یافته و 46 هزار میلیارد تومان نیز به نزدیک 500 هزار متقاضی وام فرزندآوری پرداخت شده است. طبق این آمار، 88 درصد از سهمیه وام ازدواج و 84 درصد از سهمیه وام فرزندآوری محقق شده است.
اما همین آمار رسمی، در کنار آنچه بانک مرکزی «تحقق سهمیه» مینامد، یک واقعیت دیگر را هم عیان میکند: صفها هنوز خالی نشدهاند.
صفی که در دل آمار پنهان مانده است
برای زوجهایی که ماههاست در صف وام ازدواج قرار دارند، درصد تحقق و حجم پرداخت، مسئله اصلی نیست. آنچه زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده، فاصلهای است که میان ثبتنام و دریافت وام ایجاد شده؛ فاصلهای که نه تاریخ روشنی دارد و نه تضمینی برای کوتاه شدن.
بسیاری از زوجهای جوان میگویند تصورشان از وام ازدواج، یک حمایت همزمان با شروع زندگی بوده، نه تسهیلاتی که ماهها بعد و در شرایطی کاملاً متفاوت به دستشان برسد. اینجاست که فاصله میان «سیاست حمایتی روی کاغذ» و «تجربه واقعی مردم» شکل میگیرد.
کارشناسان پولی معتقدند صف وام ازدواج پدیدهای مقطعی نیست. نبیزاده، کارشناس پولی و بانکی، ریشه شکلگیری این صفها را در ناترازی میان منابع و مصارف میداند؛ ناترازیای که از سال 1401 و همزمان با تشدید سیاست کنترل ترازنامه بانکها، اثر خود را بهتدریج نشان داد. به گفته او، سالانه حدود یک میلیون نفر متقاضی وام ازدواج و فرزندآوری هستند، اما منابعی که در بودجه برای این حجم تقاضا پیشبینی میشود، در همه سالها متناسب با آن نبوده است.
نتیجه این ناهماهنگی، صفی است که هر سال بخشی از آن به سال بعد منتقل میشود؛ حتی در سالهایی که آمار پرداختها از نظر عددی، «رکوردی» اعلام میشود.
تجربه بودجههای گذشته؛ چرا صفها جمع نشد؟
بررسی روند تصمیمگیری در بودجههای سالهای اخیر نشان میدهد سیاستگذار بارها میان «افزایش تعهد» و «تأمین منابع» دچار دوگانگی شده است. در بودجه 1403، مجلس همزمان افزایش مبلغ و افزایش منابع را در نظر گرفت، اما مجمع تشخیص مصلحت نظام تنها با افزایش مبلغ موافقت کرد و افزایش منابع را نپذیرفت؛ تصمیمی که به باقی ماندن صدها هزار نفر در صف وام ازدواج انجامید.
در بودجه 1404 نیز همین الگو تکرار شد. هرچند تلاشهایی برای افزایش منابع صورت گرفت، اما در نهایت، منابع پیشبینیشده با حجم واقعی تقاضا همخوانی نداشت و صفها بهطور کامل تخلیه نشد. طبق برآوردها، در پایان امسال بیش از 500 هزار نفر در صف وام ازدواج و حدود 500 هزار نفر در صف وام فرزندآوری قرار دارند؛ صفی که انتظار چندماهه را به یک تجربه مشترک برای متقاضیان تبدیل کرده است.
سیاست سال آینده؛ تثبیت برای مدیریت صف
در چنین شرایطی، سیاستگذار در بودجه سال آینده، مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. به جای افزایش تعهدات جدید، تمرکز اصلی بر «مدیریت صف» قرار گرفته و به همین دلیل، سقف وام ازدواج برای سال آینده بدون تغییر باقی مانده است.
در جریان بررسی بودجه، برآورد مرکز پژوهشهای مجلس نشان میداد شبکه بانکی توان تخصیص منابعی بیش از ارقام پیشنهادی اولیه را دارد، اما بانک مرکزی با استناد به محدودیتهای ترازنامهای، عدد پایینتری را قابل اجرا دانست. در نهایت، مجلس رقمی میانه را تصویب کرد؛ با این استدلال که تثبیت سیاست و جلوگیری از ایجاد صفهای جدید، در شرایط فعلی اولویت دارد.
این رویکرد اگرچه از منظر سیاستگذاری قابل تحلیل است، اما برای زوجهایی که هماکنون در صف قرار دارند، یک نگرانی جدی ایجاد کرده است: آیا این تثبیت، به کوتاه شدن زمان انتظار منجر میشود یا صرفاً صف موجود را مدیریت میکند؟
دغدغه زوجها؛ مسئله زمان است، نه عدد
زوجهای در صف وام ازدواج، کمتر درباره ارقام و بیشتر درباره زمان صحبت میکنند. آنها میگویند زندگی منتظر نمیماند؛ اجاره خانه، هزینههای جهیزیه و مخارج ابتدایی ازدواج، همزمان با تورم جلو میرود، اما وام در صف متوقف میشود.
بسیاری از متقاضیان معتقدند دیر رسیدن وام، بخش مهمی از کارکرد حمایتی آن را از بین میبرد. وقتی فاصله ثبتنام تا دریافت به ماهها میرسد، وام دیگر نقش «مشوق ازدواج» را ایفا نمیکند و بیشتر به یک کمک دیرهنگام تبدیل میشود.
فراتر از آمار؛ مسئله اعتماد عمومی
بانک مرکزی میگوید شبکه بانکی به سقف منابع ابلاغی پایبند بوده و سهمیهها را اجرا کرده است؛ گزارهای که از منظر اداری درست به نظر میرسد. اما آنچه در افکار عمومی اهمیت دارد، تجربه زیسته زوجهایی است که ماهها میان سامانه، بانک و انتظار سرگرداناند.
تا زمانی که سیاست وام ازدواج نتواند فاصله میان ثبتنام و دریافت را کاهش دهد، انتشار آمارهای بزرگ نیز برای مردم قانعکننده نخواهد بود. مسئله امروز، نه رقم وام، بلکه کارآمدی سیاست حمایتی و اعتماد زوجهای جوان به وعدههایی است که قرار بود آغاز زندگی را آسانتر کند.
انتهای پیام/