به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، قرآن کریم، قانون و منشور حق، ذکر بزرگ ایزدی و دستور مطور خدای دانا و حکیم است (یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکیمِ) (وَ إِنَّکَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ عَلیمٍ) قرآن کریم ناطقی است بر نبوت و شاهدی است بر راستی و درستی و امانت داری. رسول معظم آفریدگار، بر جهانیان، سند اسلام در عقاید، بایستهها و نابایستهها، قضاوت، سیاست، احکام، آداب، اخلاق و علوم و... است.
معجزه جاوید پیامبر است. معجزهای که مرزهای فصاحت و بلاغت را با جذبهای خاص در نور دید و مرزها در هم شکست و ندای تحدی (هم آورد طلبی) سر داد و تاکنون این تحدی بیپاسخ مانده و خود گواه بزرگ بر حقانیت قرآن و گفتار حق است. (قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً)
اعجازی است برگرفته از حروف و واژگان و هجاها و کلماتی که در دسترس همهی سخن وران و نادره پردازان جهان بوده و هست. کتابی است از سوی شخصی درس ناخوانده، اما از نظر شیوایی، رسایی، مضمون و محتوا، قوت و غلبه و تأثیر و جامعیت، حسن ادا و لطیف تعبیر و هماهنگی در لفظ و معنا و سبک و انشا و عاری از اختلاف و تناقض و تزلزل ساختار، از آغاز تا انجام در حد عالیترین اعجازهاست.(أَفَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً)
کتابی است که بیم و امید میدهد. (فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یخافُ وَعیدِ) (اِلّا تَذکِرةً لِمَن یَخشی) منشوری است که دادگری را میستاید، دانش و نیایش را معیار ارزش میداند، از پوچگرایی میرهاند، اندیشهها را به چکاد معنویت و عرفان و تعالی رهنمون میسازد. از تاریخ ادیان و ملّتها سخن میراند، پرده از اسرار آفرینش انسان و جهان بر میدارد. از خبرهای نهان میگوید. پایان کار را ترسیم میکند و به بهترینها دعوت میکند. (إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یهْدی لِلَّتی هِی أَقْوَمُ) بلکه غرایز را تلطیف، آرزوهای دیرپای بشر را در دنیای فریبا تعدیل، ناهنجاریهای رفتاری را درمان، اندیشهها را اصلاح، تجربهها را تقویت و دانش بشری را پشتوانهای بس استوار است. چه بسا روح را پرورشی شایسته، دیدگاهها را بسط و دلها را آرامش میبخشد. و به سوی زندگی پاکیزه و حیات طیبه فراخوان میدهد.
سزاست برای رهایی از تلاطم دریای پر موج زندگی پر فریب مادی به ریسمان استوار ایزدی (حبل المتین) دست یازیم و از برکات آن بهرهها گیریم و لوح عظیم خدایی را سر لوحه زندگی خویش قرار دهیم.
نه چون بسیاری از سنتگرایان راستین و دین داران پیرو و نیاکان پاک! از مغز مانده و به پوست بسنده کردهاند!
نگرشی است بر نیاز بازگشت به معنویت و اخلاق در پناه قرآن کریم در عصر صنعتگرای روز و آسیب شناسی جامعههای دیندار و فاصله اندیشه و آرمان و عمل ایشان با حقایق و آموزههای الاهی و برگرداندن قرآن کریم به صحنهی زندگی و اجرایی نمودن تعالیم حیات بخش آن در صحنهی اجتماع و رهایی از مهجوریّت است و روی برگردانی و بریدن رابطه! تا مصداق گلایه و شکایت پیامبر در آستان ایزدی نباشیم به روز رستاخیز و میکوشیم تا چون سقیفه نشنیسان، قرآن و عترت را به مصلحت خویش نگسلیم پیوند! «وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»(سوره فرقان، آیه 30)
هجر و مفهوم مهجوریت
هجر در لغت به معنای دوری کردن بدی یا زبانی و قلبی از دیگری است. راغب در مفردات آورده است: "الفارقة الأنسان غیره اِمّا با لبدن اَو بِاللّسان اَو بالقلب و گاهی دوری جستن به دل است و زبان. (هجرٌ بالقبِ اَو بالقَلبُ و اللّسانِ) و این منظور در لسان العرب آورده است: "هجر" به معنای فروگذاردن و بیاعتنایی کردن است. در جایی که کسی چیزی را رها نموده و نسبت به آن بیاعتنا شود گفته میشود. "هَجرتَ الشَّئَ هَجراً" "هجر" به معنای هذیان و سخن ناحق و ناروا نیز آمده است، چنان که گویند: "هَجر المریض" بیمار هذیان گفت.
خلیل در العین آورده است که هجر و هجران به معنای ترک چیزی است که لازم است به آن رسیدگی شود. در تاج العروس نزدیک به همین معنا آمده است. در القاموس المحیط به معنای ترککردن آمده است. در تهذیب الأسماء و الّلغات، به معنای جداشدن و ضدّ وصل آمده است. در المعجم الوسیط نیز به معنای دورشدن، رها کردن و روی برگرداندن از چیزی آمده و گفته شده کلام مهجور یعنی کلامی که کاربرد آن ترک و رها شده و کنار گذاشته شده است.
واژه "اتخاذ" که باب تفعیل است و متعدّی دو معفولی است به معنای: جعل و قراردادن، پیشی گرفتن و ساختن است. و معنی چون این میشود که پروردگارا: امت من، قرآن را ترک گفته و رها ساختند و از آن روی تافته و مهجورش قرار دادند و با توجه به معنای حسی و غیر حسی آن دو گونه برداشت میشود از معنای آیه: الف) درباره قرآن به هذیان و سخن نامعقول و زشت پرداختند و پنداشتند که قرآن شعر، سحر و افسانه پیشینیان است. ب) از قرآن روی تاختند و آنچه را که ملزم به انجام آن بودند ترک و رها ساخته و به آن گوش فرا نداده و دربارهاش سخنهای بیهوده گفتند.
زمخشری در کشاف میگوید: مهجوراً یعنی که قرآن را ترک و رها کردند و مردم را از شنیدن و ایمان آوردن به آن بازداشتند و مانند این نظریهها را مفسّرانی چون فیض کاشانی در تفسیر صافی، ج4، ص11- شیخ اسماعیل حقّی در روح البیان، ج6، ص207 و سید عبدالله شبّر در الوجیز، ص349 نقل کردهاند.
و با آمدن این صیغه در فراز نخست آیه (...إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً) معنای تازهای از کلمه "مهجورا" را القا میکند و بیانگر این نکته است که امت اسلام نه تنها قرآن را ترک نگفته و از آن روی نگردانده است، بلکه در اختیار گرفته و به آن دست یازیده است، ولی در اثر فهم نادرست و استفاده بهینه، بایسته و شایسته از آن در صحنه عمل مهجور و متروک ساختهاند. بنابراین دوری و رویگردانی و مهجور ساختن قرآن در حالی است که ظاهراً بدان پرداختهاند و بوی بهرهگیری به مشام میرسد، ولی این رویکردها، بیگانه با قرآن است. رفتار امّت اسلام به مانند کسی است که به جایی دعوت شده است. پانهاده است و در جشن و بزم و نشست و... حضور یافته است ولی به جای درک حضور میزبان و رهآورد فراخوان و برنامههای همایش و... گرفتار نقش و نگار در و دیوار خانه گشته است!
بسیاری از مفسران (ابن کثیر، فخر رازی، آلوسی، ابوالمحاسن جرجانی و...) را باور این استکه این شکایت از سوی پیامبر در دنیا بوده و واقع شده است، چون موافق ظاهر و دلالت الفاظ گواه این رأی است و گوش فرا ندادن، ایجاد سر و صدا و هیاهو تا دیگران هم نشنوند، عدم ایمان به قرآن، عدم تصدیق آن، عدم تدبر و فهم آن، ترک عمل به آن، عدم پرهیز از امرو نهی آن، روی تافتن از آن و برسان شعر و آواز و افسون دانستن آن از مصادیق هجران است.
در تفسیر "گازر" آمده است. «خدای متعال شکایت پیامبر را از امت خود بازگو میکند که چون این گفت: بار خدایا! امت من، این قرآن را مهجور نموده و رهایش کردند، آن را نخواندند، نشنیدند، در آن اندیشه نکردند تا بدان عمل کننند و گفتند هذیان و باطل است و از جنس سخن دیوانگان است.
و در تفسیر برهان چون این میخوانیم: امام علی (ع) در خطبهای طولانی فرمودند: «من آن ذکری هستم که مردم از آن دور شدند، من آن راهی هستم که مردم از آن منحرف شدند و ایمانی که نسبت به آن کفر ورزیدند و قرآنی که آن را مهجور و رها کردند و دینی که آن را دروغ انگاشتند.» پس مهجور است از نظر مغز و محتوا، متروک است از نظر اندیشه و عمل به آموزههای سازندهاش و فریادرسای پیامبر برای زندگی امروز امت اسلام است.
یادداشت از: احمدعلی افتخاری، استاد دانشگاه
انتهای پیام/