حجتالاسلام والمسلمین مصطفی اسکندری، عضو شورای علمی مجله حکومت اسلامی، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، به ماهیتشناسی انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: ماهیت انقلاب اسلامی از نامش پیداست؛ اسلام اساسیترین مؤلفه انقلاب اسلامی است که از ایجاد و تعمیق انگیزه تا تعیین چارچوبهای فکری و رفتاری و محدوده پیشرفت و آینده انقلاب تأثیر خود را داشته است.
نویسنده کتاب «شناخت استعمار» تصریحکرد: انقلاب ما یک انقلاب مردمبنیان بود؛ رهبران انقلاب، ابتدا مردم را آگاه کردند و این آگاهی بود که سبب بسیج مردم برای پیروزی انقلاب شد؛ از سوی دیگر، عقلانیت رهبران انقلاب در کنار تدین و عبودیت از مؤلفههای اساسی انقلاب بود که سبب شد با کمترین هزینه و بدون دچار شدن به خشونت به پیروزی برسد. انقلاب اسلامی همچنین صرفاً استبداد ستیز نبود بلکه استکبارستیز همبود و میخواست هژمونی بینالمللی استکبار را بشکند و راز این همه دشمنی با آن نیز همین است.
استاد حوزه و دانشگاه، ایرانی بودن را از دیگر مؤلفههای انقلاب اسلامی برشمرد و افزود: دینی بودن، فصل ممیز انقلاب اسلامی از سایر انقلابهای دنیا است؛ شریعت اسلام برای هر رفتار انسان ضابطه و چارچوب دارد؛ بنابراین مسلمانان آزاد نیستند که هر طور دلشان خواست رفتار کنند و این چارچوب علاوه بر رهبران انقلاب، در رفتار مردم نیز متجلی بود. در اسلام، جان، آبرو و اموال انسان بسیار اهمیت دارد و فقه اسلام تأکید دارد که اینها تا حد امکان نباید ضربه ببیند بر این اساس مردم در تظاهرات خود رعایت میکردند که حتی نظامیان رژیم شاه آسیب نبینند و حتی دیدیم که در لوله تفنگهای ارتش، گل میگذاشتند.
حجتالاسلام اسکندری ابراز کرد: از طرفی، امام خمینی بهعنوان رهبر انقلاب، اصلاً اعتقادی به انقلاب مسلحانه نداشت و انقلاب اسلامی هرگز مسلحانه پیش نرفته است؛ تنها جایی که مردم دست به اسلحه بردند، عصر روز 21 بهمن آن هم به درخواست نیروی هوایی بود که مردم را مسلح کرد تا از آنها مقابل گارد جاویدان دفاع کنند و دو سه روز بعد از 22 بهمن، امام طی بیانیهای از مردم خواست همانها را هم تحویل دهند که همه این کار را کردند جز فدائیان خلق و منافقین.
وی ادامهداد: پس از انقلاب نیز امام حتی اجازه اعدام کسانی را که مستحق مرگ بودند، نداد و برای همه آنها دادگاه تشکیل شد و سپس مجازات شدند. پس انقلاب اسلامی اهل خشونت نبود؛ اگر گاهی شنیدهاید زمان پهلوی انفجاری میشد یا پلیسی کسی کشته میشد، کار همان گروههای چپ بود وگرنه انقلابیها اگر هم جایی قتل را لازم میدیدند حتماً از یک مجتهد اجازه میگرفتند.
عضو شورای علمی مجله حکومت اسلامی درباره علت مخالفت امام با قیام مسلحانه گفت: اصل قضیه همان اسلام بود که برای جان و مال و آبروی مردم احترام و ارزش قائل است؛ بر این اساس از اهداف انقلاب اسلامی، اصلاح فکر مردم بود که اتفاق افتاد و خصوصاً در اوایل انقلاب شاهد تحول روحی عظیمی در مردم بودیم؛ ولی متأسفانه بعدها بهخاطر دنیاداری که توسط برخی مسئولان رواج یافت و به مردم کشیده شد، این روحیه افت کرد.
مخالفت با تشکیل حکومت اسلامی یعنی مخالفت با اصل اسلام
وی درباره برخی گروههایی که با استناد به روایات، تشکیل حکومت اسلامی پیش از ظهور را مشروع نمیدانند، خاطرنشان کرد: اولاً چنین برداشتی با اسلام اصیل منطبق نیست؛ اسلامی که خودش بهدنبال انقلاب روحی و فکری است و برای رهاندن انسان از غل و زنجیرهایی که سد راه حرکت او بهسوی خدا هستند، آمده است؛ بالتبع هدف انقلاب اسلامی نیز ایجاد وضعیتی است که همه موانع سد راه خدا را از جلوی افراد بردارد تا به عبودیت خدا و نفی طاغوت برسند.
حجتالاسلام اسکندری افزود: دوماً سابقه انقلاب اسلامی در طی تاریخ، به امامحسین(ع) برمیگردد؛ اگر قائل باشیم پیش از ظهور هر انقلابی ایراد دارد پس ناگزیر باید بپذیریم که قیام امامحسین(ع) یا قیام و تشکیل حکومت پیامبر(ص) هم اشکال داشته است! در حالی که سیره ائمه اطهار(ع) خلاف این بوده و حتی قیام غیر معصوم را هم تأیید و تشویق میکردند (مانند قیام زید بن علی). در دوران غیبت امامزمان(عج) نیز عده زیادی از مراجع شهید شدهاند؛ این یعنی مخالفت یا حرکتی علیه قدرتهای حاکم و طاغوت داشتهاند وگرنه چرا باید شهید میشدند؟!
وی اظهار کرد: سوما روایاتی که مورد استناد این گروهها است، معمولاً یا درباره افرادی خاص در همان زمان صدور بوده است (مثل افراد احساساتی و هیجانی که بدون درک و سنجش شرایط، قیام میکردند و نهتنها پیروز نمیشدند بلکه هزینههای جانی و مالی بسیاری هم به بار میآوردند) یا مربوط به مدعیان مهدویت است که مردم را به خود میخوانند یا اصولاً سندشان ضعیف است. بنابراین برداشت حجتیه از روایات، سطحی و یک جانبه است که با مسلمات دینی همچون امربهمعروف و نهی از منکر همخوانی ندارد.
ولایتفقیه، همزاد فقه شیعه است نه امری بدیع
استاد حوزه و دانشگاه درباره پیشینه بحث ولایتفقیه یادآور شد: ولایتفقیه، همزاد فقه شیعه و از اول بوده است؛ حتی زمان ائمه اطهار(ع). کسانی که فکر میکنند ولایتفقیه توسط امام خمینی مطرح شدهاست، توجه ندارند که فقه شیعه دو دوره اصلی دارد؛ یکی فقه مأثور یا فقه روایی که از اول تا قرن پنجم را در برمیگیرد و در آن فقه، در قالب روایت مطرح میشد و برخلاف امروز، مجتهدین و فقها بیشتر راویان حدیث بودند. دوره دوم نیز مربوط به قرن پنجم بهبعد است که چون مسائل فقهی گستردهتر شده بود و دیگر امکان پاسخگویی با استفاده از لفظ روایت نبود، نیاز به استنباط حکم از روایات توسط فقیه ایجاد شد (فقه تفریعی) که بنیانگذار آن شیخ طوسی بود.
حجتالاسلام اسکندری اظهار کرد: دو ویژگی مبحث ولایتفقیه این است که اولاً در منابع قدیمی بهصورت مستقل مطرح نشده است و لابه لای مباحثی که تناسب داشته، آمده است (مثل بحث خمس، قضا، جهاد، بیع و...). دوماً همان طرح غیرمستقل هم مختصر بوده است؛ فقها چون از یکسو تقیه میکردند و از سوی دیگر هیچ گاه فکر نمیکردند که بتوانند حکومت تشکیل دهند، نیاز به تشریح بیشتر بحث نمیدیدند و فقط در حدی که تکلیف مردم را روشن کند میپرداختند.
وی با تأکید بر اینکه ولایتفقیه در دوران غیبت، تز سیاسی اسلام است، افزود: خداوند خالق و مالک حقیقی انسان و هستی است پس جز به اذن او کسی حق دخل و تصرف در امور هستی یا انسان را ندارد (هر که بدون اذن این کار را کند، طاغوت است). خداوند در درجه اول به پیامبر اسلام و برخی پیامبران پیشین و سپس به ائمه معصومین چنین اذن داده است. در دوران غیبت نیز که دسترسی به معصوم میسر نیست، به کسی که از جهت علم به قانون خدا (فقه) و صلاحیت اخلاقی (عدالت)، نزدیکترین فرد به امام باشد، اذن داده شده است.
با وجود موانع، پیشرفت خوبی داشتهایم
عضو شورای علمی مجله حکومت اسلامی در پاسخ این پرسش که انقلاب و نظام اسلامی چقدر در ترویج و تثبیت ارزشها و فرهنگ دینی در جامعه موفق بوده است، گفت: برای تحلیل میزان موفقیت هر نظام یا فردی باید امکانات و موانع پیش روی او را مد نظر قرار داد؛ با وجود موانعی که در مسیر انقلاب اسلامی وجود داشته و دارد، کارآمدی آن در ترویج و احیای شعایر دینی بسیار زیاد بوده است؛ برای نمونه یادم هست در دهه 40 آن هم در منطقه ما که متدین بودند، در مجالس ختم، سی نفر پیدا نمیشد که بتوانند قرآن بخوانند و قرآن یک دور ختم شود در حالی که امروز در سنین و میان اقشار و صنوف مختلف چندین قاری و حافظ قرآن داریم. همچنین استقبال جوانان از مساجد و مراسمها و فعالیهای معنوی مثل هیأت، اعتکاف، زیارت و خدمات جهادی بسیار زیاد شدهاست در حالی که پیش از انقلاب یک صدم هجمه فرهنگی و تفکر لیبرالی که اکنون علیه مردم وجود دارد، نبود.
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام/