خبرگزاری تسنیم ـ عباس نورزائی، فعال سیاسی و اجتماعی | روز گذشته با شنیدن سخنان رهبر معظم انقلاب که تمام قد در برابر سلطه ایستاد، ذهنم ناخودآگاه به دههها قبل برگشت؛ به روزهایی که تازه نشان سپاه را دیده بودم و با خود گفته بودم انتخاب این آیه چقدر سنجیده است. آن روزها، معناها هنوز خام بودند و فهم نسبت میان «آیه»، «قدرت» و «مردم» زمان میخواست؛ امروز اما، همان نشانهها به زبان واقعیت با ما سخن میگویند.
اکنون بهتر میفهمم که «آمادگی تا حد توان» فقط یک فرمان نظامی نبود؛ یک منطق حکمرانی بود. منطقی که میگفت نه افراط، نه تفریط؛ نه ماجراجویی، نه انفعال. ایستادن محکم در برابر سلطه، وقتی معنا پیدا میکند که از دل تکلیف بیرون آمده باشد، نه از هیجان مقطعی یا محاسبههای کوتاهمدت.
در این چارچوب، قدرت صرفاً ابزار سخت نیست؛ قدرت، ترکیب ایمان، مردم و عقلانیت است. همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها نشان داده است، میتوان در برابر دشمن قاطع بود و همزمان در برابر مردم نرم، مسئولانه و شنوا. این جمع بهظاهر متناقض، محصول سالها صبر، تجربه و پایبندی به اصول است.
اعلام «شهید» بودن جانباختگان مظلوم وسط خیابان، نشانه همین منطق است؛ پذیرش مسئولیت اخلاقی، بیآنکه مرز حق و باطل مخدوش شود. گفتن «خدا با ماست» و «هیهات که همچو منی با یزید بیعت کند» نیز در این روایت، شعار نیست؛ پشتوانهای است که از عمل به تکلیف میآید و در بزنگاهها آرامش و اطمینان میآفریند.
وقتی این مسیر را کنار سخنان دیروز آیتالله خامنهای(حفظهالله) میگذارم، در مییابم که فهم عمیق برخی تصمیمات، دههها زمان میطلبد. ادراک پیوند میان صلح عزتمند و مقاومت هوشمند، میان قدرت و اخلاق، میان ایستادگی و مردمداری، با شتاب حاصل نمیشود؛ صبر میخواهد و مداومت.
امروز، آن آیه و آن نشان، برایم نه یادگاری از گذشته، که نقشه راه اکنون است. تجربه به من آموخته است که تاریخ، معناها را یکباره آشکار نمیکند؛ باید ایستاد، دید و صبر کرد تا روشن شود چرا که برخی انتخابها سالها بعد، بهروشنی روز، خودشان را اثبات میکنند.
انتهای پیام/